مدیریت، سیاست، حقوق، معماری، اقتصاد، بیمه،.. |  آموزش، کاریابی، رایانه، وب،..  |  ورزش، تغذیه، بهداشت حرفه،.. |  پزشکی، اورژانس، دارو، روان،،.. |  مذهب، هنر، تاریخ،... 
نسخه‌ی چینی روی میز پژوهش

نسخه‌ی چینی روی میز پژوهش


نسخه‌ی چینی روی میز پژوهش
لزوم سياست‌گذاري پيشرفت علمي در دانشگاه‌ها
دكتر شاهين آخوندزاده معاون پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي تهران
هفته نامه سپید- 24 بهمن 1389
در چند ماه اخير در محافل علمي و غيرعلمي از رشد بي‌سابقه تعداد مقالات علمي ايران در مجلات بين‌المللي زياد صحبت شده است. اما آيا تنها نگاه به تعداد مقالات منتشرشده، بازگوكننده كل واقعيت و جايگاه علمي كشورماست....
 
 به راستي جايگاه و سهم ايران در توليد علم دنيا كجاست؟ رتبه 22، 55 يا 167؟
سايت معتبر SJR همه ساله كشورهاي مختلف دنيا را از نظر توليد علم مورد بررسي قرار مي‌دهد. اين سايت كه يكي از معتبرترين سايت‌ها در اين زمينه است در سال 2009 نيز آماري در اين زمينه منتشر كرده كه در زير به كنكاش اين آمار خواهيم پرداخت.

چين در رتبه دوم علمي جهان؟
آمار منتشرشده در اين سايت نشان مي‌دهد كه از نظر تعداد مقاله‌هاي منتشرشده در مجلاتي كه در Scopus نمايه مي‌شوند، كشور آمريكا با 415 هزار و 57 مقاله در رتبه نخست قرار دارد و پس از آن چين با 280 هزار و انگستان با 127 هزار مقاله در رتبه‌هاي بعدي قرار دارند.

نكته قابل توجه اين آمار اين است كه براي اولين بار، چين در اين رده‌بندي با اختلاف بارزي از انگلستان جلو زده است. اما آيا محققان و دانشمندان باور دارند كه چين رتبه دوم علمي دنيا را در اختيار دارد؟
بنده نيز با توجه به سوابق محلي و پژوهش خود در داخل و خارج كشور به هيچ‌وجه چنين اعتقادي ندارم. چراكه امروزه در آمريكا و اروپا به محض اينكه با يك تحقيق چيني مواجه مي‌شوند، ابتدا يك علامت سوال در برابر آن مي‌گذارند. چراكه سابقه نشان داده كه مطالعات چيني‌ها معمولا قابل‌تكرار نيستند.

شايد پژوهشگران ما به مجلاتي كه ابتداي آنها با world شروع مي‌شود برخورد كرده باشند. هر چند كه اين مجلات impact factor بالايي دارند، اما اين ضريب، ضريب درستي نيست و به نوعي آن را مهندسي و جعل كرده‌اند.

اگر به سايت SJR برگرديم و كشورها را از نظر تعداد ارجاعات به مقالات آنها بررسي كنيم، به آمار بسيار جالبي برخواهيم خورد. تعداد ارجاعات به 128 هزار مقاله انگليسي‌ها 264 هزار مورد و اين عدد براي 280 هزار مقاله چيني‌ها 199 هزار مورد است. از طرف ديگر تعداد موارد Self citation در كشور چين نيز بسيار بالاست. اگر بخواهيم اين دو كشور را از نظر تعداد ارجاع به ازاي هر مقاله مقايسه كنيم، كشور چين ضريبي معادل 71/0 خواهد داشت، در حالي كه اين ضريب براي مقالات انگليسي 08/2 خواهد بود.

حال اگر به ضريب تخصصي H-index كه معيار درست‌تري از جايگاه علمي كشورهاست نگاه كنيم، خواهيم ديد كه اين اندكس براي چين 279 و براي انگلستان 689 است. بنا به همين دلايل است كه هيچ‌كس در دنيا كشور چين را به عنوان دومين رتبه علمي دنيا نمي‌شناسد.


جايگاه علمي ايران
ايران با 21 هزار و 637 مقاله در سال 2009 رتبه 22 را در دنيا به دست آورده است. رتبه‌اي كه بسيار جاي شادماني و خوشحالي اصحاب علم و دانش است. اما آيا واقعا كشور ما از نظر علمي بالاتر از كشورهايي چون يونان، اتريش،‌ دانمارك، نروژ، فنلاند، پرتغال، چك، نيوزلند، ايرلند و... است؟

تعداد ارجاعات به مقالات ايراني‌ها 18 هزار و 89 مورد بوده است كه 8 هزار و 589 مورد آنها (يعني حدود 50 درصد) self-citation بوده است. اين نشان مي‌دهد كه ايراني‌ها بيش از هر كشور ديگري به مقالات خود رفرنس مي‌دهند كه به هيچ‌وجه، وجهه مناسبي ندارد. ضمن اينكه اين آمار، اين موضوع كه ايراني‌ها به كارهاي همكاران خود ارجاع نمي‌دهند را رد مي‌كند. از منظر تعداد ارجاعات به ازاي هر مقاله، ايران ضريب 83/0 را در اين جدول به دست مي‌آورد. در حالي كه كشور يونان كه در اين رده‌بندي با 15 هزار و 275 مقاله پس از ايران قرار دارد با 21 هزار و 600 مورد ارجاع و تنها 5 هزار مورد
self citation ، ضريب 41/1 را براي تعداد ارجاعات به ازاي هر مقاله را به دست آورده است. بررسي اندكس H بين اين دو كشور نشان مي‌دهد كه اندكس H ايران 93 و اندكس H يونان 206 است.

با نگاه به اين آمار درمي‌يابيم كه كشور اتريش با 14 هزار و 932 مقاله منتشر شده، 29 هزار و 928 ارجاع به مقالات، H اندكس 310 و 6 هزار و 270 مورد ارجاع به مقالات خود پايين‌تر از ايران از نظر تعداد مقالات قرار دارد. اما با نگاه به ساير اندكس‌ها و آمارها مطمئنا قبول خواهيد كرد كه مرتبه علمي اتريش از ايران بالاتر است.

ايران در رتبه 55
اگر در اين سايت كشورها را براساس H-index رتبه‌بندي كنيم، ايران از جايگاه 22 در رده‌بندي تعداد مقالات به جايگاه 55 تنزل خواهد كرد و كشورهايي چون عربستان، مصر، مالزي و حتي كنيا بالاتر از ايران قرار مي‌گيرند. در اين صورت است كه در بالاي جدول كشورهايي چون آمريكا، انگلستان، آلمان، فرانسه، كانادا و ژاپن رتبه‌هاي نخست را به دست مي‌آورند و كشور چين نيز كه تنها مانند كشور ما به تعداد مقالات تكيه كرده، از جايگاه دوم به جايگاه هجدهم تنزل مي‌كند و كشور اتريش بالاتر از ايران و در جايگاه 16 قرار مي‌گيرد.

تعداد ارجاع به ازاي يك مقاله
اگر كشورها را براساس متوسط تعداد ارجاعات به ازاي هر يك از مقالات آنها رده‌بندي كنيم، جايگاه ايران بسيار نامناسب خواهد بود. در اين شرايط ايران در رتبه 167 و كشور چين در رده 181 و پايين‌تر از ايران قرار مي‌گيرد.

به همين جهت بايد تاكيد شود كه پيشرفت‌هاي علمي در يك زمينه به درستي و براساس واقع‌بيني موردتحليل و ارزيابي قرار بگيرد. كشورهايي كه برنامه‌ريزي درستي در عرصه علمي دارند، با تغيير معيارهاي رده‌بندي، تغيير واضحي در جايگاه‌شان در رده‌بندي كلي رخ نمي‌دهد. اما ايران به لحاظ تاكيد صرف به تعداد مقالات، جايگاه‌هاي بسيار متغيري خواهد داشت. بين اين رده‌بندي‌ها بنده نه معتقدم كه در جايگاه 22 جهان جاي داريم و نه اينكه در رده 167 دنيا قرار گرفته‌ايم. بلكه جايگاه 55 براساس H-index تا حدود بسيار زيادي به واقعيت‌ها نزديك‌تر است.

اين موضوع را مي‌شود با نظرسنجي از نخبگان علمي نيز به بوته آزمون گذاشت. بنده معتقدم كه اگر از اكثريت جامعه علمي كشور سوال شود كه آيا شما قبول داريد جايگاه ايران در عرصه علم در دنيا 22 است به آن با ديده شك و ترديد نگاه خواهند كرد.

كشور عربستان با تعداد 3 هزار و 765 مقاله و 3 هزار و 146 مورد ارجاع كه بسيار كمتر از ايران است، تنها 713 مورد self- citation داشته است. اين امر نشانگر آن است كه در همه دنيا چه در كشورهاي صاحب علم و چه كشورهاي منطقه، حداكثر يك‌چهارم تا يك‌پنجم از ارجاعات بايد توسط خود نويسندگان باشد و اينكه ايراني‌ها بيش از اندازه به مقالات خود ارجاع مي‌دهند به هيچ‌وجه موضوع پسنديده‌اي در عرصه علمي نيست. بنابراين نبايد با تكيه بر يك قسمت از آمار خودمان را فريب دهيم؛ بلكه بايد با سرمايه‌گذاري‌هاي بيشتر تلاش كنيم تا پژوهش‌هاي معتبرتري انجام دهيم تا مقالات خود را در نشريات با اعتبار بيشتر به چاپ برسانيم. ضمن اينكه بايد همكاري‌هاي چند‌مركزي را به عنوان يك اصل در عرصه پژوهش كشور بپذيريم و در آن راستا گام برداريم.

علم بي‌عمل
اگر به يك فرد عامي جامعه كه متخصص حوزه پژوهش و علم نيست بگوييم كه ايران در رتبه 22 توليد علم دنيا قرار دارد، آيا او چنين موضوعي را باور خواهد كرد؟ احتمالا جواب منفي خواهد بود، چراكه او سرويس و خدماتي كه بايد در شأن يك كشور با رتبه 22 توليد علم دنيا باشد را هيچ‌وقت در ايران نديده و با پوست و گوشت خود اين موضوع را احساس نكرده است. چنين مثالي هم در عرصه علوم پزشكي مصداق دارد و هم در ساير عرصه‌ها مانند صنعت خودرو يا صنعت هوا و فضا.

توليد علم گلخانه‌اي
متاسفانه اكثر مقالات و پژوهش‌هاي علمي ايراني‌ها در ابعاد خيلي كوچك رخ داده‌اند. در شرايط ايده‌آل و تنظيم‌شده به نوعي مي‌شود عنوان داشت با نوعي دوپينگ علمي در برخي جاها رشد خيلي خوبي داشته‌ايم. اما اين رشد علمي، رشدي نيست كه مردم كوچه و خيابان هم آن را احساس كنند. اما اگر رشد علمي ما، رشدي فراگير باشد و در سطح آموزش عالي و دانشگاه‌ها پخش شده باشد، يك رشد ملي رخ خواهد داد و آنگاه نتايج آن تحقيقاتي است كه در جامعه اثرگذار خواهد بود.

رشد كمي، آفت‌زاست
معتقدم كه بايد با واقع‌بيني به رشد علمي كشور خودمان نگاه كنيم و با دور شدن از نگاه كمي، به نوعي نگاه كيفي در عرصه رشد علمي برسيم. مخصوصا در ابتداي مقاله كشور چين را مطرح كردم تا به اين نكته تاكيد كنم كه الگوي ما براي رشد علمي نبايد كشور چين باشد. اگر ما فقط به دنبال افزايش تعداد مقالات باشيم، مشكلات اخلاقي فراواني هم پيدا خواهم كرد. امروزه هيچ‌كس در كشورهاي غربي با تعداد مقالات ISI دانشيار و استاد نمي‌شود، بلكه مهم ميزان اثر مقالات است. حال فردي مي‌تواند با يك مقاله به درجه استادي برسد و فردي ديگر با 100 مقاله! متاسفانه سياست‌هاي فعلي جامعه فقط تشويق به كمي‌سازي علم و دانش است.

اكنون در سالگرد شكوهمند انقلاب اسلامي قرار داريم و اين بحث در مورد رشد علمي در 20 سال گذشته است واضح است كه تلاش‌هاي همه دلسوزان بوده كه ما امروز به اين جايگاه رسيده‌ايم و اكنون آن را نقد مي‌كنيم، در حالي كه در سال‌هاي قبل كل تعداد مقالات ايران به 100 مورد هم نمي‌رسيد.

بنده نفي‌كننده اين رشد نيستم و معتقدم به زمان خودش به جا و درست بوده است. من معلم دانشگاه، آمار و ارقام را در زمينه علمي مي‌بينم. الگوي پيشرفت ما در زمينه رشد علمي نبايد الگوي چيني‌ها باشد، بلكه بايد با در نظر گرفتن برنامه‌هاي ساير كشورها براي خودمان يك سياست‌گذاري درست و صحيح انجام دهيم.

پيشرفت علمي بايد طوري باشد كه افراد عامه جامعه هم آن را احساس كنند، وگرنه اگر صحبت‌هاي ما در سطح كهكشان‌ها باشد و افراد عادي تبعات آن را حس نكنند، راه به جايي نخواهيم بود. به عنوان مثال در حوزه بهداشت و درمان بايد برنامه‌ها طوري باشد كه نتيجه آن ارائه خدمات بهداشتي و درماني مناسب براي تك‌تك افراد اين كشور باشد. بسياري از نمايندگان مجلس اعتقاد دارند كه در حال حاضر از بحث عدالت در بخش سلامت خيلي فاصله داريم. عده‌اي در كشور داريم كه مي‌توانند هر نوع خدماتي را به هر قيمتي خريداري كنند. در حالي كه گروهي را نيز داريم كه قادر به دريافت حداقل خدمات هم نيستند.

در حال حاضر در كشورهاي پيشرفته ميزان پيشرفت علمي با وضع كلي ارائه خدمات سلامت تطابق ندارد. به نظر من اگر سياست‌گذاري پژوهشي كشور توسط خود دانشگاه‌ها انجام بگيرد، در سال‌هاي آينده قادر خواهيم بود تا سياست‌گذاري‌هاي درستي را در اين بخش داشته باشيم و در صورتي كه همچنان در خارج از دانشگاه اين سياست‌گذاري‌ها صورت بگيرد، در همان سطح كهكشاني‌ها باقي خواهيم ماند.

منبع آمار:
www.scimagoir.com


Tags: 
تعداد نمایش ها: 2344

بازگشت به فهرست


 
مطلب خود را بنویسید*
:) ;) :D 8) :( :| :\ :cry: :evil: :o :oops: :{} :?: :!: :idea:
محافطت در مقابل اسپم (کپچا)
بارگذاری تصویر
 

مدیریت، سیاست، حقوق، معماری، اقتصاد، بیمه،...
آموزش، کاریابی، رایانه، وب،...
ورزش، تغذیه، بهداشت حرفه،...
پزشکی، اورژانس، دارو، روان،،...
مذهب، هنر، تاریخ،...