مدیریت، سیاست، حقوق، معماری، اقتصاد، بیمه،.. |  آموزش، کاریابی، رایانه، وب،..  |  ورزش، تغذیه، بهداشت حرفه،.. |  پزشکی، اورژانس، دارو، روان،،.. |  مذهب، هنر، تاریخ،... 
بی حرمتی قانون، هر روز افزایش می یابد

بی حرمتی قانون، هر روز افزایش می یابد

نویسنده: دکتر ایرج فاضل
وزیر بهداشت و درمان دولت اول اکبر هاشمی رفسنجانی
پزشک امام خمینی
برادر دندان پزشکان:
مرحوم دکتر بهمن فاضل (رییس سابق تجهیزات دندان پزشکی وزارت بهداشت)
دکتر هوشنگ فاضل (رییس سابق دانشکده دندان پزشکی دانشگاه آزاد)

يکي از مسايلي که در حال حاضر بسيار مورد توجه و بحث قرار گرفته، قانون برنامه پنجم توسعه و لغو اختيارات سازمان نظام پزشکي در زمينه تعيين تعرفه‌ها در آن است. اين قانون که سابق براين به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيده و مرهون فعاليت بسياري از پزشکان فهيم و کاردان کشور بود، قانوني مترقي بود. به‌خصوص در اين زمينه از زنده‌ياد دکتر نوري ياد مي‌شود که زحمات زيادي براي تصويب اين قانون کشيد.

يکي از مواد اين قانون تعيين تعرفه‌هاي بخش خصوصي توسط سازمان نظام پزشکي است. اين وظيفه، هم منطقي است و هم با عقل و تدبير، درست به نظر مي‌رسد و هم اينکه مانند ساير صنوف مملکت که خود اختيار تعيين دستمزدهاي حرفه‌اي خود را دارند، تعيين تعرفه‌هاي پزشکي نيز در اختيار سازمان نظام پزشکي قرار مي‌گرفت؛ سازماني که مربوط به يکي از بزرگ‌ترين گروه‌هاي اجتماعي و متبلور از راي پزشکان است، اما به دلايلي که اغلب همکاران مي?دانند، اين اختيار بديهي از نظام پزشکي سلب شده است. يعني برخلاف شعارهايي که مرتبا براي خصوصي‌سازي داده مي‌شود، احساس مي‌شود هر روز همه مسايل به سمت دولتي‌شدن مي‌رود. مگر دولت تا چه اندازه‌ مي‌تواند اختيار داشته باشد و اصلا اين همه اختيار را براي چه مي‌خواهد؟ اگر براي اداره امور درمان مملکت است که با اين اختيارات به جايي نخواهد رسيد.

قبل از انقلاب هم تعرفه‌هاي پزشکي به اين صورت معنا نداشتند. هر پزشکي براي خود، ميزاني داشت و بيماران هم براساس اختيار خود آن را قبول يا رد مي‌کردند. هيچ‌گاه نيز مساله‌اي به نام ويزيت پزشکان و تعيين تعرفه مطرح نبود. پس از انقلاب، يک اصل مترقي به نام بيمه آورده شد که در کشورهاي ديگر، مشکلات مردم و پزشکان را به بهترين شکل ممکن حل مي‌کند ولي در ايران از آن مانند هر چيز ديگري، موجود عجيب‌الخلقه‌اي ساخته شد که نه پزشک، نه بيمار، نه فرد بيمه‌شده و نه سازمان بيمه‌گذار از آن راضي نيستند. پس از رخداد اين مسايل، از آنجا که بيمه‌ها توانايي پرداخت‌ها را نداشتند، مساله «تعيين تعرفه‌ها» به جامعه پزشکي تحميل شد. تعرفه‌هايي که امروز تصويب مي‌شوند، تعرفه‌هاي کهنه و خارج از قاعده‌اي هستند که در هيچ کجا جايي ندارند.

جامعه پزشکي، تعرفه‌‌هاي عادلانه‌اي مي‌خواهد که بايد از ابتدا تعريف شوند. در زمان وزارت اينجانب، طي يک بررسي همه‌جانبه، تعرفه‌هاي پزشکي در کشورهاي همجوار که اکثرا هم فقيرتر از ما هستند، مانند سوريه، عراق، پاکستان، بنگلادش و هندوستان مورد ارزيابي قرار گرفتند. جالب اينکه پايين‌ترين ميزان تعرفه‌هاي آنها نيز چند برابر بيشتر از تعرفه‌هاي تحميلي به جامعه مظلوم پزشکي در کشور ما هستند و اين ظلم بارزي است. از سوي ديگر، همين تعرفه‌هاي خارج از قاعده و پوسيده، پس از چند ماه و آن هم نه به طور کامل، به پزشکان پرداخت مي‌شود و شايد هم اصلا پرداخت نشود و متاسفانه اين سيستم بيمار در متن جامعه پزشکي جاري است. در واقع مساله تعيين تعرفه‌ها در اختيار عده‌اي غيرپزشک گذاشته شده است. در حال حاضر، اکثريت قريب به اتفاق اعضاي شوراي عالي بيمه که اين نرخ‌ها را تعيين مي‌کنند از افراد غيرپزشک که مصرف‌کننده خدمات هستند تشکيل شده است. براين اساس واقعا مشخص نيست که اين قانون بر پايه چه منطقي تصويب شده است؟ درست مانند اين است که در يک فروشگاه مجهز از مشتريان بخواهند نرخ اجناس را تعيين کنند. مشتريان خيلي خوشحال خواهند بود ولي فردا ديگر فروشگاهي نمي‌ماند که به ارائه خدمات بپردازد. همين منطق با مساله تعرفه‌ها انجام شده و حالا هم اين اختيار ناچيز که مجلس شوراي اسلامي به درستي به سازمان نظام پزشکي داده بود، از وي سلب شده است. در هر صورت تعيين تعرفه‌ها که جزو جدانشدني از اختيارات نظام پزشکي است، از اين سازمان گرفته شده که به نوعي تحميل و زور است و قطعا منجر به فساد بيشتر خواهد شد. جامعه با حاکميت شعور و منطق و عقل است که اداره مي‌شود نه با زور و حکم. به نظر اينجانب قانون بايد به گونه?اي باشد که جامعه پزشکي مانند ساير صنوف تکليف خود را خود تعيين کنند و براي خود تصميم بگيرند و به مرحله اجرا بگذارند.

مساله ديگري که امروزه بسيار خود را نمايان کرده، مساله کمبود بودجه در حوزه سلامت و بهداشت جامعه است. اين مساله موضوعي کهنه بوده و از ديرباز گريبانگير اين حوزه است. امروزه جاي هيچ شکي نيست که بزرگ‌ترين عامل در پيشرفت و ترقي، عامل سلامت است و شرط اول و اصلي در توسعه پايدار و ارتقاي جايگاه کشور، تامين سلامت مردم، يعني سلامت جسمي، رواني و تامين شغلي و تامين فکري. هميشه کمبودهاي بارزي در بخش بهداشت و درمان وجود داشته و به همين دليل هم هميشه شاهد تغييرات غم‌انگيزي بوده‌ايم. به عنوان نمونه براي آموزش پزشکي هر دانشجو و در هر مقطعي بايد به يک ميزاني هزينه شود که هزينه‌هاي قابل‌توجهي هم بوده و اين مساله همه جاي دنيا صادق است. متاسفانه در طول زمان و به تدريج به جاي اينکه اين هزينه‌ها تامين شوند، بر دوش مردم انداخته شده‌ و به آنها تحميل شده است.

آموزش و بهداشت و درمان از اساسي‌ترين نيازها و حقوق اوليه همه افراد کشور است. در واقع مسايلي هستند که با تمامي افراد سروکار دارند و تنها گروه خاصي را شامل نمي‌شوند. هميشه هم فقيرترين وزارتخانه‌ها، آموزش و پرورش و بهداشت و درمان بوده‌ که با کمبودهاي خود دست‌وپنجه نرم مي‌کنند. مشخص هم نيست با اين نقصان‌هاي عظيمي که در بودجه ديده مي‌شود، کار به کجا خواهد کشيد. در موضوعاتي مانند خودگرداني بيمارستان‌هاي آموزشي از چون بيمارستان?ها که بايد مخارج خود را تامين کنند، هزينه آن از طرف مردم پرداخت مي‌شود. اين بيمارستان‌ها زماني براي آموزش و براي مردمي که توانايي پرداخت نداشتند، رايگان بودند. در حال حاضر اين بيمارستان‌ها مانند بيمارستان‌هاي خصوصي هزينه دارند و در اين ميان، بسياري از بيماران محتاج سرگردان مانده‌اند و جايي را براي درمان نمي‌يابند. اين خود ظلم فاحشي است به همه مردم و به بخش بهداشت و درمان که هيچ‌گاه حقش به درستي ادا نشده و در حال حاضر روند رو به بدتر شدن را هم سپري مي‌کند.

مساله ديگري که دوباره در محافل مختلف شنيده مي‌شود، منع فعاليت همزمان پزشکان در 2 بخش دولتي و خصوصي است. در تئوري به نظر مي‌رسد که اگر يک استاد تمام‌وقت باشد و تمام‌ زمان خود را به آموزش اختصاص دهد، چه خوب خواهد شد. در اين امر ترديدي هم وجود ندارد، ولي براي اولين‌بار هم نيست که اين قانون مطرح مي‌شود. کشورهاي مختلف در دنيا هم با آن به نوعي درگيرند و اين مساله در خيلي موارد، بسيار زودتر از ايران هم شروع شده است.

نگارنده با طب آمريکا به خوبي آشناست و نيمي از دوران طبابت خود را در آنجا به امر درمان و آموزش سپري کرده است. در آن کشور، اکثر قريب به اتفاق موسسات آموزشي پزشکي پراعتبار خصوصي هستند. البته موارد دولتي هم ديده مي‌شود، اما از نظر آموزشي در درجه 2 يا 3 قرار دارند. در آنجا يک استاد در حالي که بيماران خصوصي خود را ويزيت مي‌کند، تمام فعاليت خود را در اختيار آموزش قرار مي‌دهد. دانشجو و دستيار هم در اين سيستم آموزش مي‌بيند. بنابراين يک عضو هيات علمي از کار طبيعي خود محروم نمي‌شود و موفق هم عمل مي‌کند.

در ايران،‌ با تفاوت‌ بارزي که بين تعرفه‌هاي پوسيده و تاريخ‌گذشته بخش دولتي و طب خصوصي (که بيشتر به واقعيت نزديک است)، وجود دارد، يک فردي را مجبور مي‌کنند تا در سيستمي که با محروميت مالي قابل‌توجه همراه است، تمام‌وقت کار کند. طبيعي است که افراد کارآمد در اين سيستم نخواهند ماند. اگر مثلا ساعت 6 صبح، بيماري به پزشک هيات علمي که از ساعت 7 صبح تا 4 بعدازظهر در بيمارستان دانشگاهي است، احتياج داشت، پزشک نبايد اجازه داشته باشد وي را ويزيت کند؟ به کدام دليل منطقي؟ در گذشته هم بارها اين موضوع تجربه شده و با شکست مواجه شده است.

به نظر اينجانب، اين کار اصولا عملي نيست. درواقع قانوني وضع شده که قابليت اجرا ندارد و به اين ترتيب بي‌حرمتي قانون، هر روز افزايش مي‌يابد. به فرض محال هم اگر اين قانون اجرا شود، معني آن يعني آنکه هر فرد کارآمدي از سيستم بيرون مي‌رود و راه براي افرادي باز مي‌شود که چاره‌اي ندارند تا با اين شرايط کنار بيايند و آن را بپذيرند. بنابراين تا وقتي زيربنا درست نشود، تصويب قانون مشکل را حل نمي‌کند. ضمانت اجراي يک قانون، فراهم بودن منطقي شرايط اجراي آن است. اين قانون بارها به موقع اجرا گذاشته شده، اما در مدت‌زمان کوتاهي تعهدات شکسته شده و همين مساله سبب بي‌اعتمادي اعضاي هيات علمي به اجراي موفق و درازمدت آن است. بنابراين به نظر مي‌رسد بهترين سيستمي که مي‌تواند همه خدمات پزشکي را در خدمت آموزش دانشجويان قرار دهد، علاوه بر امکانات موجود و بيمارستان‌هاي دانشگاهي، استفاده از موسسات خصوصي است. قسمت عظيمي از طب در اين موسسات در حال انجام هستند و اکثر اساتيد نيز در آنجا مشغول به طبابت، بنابراين به کار گرفتن اين افراد، روشي است منطقي، نه اينکه افراد را مجبور کنيم تنها در سيستم دولتي بمانند که قبول آن حداقل براي افراد موفق حرفه دشوار است. از نظر اينجانب، اين قانون در عمل غيرقابل اجراست و ممکن است در درازمدت آسيب‌هايي به سيستم آموزشي مملکت وارد کند.

هفته نامه سپید- 5 اردیبهشت 1390

Tags: 
تعداد نمایش ها: 3103

بازگشت به فهرست


 
مطلب خود را بنویسید*
:) ;) :D 8) :( :| :\ :cry: :evil: :o :oops: :{} :?: :!: :idea:
محافطت در مقابل اسپم (کپچا)
بارگذاری تصویر
 

مدیریت، سیاست، حقوق، معماری، اقتصاد، بیمه،...
آموزش، کاریابی، رایانه، وب،...
ورزش، تغذیه، بهداشت حرفه،...
پزشکی، اورژانس، دارو، روان،،...
مذهب، هنر، تاریخ،...