مدیریت، سیاست، حقوق، معماری، اقتصاد، بیمه،.. |  آموزش، کاریابی، رایانه، وب،..  |  ورزش، تغذیه، بهداشت حرفه،.. |  پزشکی، اورژانس، دارو، روان،،.. |  مذهب، هنر، تاریخ،... 
گذری و نظری به بوی دهان در ادبیات و فرهنگ ایران

گذری و نظری به بوی دهان در ادبیات و فرهنگ ایران

بد و خوب و زشت و زيباي جسم بطور قطع عواقب مخصوص بخود را در روح آدمي بر جاي مي گذارد و از آنجا بطور عام وارد فرهنگ و سپس بطور خاص وارد ادبيات مي شود. در چهارچوب حرفه دندانپزشكي نيز دندان زشت يا دندان زيبا، بوي خوب يا بوي بد دهان افراد و بسياري موارد ديگر كه به دهان و دندان زيبا، بوي خوب يا بوي بد دهان و دندان مربوط است از مسير اثرات عاطفي و زيبايي شناسانه آن وارد عرصه ادبيات و فرهنگ مي شود. بدون شك نگاه كلينيكي به انسان، به نحوي كه فكر كنيم انسان مجموعه اي از اعضاء بهم مونتاژ شده است ما را به درك درستي از اين اشرف مخلوقات رهنمون نمي شود. انسان علاوه بر جسم با مجموعه اي از ارزش ها، باورها و به طور كلي همه آن عواملي است كه تاريخ و فرهنگ او را مي سازد و با آن شناخته مي شود.براين اساس براي درمان دقيق تر، طبيب علاوه بر شناخت علمي- تخصصي، بايد حتي الامكان با روحيات و فرهنگ انسان هايي كه بيمار او هستند آشنا باشد. عبيد زاكاني در انتقاد از شناخت تك بعدي طبيب از انسان به طنز چنين مي گويد: ظريفي از طبيبي پرسيد كه بوسه سرد است يا گرم؟ گفت اينرا ندانم، ليكن آنقدر دانم كه سخت بادانگيز است. دراين باب دوست اديبي نيز از سر طنز با من مي گفت: اگر بخواهي انسان و خدمت به او را فقط از طريق متون و كار دندان‌پزشكي بشناسي آنوقت تمام جهانبيني ات تبديل به دهان بيني مي شود. درباره بد و خوب بوي دهان سخن بسيار است چرا كه بقول حافظ« آنجا كه رنگ و بوي بود گفتگو بود.» آنچه مسلم است بد وخوب بوي دهان در ادبيات شفاهي مردم و متون كلاسيك چه با معني حقيقي و چه با معاني مجازي و با تلميح و استعاره، بارها و بارها به‌كار گرفته شده است و شناخت از آن به نوعي به شناخت از فرهنگ جامعه و مردم كه بيماران ما هستند كمك خواهد كرد.
اما بررسي بوي دهان از جنبه هاي مثبت و منفي آن در فرهنگ مكتوب و شفاهي از حوصله ي مقاله اي كوتاه فراتر است و شايد بتوان كتابي درباره آن تدوين كرد. آنچه از نظرتان مي گذرد گذري كوتاه دراين موضوع است كه اميدواريم مورد قبول خوانندگان عزيز واقع شود.

بوي دهان در طنز منثور فارسي
عبيد زاكاني بزرگ ترين طنز نويس تاريخ ايران و از متقدمين طنز اجتماعي در جهان است كه آثاري نيز در مذمت بوي بد دهان دارد.
مولانا عبيد با زبان طنز بسياري از پلشتي هاي دوران خود را نقد مي كند. انساندوستي، صلح طلبي و مخالفت با تعصب و جزم انديشي در آثار عبيد زاكاني موج مي زند. اگر چه نوشته ي زير نمي تواند شخصيت ادبي عبيد را معرفي كند اما چون راجع به بوي بد دهان است آنرا نقل مي كنيم. گند دهاني نزد طبيب شد و از درد دندان بناليد. پس چون طبيبش دهان بگشود، بويي ناخوش به مشامش رسيد. گفت: اين كار صنعت من نباشد، نزد چاه خويان و كناسان شو.
عبيد در جايي ديگر مي گويد:
گنده دهاني باكري به نجوا سخن مي گفت. گران گوش گفت: از آنچه تو گفتي جز اينم دستگير نشد كه در گوش من گند ميدمي.
و هم او در جايي ديگر مي گويد:
مردي، بقالي راگفت: اگر پياز داري به من ده كه با آن دهانم را خوشبو سازم. بقال گفت: مگر گ ... خورده اي كه مي خواهي با پياز دهانت را خوشبو سازي؟
در كتاب لطائف المعارف نيز نقل شده است:
مردي كه دهان او علت بخار داشت و از نفس او بوي ناخوشايند مي آمد نزد طبيبي رفت و گفت در چشم من تشويشي پيداست، احتياط فرماي و ملاحظه كن كه رگي برخاسته يا چيزي در آن افتاده؟ پس روي خود را نزديك طبيب آورد، طبيب بوي دهان او را احساس كرد و دماغش از آن بوي برآشفت گفت اي مرد چشم تو هيچ تشويشي ندارد اما علاج معده خود كن كه آنچه از منفذ سفلي دفع مي بايد كرد، معده تو آنرا از راه دهان دفع مي كند.

بوي دهان در فرهنگ مردم
در فرهنگ مردم بوي بد دهان گاه در معني مجازي و گاه به كنايه بكار رفته است مثلاً (دهانش بوي شير مي دهد)دراين مثل بوي دهان معرف خامي و ناپختگي فرد است و يا در مثل ديگر «مگر سير خورده ام كه از بو گندش بترسم» مراد آنست كه كار خلافي نكرده ام كه از عواقب آن هراس داشته باشم.
در باورهاي مردمي كه جنبه آئيني دارد و يا به نوعي با باورهاي ديني پيوند خورده است نيز مذمت و دوري از بوي بد دهان وجود دارد مثلاً مي گويند«ملائكه از بوي بد متاذي مي شوند» و يا در كتاب حيوان آمده است كه«خوردن سير وپياز مكروه است خصوصاً شب جمعه كه موجب نفرت ملائكه مي شود». در باورهاي مردم راه هاي درماني براي از بين بردن بوي بد دهان ارائه شده كه از آن جمله مكيدن عقيق است. احتمالاً مكيدن عميق موجب ترشح بزاق و كاهش بوي بد دهان مي شود. بوي دهان همچنين بعنوان نشانه اي براي كشف خلاف و يا پوشاندن كار خلاف نيز مطرح است معمول ترين آن كشف گناه شرابخواري است كه به شكل امثال و حكم و يا در ادبيات با معاني مجازي ديده مي شود. از جمله داستان هايي كه در اين باره وجود دارد يكي اين است كه مي گويند ناصرالدين شاه پس از بازگشت از دومين سفر خود به اروپا، فردي ايتاليايي الاصل به نام كنت مونت فرت را به توصيه پادشاه اتريش به ايران آورد. نامبرده از دشمنان گاريبالدي ميهن پرست معروف ايتاليايي بود كه به اتريش فرار كرده بود و به مزد خيانت هايش از سوي امپراطور اتريش به لقب كنت مفتخر شده بود و جالب است كه بدانيم چهارراه كنت در خيابان لاله زار هم به نام اوست. ناصرالدين شاه براي مقابله با ترور كه در آن روزگار هم زياد بود كنت مونت فرت را مأمور سازماندهي نظميه (شهرباني امروز) مي كند. نفوذ اين اجنبي بر روي ناصرالدين بحدي مي رسد كه خود شاه در ستايش كنت چنين مي سرايد:
انديشه كنيد خيل رندان ز پليس
 يك جو نرود به خرج ايشان تدليس

در كنده كنت مونت فور خواهد مرد
در چرخ اگر كند خطايي ابليس

مردم ايران كه از نفوذ و قدرت اين اجنبي دل خوشي نداشتند اشعار زيادي ير عليه او سرودند و از جمله رندي اين شعر را در پاسخ ناصرالدين شاه سرود:
اي باده خوران سيه شده روز شما
حكم است پليس بو كندپوز شما

از من شنويد و باده را حقنه كنيد
تا بو كنند بعد از اين ... وز شما

دراين شعر طنز اصلي متوجه پليس است اما باده خوري و راه كشف آن از طريق بوي بد دهان نيز به نوعي به سخره گرفته شده است.
در ضرب المثل ديگري نيز چنين آمده است (مي گويد روغن را گربه خورده بي‌بي دهن مرا بو مي كند!) مراد از اين ضرب المثل آنست كه گوينده مي خواهد حقيقتي از چشم ديگران مخفي كند. در توضيح اين ضرب المثل مي گويند: غلام جوان مشغول بوسيدن خاتون خود بود كه ناگاه خواجه از در مي رسد. غلام جوان براي شبهه افكندن به خواجه مي گويد خواجه بدادم برس: روغن را گربه خورده است و خاتون شكاك دهان من بي گناه را بو مي كند.

بوي بد دهان در داستان هاي تاريخي
بوي بد دهان در شاهنامه فردوسي
حماسه سراي بزرگ ايراني فردوسي طوسي درباره تولد اسكندر مقدوني مي گويد كه داراب شاه ايران از شاه مقدونيه باج ميگرفت و از جمله از او خواست كه دخترش را به او بدهد. شاه مقدونيه دخترش ناهيد را به زني به داراب داد. داراب از بوي بد دهان ناهيد آزرده شد و از او كناره گرفت.

شبي خفته بد ماه با شهريار
پر از گوهر و بوي و رنگ و كنار

همانا كه بر زد يكي تيز دم
شهنشاه از آن تيزدم شد دژم

بپيچيد در جامه و سر بتافت
كه از نكهتش بوي ناخوش بيافت

از آن بوي شد شاه ايران دژم
پر انديشه جان، ابروان پر زخم

علي رغم آنكه پزشكان با گياهي سوزنده و تند بنام اسكندر، بوي دهان ناهيد را مداوا مي كنند اما داراب ديگر ناهيد را نمي پذيرد و زن بيچاره با كودكي كه در شكم داشت به خانه پدر برمي گردد. وقتي پسر ناهيد به دنيا آمد به ياد آن گياه كه بوي بد دهانش را از بين برده بود كودك را اسكندر مي نامد. همين اسكندر بعداً با پسر داراب يعني دارا مي جنگد و چند سالي بر ايران حكومت مي كند. نظامي عروضي در كتاب اسكندرنامه، نظر فردوسي را در مورد ايراني نسب بودن اسكندر رد مي كند. و دكتر محمدجعفر محجوب محقق برجسته چنين مي گويد كه فردوسي از فرط ميهن دوستي چنين نسبي را براي اسكندر در نظر گرفته است تا حكومت اسكندر ر ا بر ايران به واسطه نسب و خون ايراني او توجيه كند.

بوي بد دهان در داستان خسرو شيرين
داستان تاريخي ديگري كه در آن بوي بد دهان مطرح شده است، منظومه خسرو شيرين اثر برجسته استاد حكيم، نظامي گنجوي است. خسرو شاه عياش و شهوتران دل در گرو عشق دختري ارمني به نام شيرين دارد و مدتي بر اثر رفتار نادرست خسرو، بين شيرين و او جدايي مي افتد. خسرو بنا به منش عياش خود در اين مدت با زني بنام شكر اصفهاني ازدواج مي كند. در شب زفاف شكر متوجه بوي بد دهان خسرومي شود و به او مي گويد:

همه چيزيت هست از خوبرويي
زشيرين پيكري و نغز گويي

يكي عيب است اگر نايد گرانت
كه بويي در نمك دارد دهانت

نمك در مردم آرد بوي پاكي
تو با چندين نمك چون بويناكي

در قسمت بعدي شعر خسرو راه علاج را از شكر مي پرسد و بعد از يكسال درمان، شكر بهبودي شاه را به او بشارت مي دهد.

به سوسن بوي شه گفتا چه تدبير
سمنبر گفت: سالي خوردن سير

ملك چون رخت از آن بتخانه بربست
گرفت آن پند را يكسال بر دست

شبي بر عادت پارينه برخاست
زشكر باز بازاري بياراست

چو شكلي چند رفت از عيش سازي
پديد آمد نشان بوس و بازي

همان جفته نهاد آن سيم ساقش
 به جفتي ديگر از خود كرد طاقش

چو لشكر بر رحيل افتاد شب را
ملك پرسيد باز آن نوش لب را

كه چون من هيچ مهماني رسيدت
 به از من، هم گريباني رسيدت

جوابي شكرينش داد شكر
كه پارم بود ياري چون تو در بر

جز آن كان شخص را بوي دهان بود
تو خوشبوئي ازين به چون توان بود

گند دهاني عبدالملك بن مروان معروف به ابولذبان
عبدالملك بن مروان به گند دهان و بخل شهرت داشت، از اين جهت به ابوالذبان لقب يافت (ذبان جمع ذباب است كه به معني مگس و گاهي پشه و زنبور مي باشد). لقب ابوالذبان از آن جهت به وي داده شده كه چون مگسان بدور دهان او جمع مي شدند ازبوي گند دهانش به زمين مي افتادند و مي مردند. نقل شده است كه وقتي سيبي را گاز زد و آن را بسوي يكي از زنانش انداخت ، آن زن از خادمه كاردي خواست، عبدالملك گفت چه قصد داري؟ پاسخ داد مي خواهم بوي بدر را از بزدايم. عبدالملك چون اين سخن را شنيد او را رها كرد.
يكي از زنانش به وي گفت چرا مسواك نمي زني اي امير مومنان؟ گفت در دهان تو مسواك مي كنم.

بوي دهان در شعر فارسي
در شعر فارسي به كارگيري بوي دهان در معاني مجازي و معاني حقيقي بكرات ديده شده است مثلاً مولوي عارف جليل القدر ايراني مي گويد:
باده خاص خورده اي، نقل خلاص خورده اي         بوي شراب مي زند خربزه در دهان مكن
شراب در اين شعر با معنايي كه عرفا براي آن قايلند به كار رفته است. شرح نمادهاي شعري در ادبيات عرفاني از شيخ محمود شبستري تا كتاب هاي دكتر سيد صادق گوهرين بسط و تفصيل بسيار دارد كه از حوصله اين مقاله خارج است.

بوي دهان در بوستان سعدي
شاعرحكيم سعدي شيرازي درباره بوي بد دهان درقالب داستاني از مامون خليفه عباسي  چنين مي گويد:

چو دور خلافت به مأمون رسيد
 يكي ماه پيكر كنيزك خريد

به چهره آفتابي به تن گلبني
به عقل خردمند، بازي كني

به خون عزيزان فروبرده چنگ
سرانگشت ها كرده عناب رنگ

برابر وي عابد فريبش خضاب،
چو قوس قزح بود بر آفتاب

شب خلوت، آن لعبت حورزاد،
 مگر تن درآغوش مامون نداد

گرفت آتش خشم در وي عظيم
سرش خواست كردن چو جوزادونيم

به گفتا: سراينك به شمشير تيز
بينداز وبا من مكن خفت و خيز

بگفت: از چه بر دل گزند آمدت!
چه خصلت زمن ناپسند آمدت؟

به گفت: اركشي ورشكافي سرم،
زبوي دهانت به رنج اندرم

كشد تير پيكار و تيغ ستم
به يكبار و بوي دهن دم به دم

شنيد اين سخن سرور نيكبخت
بر آشفت تند و برنجيد سخت

همه شب درين فكر بود ونخفت
دگر روز با هوشمندان بگفت

طبيعت شناسان هر كشوري
 سخن گفت با هريك از هر دري

دلش گر چه در حال ازاورنجه شد
دواكرد و خوشبوي چون غنچه شد

پريچهر را همنشين كرد و دوست
كه اين، عيب من گفت، يار من اوست

به نزد من آنكس نكوخواه تست،
كه گويد فلان خار، در راه تست

به گمراه گفتن، نكو مي روي
گناهي تمامست و جرمي قوي

هر آنگه كه عيبت نگويند پيش،
هنر داني از جاهلي عيب خويش

مگو شهد شيرين شكر فايق است
كسي را كه سقمونيا لايق است

چه خوش گفت يكروز داروفروش
شفا بايدت، داروي تلخ، نوش

اگر شربتي بايدت سودمند، 
ز سعدي ستان تلخ داروي پند،

به پرويزن معرفت بيخته
به شهد و ظرافت برآميخته

سعدي شاعر بزرگ قرن هفتم ايضا دراظهار نظري متناقض راجع به بوي دهان خوبرويان چنين مي گويد:

با تو مرا سوختن اندر عذاب
به كه شدن با دگري در بهشت

بوي پياز از دهن خوبروي
نغزتر آمد زگل از دست زشت

شاعر ديگري در اين باب مي گويد:

بوي چمن از دهان تو مي شنوم
نام تو ز لاله و سمن مي شنوم

ايضاً طالب آملي مي گويد:
آن كنج لب كه بوسه زشكر دريغ داشت يا رب عذاب اين دهن تلخ چون كشيد؟

ازبين دندان پزشكان شاعر، دكتر افشين قناد شعري از سر طنز درباب بوي بد دهان دارد ومي گويد

همه هست آرزويم كه نيايد از توبويي
چه زيان تورا كه ازمن نبري توآبرويي
توهنوز خويشتن را نگشوده اي وبينم
همه كس زمن فراري زهراس گفتگويي
چودهان تميز گرددبه ترشح بزاقي
به چه ماندآن بزاقت گل ولاي عمق جويي
نروم به خواستگاري كه اگر بگويد آري
به چه روي لب گذارم به لبان كامجويي
به حكيمخانه رفتم چوجواب رد شنيدم
چه كنم چوقيرگوني نكنم چنين گلويي
همه شب نهاده ام سربه اميد آنكه ديگر
نشود زشرم رويم رخ سرخ چون لبويي
ولي آن اميدواري برود زكف به زاري
چوفروكند مخاطب به دماغ خود پتويي
زغم تو بس كه نالم دگر ازخدا بخواهم
كه بگيرد اين سرازمن عوضش دهد كدويي

و بالاخره از شعراي بلندآوازه معاصر احمد شاملو در بخش اول يكي از شعرهاي بلندش چنين مي گويد:
دهانت را مي بويند 
مبادا كه گفته باشي دوستت دارم
دلت را مي بويند                    
 چه روزگار غريبي ست نازنين
دراين شعر بوي دهان نماد احوالات شخصيه افراد است كه شاملو تجسس در اين احوالات را تقبيح    مي كند. و بالاخره قيصر امين پور در بيتي از يك غزل زيبا مي گويد:
دهانم شد از بوي نام تو لبريز
به هر كس كه گل گفتم و گل شنيدم

آنچه از نظرتان گذشت شايد بتواند مدخلي بر مطلبي وسيع تر و عميق تر باشد. در ميان همكاران ما اهل ادب و هنر كم نيستند. اميدوارم اين سطور ارباب تحقيق را به مطالعاتي دقيق تر و گسترده تر ترغيب نمايد.

دکتر محمدرضا طاهریان
عضو هیأت مدیره انجمن دندان‌پزشکی ایران


Tags: گذري و نظري، بوي دهان، ادبيات، فرهنگ، ايران
تعداد نمایش ها: 11301
کاربر مرتبط: 
محمد رضا طاهریان | Taherian

بازگشت به فهرست


 
مطلب خود را بنویسید*
:) ;) :D 8) :( :| :\ :cry: :evil: :o :oops: :{} :?: :!: :idea:
محافطت در مقابل اسپم (کپچا)
بارگذاری تصویر
 

مدیریت، سیاست، حقوق، معماری، اقتصاد، بیمه،...
آموزش، کاریابی، رایانه، وب،...
ورزش، تغذیه، بهداشت حرفه،...
پزشکی، اورژانس، دارو، روان،،...
مذهب، هنر، تاریخ،...