تلگرام ایردن، پایگاه دندانپزشکی irden.ir
در کانال تلگرام ایردن عضو شوید و خبرهای دندان‌پزشکی را از نگاهی دیگر بنگرید!
جستجو  کاربرها  قانون ها 
بستن
نام کاربری::
رمز عبور::
رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
ثبت نام
نام کاربری
 
صفحه: 1
پاسخ دهی
سکوت پویا, به امید حرکت اندیشه محور پرثمرِ قلم‌ها و قدم‌ها
 

ماهنامه ایردن شماره ۴۳ ، آذر۱۳۹۱ . December 2012

سکوت پویا

در عمر هشت ساله‌ی ایردن، پویا در تمام موضوعات مهم این پایگاه قلم زد. از جمله آثار ایشان، نوشتن سخن پویا برای اکثر 42 شماره ماهنامه های پیشینِ ایردن بود که پیش از همه مطالب می رسید و هشدارمان می داد که "وقت ارسال خبرنامه است!". این ماه ناگهان با سکوت ایشان مواجه شدیم و هرچه ارسال ماه نامه به تاخیر افتاد تا شاید پاسخی از ایشان برسد، تنها ادامه سکوت را شاهد بودیم... نمی دانم این خاموشی، پاسخی است به سکوت اکثریت مخاطبینِ پیام های آشکار و مصرانه ایشان، یا جوابی به مضحکه‌بازارِ مدیریت موجود و یا حکمت دیگری دارد، ولی می دانم که سکوت پویا هم پویاست.
از این شماره تا روزی که عاملی این سکوت معنادار را بشکند، ماهنامه های ایردن بی سخن پویا منتشر خواهد شد.

به امید حرکت اندیشه محور پرثمرِ قلم‌ها و قدم‌ها به جای حرکت کم ثمر سرها،
علی - مدیر ایردن
header-azar.png (15.68 کیلوبایت)
 
Thank you so much for your efforts to organize such an extended information and photos for different fields in one place.Excellent job.

Best Regards,
Mostafa Mirzabagi
DDS MS
 
دست خوش عالی بود به امید موفقیت روز افزون برای شما عزیزان
 
به خاطر سکوت قلم پویا که نشان از اعتراض است
داستان جالب زیر را که از سرکار خانم فریبا روح الامینی است تقدیم می کنم:

حکایت دو قلم
در دفتری که کلکسیونی از نوشته های جاویدان نامیده می شد، صبح دیروز، "قلم های توانا" تشکیل جلسه دادند. در این گردهمایی، طبق برنامه ی قبلی، قرار بود ضمن اهدای جوایزی نفیس به قلم های برتر و تجلیل از مقام شامخشان، نقطه نظرات ایشان، پیرامون نجات یک "فکر" مورد بحث و تبادل نظر قرار گیرد و امکانات بیشتری جهت نگارش در این زمینه در اختیارشان گذاشته شود. هر قلمی در صفحه ی مربوط به نوشته ی خود جایگاهی مخصوص داشت. همگی به این جایگاه های مخصوص تکیه زده و منتظر شروع برنامه بودند که قلمی کوتاه، ناتوان و کم رنگ وارد شد و توجه حضار را به خود جلب نمود. وی چون هیچ نوشته ی ارزشمند و پر باری نداشت که دارای جایگاه ویژه ای باشد، لذا پس از ورودش، بر صدر صفحات نشست و مورد توجه و احترام گردانندگان سمینار قرار گرفت. همین اتفاق، تعجب قلم ها را چندین برابر کرد.
بعد از گذشت دقایقی، جلسه با اجرای برنامه های مقدماتی، اهدای جوایز و مراسم مربوط به آن شروع شد و متعاقب آن، "قلم ارشد" که ریاست جلسه را به عهده داشت، پیرامون حادثه ی پیشامد کرده، سخنانی ابراز نمود و گفت: "مدتی پیش عده ای طمّاع پلید به فکر جوان و زیبایی که در حال گذر از پیچ یک تصمیم بوده، حمله برده و به شدت وی را مجروح ساخته اند و حال، هدف اصلی از این نشست، چاره جوئی جهت خلاص و رهائی او از آن مخمصه می باشد."
بعد از پایان یافتن سخنان رئیس، سکوت همه ی جلسه را فرا گرفت و قلم ها در اندیشه ای عمیق فرو رفتند تا راه حلی منطقی و اصولی بیابند.
بعد از چند دقیقه، سکوت جلسه شکسته شد و اظهار نظرات قلم ها با صحبت های "قلم پویا" آغاز گردید.
وی عقیده داشت که اول باید پیرامون گوشه و زوایا و بستر آن "تصمیم" به قدر لازم تحقیق و جستجو کرد. سپس میزان جراحات وارده را مورد ارزیابی و دقت نظر قرار داد و در نهایت از داده ها و اطلاعات کسب شده به نتیجه ای شایسته و بایسته رسید.
قلم دیگری به نام "قلم گویا" معتقد بود که باید جلسه ای ترتیب داد تا "فکر مجروح" در آن شرکت نماید و ما بتوانیم ضمن مصاحبه و گفتگوئی علنی، وی را کاملاٌ بشناسیم تا شاید قادر شویم در همان جلسه ی حضوری، اقدامی اساسی و زیربنائی انجام دهیم.
در همین هنگام "قلم صادق" به نشانه ی تأیید صحبت های "قلم گویا" گفت: "مصاحبه ی مستقیم و بی پرده سبب می شود که امور فرضی، خیالی و احیاناٌ دروغین از دامنه ی تحقیقات کنار رود و در نتیجه درجه ی اعتبار و ارزش یافته ها افزایش یابد و به دنبال آن، راه حل مطلوب و بهینه ای ارائه گردد.
"قلم پاک" هم از آنجائی که شفافیت یک موضوع را در دوری از هر گونه خباثت و آلودگی می دانست، در اینجا با "قلم صادق" کاملاٌ موافق بود.
"قلم دانا" نیز براین عقیده بود که باید با فراست وزیرکی، دست به دست هم داد و از طریق کنکاشی دقیق و همه جانبه، عوامل باز دارنده ی بروز این فکر را یافت و در راستای رفع و دفع آن ها، پیگیرانه و مجدانه تلاش کرد و با آن دسته از موانعی که قابل تغییر یا حذف نیستند مدارا نمود که ضمن جلو گیری از سقوط فکر سابق، عرصه ی ظهور آن از دریچه و کانالی دیگر میسر شود.
"قلم پایا" در تصدیق نظرات قلم های فوق و قبل از بیان ایده و عقیده اش، مکثی کرد و نگاهی آمیخته با لبخند به همه ی مدعوین انداخت. سپس لب گشود و گفت: "فکر اخیر را بعد از مداوا؛ حتی اگر عملی هم نشد، باید در این مجموعه مکتوب کنیم تا غبار زمان بر آن ستر فراموشی نپوشاند و برای همیشه پایدار و ماندگار شود و منتظر بستری مناسب بماند تا در زمانه ای موعود، متجلی شده و به وقوع بپیوندد.
نوبت که به قلم "مهر" رسید، از جا برخاست. یادداشتی را که خطاب به فکر مجروح نوشته بود به دست گرفت و بعد از کسب اجازه از حاضرین جلسه، شروع به قرائت آن نمود: "ما مهربانانه، به دستان خسته ی تو بوسه می زنیم و مشفقانه چشمه ی اشکمان را به قلب اندوهگینت می بارانیم تا از بغض درونی آن بذر پنهانت، نهالی بروید از جنس – هستی –".
حضار کف زدند و ناخودآگاه نگاهشان را به سمت "قلم شعر" متمایل کردند، گوئی منتظر شنیدن شعری هم از این قلم بودند.
"قلم شعر" هم فرصت را غنیمت شمرد و بی درنگ سروده اش را با لحنی رسا و دلنشین برای دوستان خواند:
فکر اگر زار شود، تار شود یا به قسمی به سر "دار" شود
یا ز رنجی و به آهی گرفتار شود یا به ضربی و ز خشمی، کژ و تب دار شود
فکر اگر به غصه هم بیمار شود یا به زهری و به مکری، همدم خار شود
عاقبت او ظاهر شده، پدیدار شود در دایره ی کون و مکان، سرور و سالار شود ...
خلاق ترین و جدیدترین قلم، بیش از سایرین، "قلم شعر" را مورد تشویق و تحسین قرار داد و وی را از هر جهت ستود، زیرا اعتقاد داشت هر اندیشه ی بدیع و تازه ای که برای تلطیف خشونتی و ترمیم جراحتی متولد شود، قابل تکریم و تقدیر است. از طرفی همواره بر این مسئله تأکید می ورزید که نگرش های نوینی را که منجر به گشوده شدن غُل و زنجیرهای دست و پا گیر می شود، باید به معقول ترین و منطقی ترین روش، نگهداری شود تا از دستبرد راهزنان و سارقان، مصون و محفوظ بماند.
تعریف و تمجیدهای "قلم نو"، "قلم نظم" را ترغیب کرد تا قبل از عملی کردن نظریه ها و ایده ها، اقدام به تنظیم و سامان بخشیدن به آنها نماید.
با این که جلسه داشت به لحظات پایانی اش نزدیک می گردید، اما سؤال ایجاد شده در ذهن "قلم های توانا" هنوز بی پاسخ مانده بود.
بالاخره حس کنجکاوی "قلم پویا" علت حضور قلم ناتوان را در آن جمع کشف کرد و متوجه شد که او در تمام این مدت، دور قاب های مسئولین سمینار را، بادمجان نقاشی می کرده است!!
وقت به پایان رسید و دفتر بسته شد، درب خروجی جلسه را باز کردند؛ اول "قلم های مسئول"، سپس "قلم ناتوان" و در آخر "قلمی توانا" که از مجموعه ی صفات "پویایی؛ گویایی؛ دانایی؛ پایایی؛ صداقت؛ خلاقیت؛ پاکی و نظم" به وجود آمده و در سایه ی "مهر"، احساسات "شعر گونه" یافته بود، خارج شدند.
Ruholamini-Fariba.jpg (6.72 کیلوبایت)
 
دست از کپی کاری در ایردن بردارید‎
علی آقای عزیز،

به عنوان دبیر سرویس هفته نامه سپید بارها از کپی شدن مطالب تولید ام در ایردن ابراز نارضایتی کرده ام
اما شما همچنان به پر کردن ماهنامه ایردن با مطالب سپید ادامه می دهید
از شما که منادی رعایت حق مولف و کپی رایت هستید انتظار دارم به این نکته توجه کنید که بابد بابت مطالبی که در خبرنامه منتشر میکنید زحمت بکشید، وقت بگذارید و پول پرداخت کنید. نه اینکه حاصل زحمات دیگران را به سادگی فشردن کلید کنترل- سی و کنترل- وی در ایردن قرار دهید
در ضمن از دیدن نشانه های بهبود اسکیزوفرنی شما خوشحالم
برای شما و پویا دعای آمرزش و نیک بختی دارم
 
پویا هر چند همیشه پویاست ولی:
در میخانه ببستند خدایا مپسند، که در خانه تزویر و ریا بگشایند
دکتر آیرج کی پور
 
باسلام ومهر
آقای مدیر ایردن ‏

من نامی برای شما نمی خواهم بنویسم، نام با تعریف و شناخت مشخص می شود.‏
آنچه تعریف ناپذیر است، ذات هستی است. عشق است. شعر و هنراست. نوعی درد است ‏که باید کشید تا دانست که چیست.درد تعریف ناپذیراست. اجازه بدهید شما را تعریف ‏ناکرده باقی بگذارم تا فردا اگر نبودید، که نیستید (چون ما همه در تحول و استحاله دایم ‏هستیم) هرکس آمد و همت کرد، مخاطب سخن امروز شما و من باشد!‏

اگر پِلکِ چشمِ خود به خواب زده ای باز نشد، تا قلمی به آب دل تر کند و خطی برنامه ‏ای به نَهَد و برای پویا بفرستد که بپرسد: ‏
‏"یار هشت سال بیدارمانده‌ی ما دندان پزشکان،چرا سکوت؟" ‏
اگرچنین نامه ای قلمی نشد و نرسید که بعید می دانم برسد! ‏
این متن را در زیر همان متن نوشته مدیر ایردن، در جواب ‏به سخن پویای فرونشسته در سکوت- اگر صلاح دانستید- درج فرمایید ‏


وقتی هستی، هنوز، هست نشده بود

در آن سکوتِ مطلقِ نیستی که هستی آبستنِ شدن و بودن بود،
هیچ چیز جز ذات تصّوریِ شدن و بودن نبود،
حتا سیاهی وسکوت و نیستی و نبودن هم نبود!‏
نقطه ای هم نبود که دگر هیچ نبود را با بودنش بتوان به قیاس سنجید،
کسی نمی داند، اولین ریز ذره‌ی بنیادین، که دراین روزها پیدایش کرده‌اند و به نام ذره ‏آغازگر هستی می‌خواهند بنامندش، به فرمانی- گفته خواهد شد از چه منبعی- از نبودن ‏به بودن و از هیچ به انفجاری بزرگ‌تر از تصّور عظمت هستی، انجامید.‏
در هفت روز یا درهفتاد میلیارد سال نوری- برای شما و من غبار مانند چه تفاوتی ‏می‌کند؟- به روایتی، جهان خلق می شود.‏
هرچه بود و یا نبود موضوع مورد نظر نیست. یک اصل مسلم بود که معرفتِ «بودن و ‏شدن» به هنگام خلق هستی بود.‏
تصور می شود، این معرفت، خمیرمایه هستی است.‏
هرچه بود، به هر نام و نشانی که بعد به هستی پیوست، زیبا بود و هست.‏
رسالت هستی جا به جایی و دست به دست دادن این معرفتِ قائم به ذات است.‏
اولین گلی که در جهان زمینی ما رویید، نمی دانیم چشمی بود که آن را ببیند؟ ولی ‏مسلم است که معرفتی بود که زیبایی را درآن بجوید و ببوید.‏

بر این باورند که دراین مسابقه‌ی دوی امدادی، که هر دونده چوب را آرش وار به جان ‏می‌گیرد و به پیش با دل و جان می دَوَد تا به منتظر دونده دیگری برساند، این چوب ‏امداد، همان شاخه معرفتی است که به این دقت، ظرافت، همت، امانت، صداقت و ‏پی‌گیری و شتاب، در سپهرفرهنگ بشری و هستی دست به دست می شود و خواهد شد.‏
چه ما باشیم و چه نباشیم. چه بِدَویم و چه خود را به خواب بزنیم! ‏
چه پویا بنویسد یا ننویسد. می دانیم، شاخه معرفت انسانی به نام فرهنگ بشری دست به ‏دست خواهد شد. ‏
اگرپویا برزمینش بگذارد، برزمین نخواهد ماند. این یک پروسه‌ی تکاملیِ ابدی و ازلی است. ‏پویا بر زمینش بگذارد- که نمی گذارد چون نفس پویا بودن برحرکت است نه ایستایی- ‏کسی مانند شما و دیگران این کار را خواهند کرد. امروز چراغ عمر شما و ما فروزان است ‏‏-فروزنده باد- اما ابدی نیست. مایه نبودن ما یک آخ است واستحاله‌ای ناگریز.‏
می دانیم که دیگری به حکم و ذات هستی هست تا بار را به منزل موعود برساند.‏
پویا سکوت کرده است، می بینید که مدیر ایردن می نویسد.‏
نفس نوشتن، نفس دست به دست شدن، نفس بودن و بهترشدن و یک گام به پیش ‏برداشتن، امروز را بهتر از دیروز ساختن و دیروز را به امروز و امروز رابه فردا تداوم دادن، ‏در نهاد هستی است. ‏
این انبساط سریع و گسترده شدن عظیم کیهانی، بی پایان و مانند پویا پوینده است، حتا ‏اگر پوینـده یا پویندگی را خفه کنیم، معرفت انسانی و فرهنگ پویای بشری ادامه دارد.‏
همان معرفت انسانی می گوید- یا پیش بینی می کند- که این گستردگی بی مهابا، به یک ‏انقباض سیاه چال مانند بَدَل خواهد شد که نور راهم می بَلعَد تا دوباره منفجر گردد! ‏
باز هم؛ زمینی، خاک جان‌بخشی، رطوبت ملایم روینده‌ای و نور آفتابی خواهد آمد تا ‏دوباره گلی بروید و انسان، زیبایی و عشق را بیابد، شاخه‌ی معرفت را بر دل و جان خود ‏بگیرد، به دَوَد و به دست دیگری برساند.‏

آقای مدیر ایردن! دل گیر نباشید، نفسِ وجودی ایردن همین است.‏
دارید شاخ معرفتی را دست به دست می کنید. از ما نسلِ کهن سالان می گیرد تا به دست ‏دونده بعدی بسپارید. این رسالت ایردن پایگاه دندان پزشکی است که تاکنون مخصوص ‏ایرانیان بود و اینک می دانم که دارید جهانی اش می کنید، آفرین برشما!‏
این کار ساده ای نیست، یک گام فرهیخته‌ی فرهنگی است.‏
آیا حاضرید این خدمت را بفروشید؟
به چه بهایی حاضرید؟
این کار فرهنگی بی هیچ گفت و گو، یک عشق است.‏
می دانم که می دانید، عشق فروشی نیست و شما هم فروشنده‌ی متاع به جان بسته‌ی ‏خود نیستید.‏
عشق، مشروط به هیچ شرطی نیست. عنصریست تعریف ناپذیر، ولی هست و رایگانش ‏می‌دهند، نه به هرکسی، به اهلش که دل درگروی معرفت انسانی دارد...‏
‏ ‏
هروقت دل‌تان گرفت یا دستی به دردش آورد، تامل کنید، به ایستید، به عقب نگاه کنید، ‏ببیند چه راهی را گام به گام پیمودید و به کجا رسیده اید. ‏
آنچه نوشته و کرده اید مضبوط است و ماندنی. ‏
به این ماندنی های ایردنی نگاه کنید. کم نیستند. همین امروز که آمار تعداد صفحات ‏ایردن را از طریق یک دوست متخصص در گوگل گرفتم - ومی دانم که این روزها دارید ‏روزی صدها یا هزاران صفحه را جابجا می کنید که آمار تعداد صفحاتتان دستخوش ‏کاهش موقت است- بازهم الان چهارصد و بیست و هفت هزار صفحه (‏‎427,000‎‏) ‏بایگانی مطالب دندان پزشکی فارسی را در وب گذاشته اید! این ها بنا به گفته شما –که ‏به نظر من با نهایت تواضع بیان شد- تولید ایردن نیست اما این پایگاه هنر گردآوری، نظم ‏بخشی و در دسترس قراردادنش را دارد. در گذشته خیلی بیش از این میزان مطالب بوده ‏که همه نابود شده اند و خبری از آن ها نیست و ایردن کمترین کارش جلوگیری از زوال ‏این مطالب بوده که از نظر من و خیلی افراد منصفی که می شناسم هم تولید فراوان ‏داشته اید و هم مدیریت فوق العاده مفید و موثری در ارائه این مطالب به خرج داده شده ‏که آمار تعداد بالای مراجعین شما که دوست من گفتند رتبه الکسای شما زیر صد هزار ‏است که می دانم تا 62000 هم رفته بودید نیز موید موفقیت سرشار شماست. مطالب ‏شما فارسی، دندان پزشکی و در حوزه ایران است نه مانند سایت های عمومی در همه ‏حوزه ها، پس این رتبه ها می دانم که فوق انتظار است. با فشار بر روی چند شاسی کی ‏بُرد، در ایردن با هزاران مطلب و دانش بشری در حوزه دندان پزشکی به زبان مادری خود ‏آشنا می شویم که این در کشور ما، لااقل در حوزه دندانپزشکی می توانم ادعا کنم که بی ‏سابقه است! ‏
پویا اگر هم درسکوت است، در سکون نیست و اطمینان دارم که ساکت نیز نمی‌ماند. ‏معرفت و فرهنگ انسانی، عنصری پویا و پا برجاست. دارد دست به دست می شود. ‏
تخمی که کاشته اید دارد خزان می کند تا بهار را جشن بگیرد.‏
به جوان‌ترها تکیه کنید. ایردن نویس‌های واقعی این‌هایی که ساکت هستند اگر نباشند، ‏درآغوش مادران شان دارند شیر می نوشند، این درس زندگی است، به این درس دل ‏ببندید.‏

ره گذر ‏


 
سلام به تمام دندانپزشکان ایران و سلام به ایردن.
ایردن خوشحالیم که خوب داری به پیش میری.
برای همه ی شما ارزوی موفقیت می کنم.
 
با درود و عرض ادب،

گفتگوهای این تالار زیر عنوان سکوت پویا یا بهتر است بگوییم سکوت قلم پویا، بسیار جالب و آموزنده و تلنگری است برای تفکر و اندیشیدن!
سکوت قلم، گاه نشان از اشک و بغض قلمی به ظاهر بی جان است، که با تفکر و اندیشه‌ی جان داری می نویسد و خودنمایی می کند، تا بشارت دهنده و راهنما و یا بیان کننده حقایق و وقایع پیرامونمان باشد.

گاهی سکوت بهتر از هر فریادی، می تواند منادی اعتراض و یا خواستار تغییر و تحول باشد.
با خواندن مطالب بالا، به یاد شعری از فریدون مشیری به نام جادوی سکوت افتادم، که بسیار پر معنا و جالب است:

جادوی سکوت


من سکوت خویش را گم کرده ام .
لاجرم در این هیاهو گم شدم .
من که خود افسانه می پرداختم ,
عاقبت افسانه‌ی مردم شدم !
ای سکوت ای مادر فریادها !
ساز جانم از تو پر آوازه بود .
تا در آغوش تو راهی داشتم ,
چون شراب کهنه شعرم تازه بود .
در پناهت برگ و بار من شکفت ,
تو مرا بردی به شهر یادها ,
من ندیدم خوشتر از جادوی تو ,
ای سکوت ای مادر فریادها .
گم شدم در این هیاهو گم شدم ,
تو کجایی تا بگیری داد من ؟
گر سکوت خویش را می داشتم ,
زندگی پر بود از فریاد من!

مدیران محترم ایردن، همین گفتگو های این تالار، زیر عنوان سکوت پویا، خود نشانی است از تحرک، تحول و پویایی و گامی مثبت برای برنامه های پر ثمر بعدی!

با آرزوی موفقیت و پیشرفت روز افزون برای همه شما عزیزان و سروران گرامی

دکتر فریبا کرامت
 
با سلام
سایت شما مطالب جالبی دارد فقط سوال من این است که آیا اگر مطالبی از دوستی کپی می کنید منبع و نام را ذکر نمی کنید؟

IP/ واقعی: 2.177.130.148 / 108.162.219.231
 
با سلام

از پیام محبت آمیزتان تشکر می کنم. در مورد پرسش شما، موارد زیر به عرض می رسد:

1- ایردن تولید اطلاعات زیادی داشته و دارد اما ادعای اصلی ما «مدیریت اطلاعات» است، به این معنی که ما اطلاعات پراکنده ای که در وب یا نشریات منتشر می شوند را به روش اصولی و نوین گردآوری و در معرض استفاده قرار می دهیم. همچنین با صرف هزینه بسیار، این اطلاعات را «حفظ» نموده، مانع حذف و نابودی آن ها می شویم. پس بازانتشار این اطلاعات، برنامه اصلی ایردن است که نام این کار «کپی برداری» نیست و می توان به آن «باز انتشار»، «آرشیو» و یا «مدیریت اطلاعات» گفت.

2- باز انتشار و نقل مطالب سایر رسانه ها، روش متداول در تمام جهان است که جز مواردی که کپی رایت داشته و نشر آن مستلزم کسب اجازه مکتوب است، بقیه موارد با ذکر منبع انجام می گیرد.

3- چند صد هزار صفحه مطلب از ایردن تنها در گوگل ایندکس شده و ما مدعی هستیم که هرگز مطلبی را بدون ذکر منبع نقل نکرده ایم. این تقید ایردن تا حدی بوده که حتی به دلیل عدم توجه به این مهم و عدم رعایت حقوق دیگران در انتشار مطالب، به همکاری یکی از مسوولین بخش سردبیری این پایگاه در سال گذاشته پایان داده شد.

4- تولیدات ایردن نیز فراوان بوده که متاسفانه نه تنها توسط سایت‌ها و نشریات غیرمعتبر، بلکه موارد فراوانی از سوی مراکز با نام و نشان و افراد بسیار مدعی مورد سوءاستفاده واقع شده است. برخی تذکرات موجود در همین تالار که با کمال تاسف بی پاسخ مانده است، حاکی از انتشار مطالب تولیدی ایردن بدون ذکر منبع می باشد. موارد فراوانی نیز وجود دارد که برخی مدعیان، مطالب مدیر ایردن را عینا در نوشتار خویش به نام خود منتشر کرده اند!!

5- پیشنهاد می کنم این بحث که با موضوع اصلی متفاوت است تحت عنوان خود، در یک «موضوع جدید» مطرح شود

با احترام
 
علی جان از شما و پویا خیلی خوشم میاد می دونید چرا؟

حرفی که می زنید از عمق وجودتونه و صادقانه و شفاف.
امروز داشتم بعضی مطالبی رو که هر چند وقت یک بار مرور می کنم را می خوندم. یکی از این مطالب خیلی خوب مقاله شما در مورد رابطه موفقیت و شادی است که هرچی می خوانم بازم سیر نمیشم.
امروز دیدم این بخش مطلب که از فضاهای خالی صحبت کردید، چقدر با موضوع «سکوت» هم هماهنگی داره. به نظر من جدای از نتایجی که این سکوت برای کار داره، برای شخص شما هم یک فرصت عالی برای تماشاست!

نقل از متن مقاله:

زیبایی بناهای سنتی ایرانی به چیست؟ به حیاط آن ها!
ثمره ی فعالیت ها و کارهای ارزنده‌ی ما نیز با ایجاد فرصت های فراغت جلوه گر می شود.
در زندگی ما، ارزش کار ها و موفقیت ما زمانی روشن می شود که وقتی برای تماشای آن ها داشته باشیم.
پس کار را کاهش دهید و به شادی بپردازید.


www.irden.com/amoozesh/nd/110198/
 
در بین نوشته های زیر مطلب "سکوت پویا" جملاتی بود که از شنیدن آن از زبان یک دندان پزشک متعجب شدم!
شاید بد نباشد به جای گفتن برخی حرف ها که حقیقتا گفتن و شنیدن شان در شان ما نیست، به یک موضوع عمیق تر بیندیشیم. سایت،خبرنامه، روزنامه، مجله، کتاب و ... همه را بشر می نویسد برای آموختن. اگر ایردن مطالبی را از سایت یا نشریه ای نقل می کند – که قطعا مدیریت اینجا به قوانین کپی رایت واقف اند– در جهت ارتقاء فرهنگ دندان پزشکی جامعه و بهره مندی همکاران از مرجعی غنی در زمینه دندان پزشکی ست. برای طراحی و نشر هر شماره خبرنامه ایردن، مانند سایر نشریات، علاوه بر هزینه ی ریالی - که البته برای اینجا دلاری ست – روزها و ساعتها وقت صرف می شود؛ که مدیران و کارکنان این پایگاه با عشق و علاقه خاصی این کار را انجام می دهند. جای تاسف است که سیزده انجمن تخصصی دندان پزشکی، ده ها مجله، خبرنامه و سایت در این حوزه، هنوز نتوانسته اند گوشه ای از چنین آرشیوی را تهیه و در اختیار همکاران و مردم قرار دهند. حال که یکی از دندان پزشکان، به همراه تیمی دلسوز و عاشق، متشکل از دندان پزشک و غیر دندان پزشک، کمر همت بسته اند و آنچه در توان دارند در طبق اخلاص برای همگان قرار داده اند، آیا منطقی و منصفانه است که به جای حمایت و یاری رسانی به این نهال نو پا که هشت سال پیش از دانه ای روییده و رو به رشد است، نسبت به آن بی تفاوت بود، مطالب آن را کپی برداری خواند، و چه و چه؟ پرواضح است که هر شخصی در کسوت مدیریت شرکت، انجمن ، سایت و ... کاستی هایی دارد که میتواند با هم اندیشی و در نظر گرفتن پیشنهادات مفید دیگران و نقد های سازنده شان، از این نقایص کاسته و با استفاده از تجربیات ارزشمند بزرگان و ایده ها و نوآوری های جوانان، به غنای کارش بیفزاید. در مورد مدیریت این پایگاه نیز این مطلب صادق است و بنده در طول مدت همکاری ام با ایردن نمونه اش را بسیار دیده ام که چطور به تجمیع آرا ارزش گذاری می شود. به قول فرمایش استاد بزرگوارم دکتر سندوزی، "معرفت" ی که خمیرمایه ی هستی ست مهم است نه آنچه بود یا نبود. پس بیاییم به جای بحث بر سر مسائل حاشیه ای، به اصل وجودی ایردن که همان " شاخه معرفت انسانی" است و دست به دست می رود تا به آیندگان برسد، به دیده ی تامل بنگریم. با احترام پریسا
 
پس "بشیر و نذیر"

شاید بتوان اصلی ترین دلیل تعلل در ارسال این نوشته را نه عنوان و موضوع اصلی سایت ایردن که تخصصی دندان پزشکی است، بلکه در دور بودن از مخاطبین مستقیم پویا دانست؛ چرا که ایشان صراحتا همکاران خود را مورد خطاب قرار داده بودند. اما با کمی اغماض، من هم خود را با این توجیه که به هر حال روزی که برای کار دندانم به مطب دندان پزشکی مراجعه می کنم، از اجزای مجموعه دندان پزشکی به حساب می آیم، دل به دریا زدم و دست به قلم بردم تا صفحه ی سفیدی را به قول آقای دکتر سندوزی، خط خطی کنم. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید. اگر هم بی مورد باشد، چاره اش دو کلید شیفت + کنترل است و بس!!
پنج شماره بیشتر از پیام ایردن را نخوانده بودم که "پویا "، "سکوت " کرد. از اردیبهشت ماه 1391 که با "سخن پویا " آشنا شدم، خلاء آن را در دیگر نشریات و مجله هایی که معمولا ورق می زنم احساس کردم. برای کسی که ساعات زیادی از روز را درهم زیستی با کتاب و مجله اعم از چاپی و دیجیتال سپری می کند، اشتیاق برای دریافت شماره جدید یک نشریه، آن هم در موضوعی غیر از تخصص خود، تمایز خاصی را می طلبد که "ایردن " این امتیاز را به سبب وزین ترین بخش آن یعنی "سخن پویا " داراست. اطلاق وزین ترین به معنی کاستن از اهمیت سایر بخش ها و نادیده گرفتن زحمت های دیگر همکاران آن نیست؛ چرا که هر کس ولو یک برگ، نوشته ای را به دست می گیرد، سختی کار تهیه آن را به جان لمس می کند، بلکه ارزش و اهمیت "سخن پویا "، در توانایی ایجاد انگیزه در خوانندگان خود است؛ تا آنجا که با ایجاد نیاز، او را وادار به جستجو و مطالعه ی منابع متنوع در جهت شرح و بسط هرچه بیشتر موضوع طرح شده ساخته و به تقویت و تربیت و گاه چالش هرچه بیشتر اندیشه اش وا می دارد. پر واضح است که در غیر این صورت برای کسی که حرفه ای دندان پزشکی نباشد، شاید "ایردن" تنها شانس تورق صفحات تازه های دندان پزشکی را بیابد که در تنوع و تکرر مجلات و نشریات دندان پزشکی چیز بدیع و بی بدیلی نخواهد بود.
به زعم دکتر سندوزی، پویا آنقدر آب دیده است که شرایط را بشناسد و تصمیم معقول را گرفته باشد، اما درخواست حتی یک خواننده ی مشتاق که برای انتشار شماره جدید نشریه ی "پیام ایردن " لحظه شماری می کند و سرمقاله های آرشیو را بارها و بارها با ولع مورد مطالعه قرار می دهد، می تواند نور امیدی بر نا امیدی پویا از همکاران خود بتاباند و ایشان را متوجه سنگینی مسئولیت شان درنافذ بودن و تاثیرگذاری قلمشان بر گستره ی غیر قابل انتظارشان بکند. داستان نمادین برخی از پیامبران، چون موسی (ع) و یونس (ع) ومحمد(س) می تواند برای پیشگامان جوامع در روزگاران مختلف سرمشق و یا کمکی بوده باشد در کاهش و ازدیاد انتظارات از مخاطبین آن جامعه. وقتی موسی (س) سعی می کند جلوتر از پیروان خود حرکت کند، پیروان راه را گم می کنند و درخواست عذاب یونس برای مخاطبین اش گرفتاری خود را به دنبال می آورد. از کسی هم که برای رساندن پیام و هدایت جامعه، بیش از حد لزوم تلاش می کند و در رنج می افتد، خواسته می شود که وظیفه ی "تنها بشیر و نذیر بودن " خود را فراموش نکند.
سخن کوتاه می کنم و به تاسی از همکار دکتر سندوزی، برگ سبزی به نمایندگی از مخاطبین غیر دندان پزشک "پیام ایردن" و به نشانه ی "دست صلح و دوستی برای دریافت تازه های اندیشه ی "پویا "، برای ایشان ارسال می کنم.

با امید موفقیت

فریده فریور
 
خانم فریده مختاری فریور

باسپاس از مهر و ادب دوستی و ظرافت درک و دریافت شما.
ایردن یک بنیاد فرهنگی است و با گستردگی جهانی که درسپهر تفکر پویا و ایردن هست، شما جا و مقامی بالاتر و والاتر از همکاران دندان پزشک ایردن دارید؛ به چند دلیل که خواستگاهش خود شما خانم فریده مختاری فریور هستید:

نخست؛ وسعت دید و دریافت شما، که روی نکات بسیار حساسی متمرکز و متوجه می شوید،

دو؛ این توجه و وسعت دید، انتخابی است نه اتفاقی. دیدگاه و نگاهی است که می داند در خواندن، چه می طلبد وبه چه نکاتی باید عنایت و توجه کنید،

سه؛ تنها این توجه و دانش نیست که شما را در نظر ایردن متمایز و درخشان می کند، بلکه "افتادگی آموز اگر طالب فیضی" را که مد نظر دارید و می دانید "هرگز نخورد آب زمینی که بلند است". به همین دلیل در عین شکسته نفسی عمدی، پر بار و متین و وزین می نویسید. نثری روان و پر از لطافت و صداقت دارید. یقینن ایردن از همکاری فکری و قلمی شما خوش‌حال خواهد شد. اگرعنایت قلمی خود را شامل خوانندگان و دوستداران ایردن بفرمایید، شک ندارم که این پایگاه با افتخار، همکاری شما را می طلبد و می پذیرد.

چهار؛ این توانمندی در انتخاب، وقتی ارزش والاتری می یابد، که تراواشات احساسی شما به صورت نوشتاری است، که در عین فشردگی، موجه و مستدل ایردن را مورد عنایت قرار می دهد. بسیارند دوستانی که می دانند، ولی فاصله ی کوتاه بین دانستن و توانستن را نمی دانند یا نمی یابند.

ایردن از بشیری که همت هدایت کرده، به عنوان یک پذیرا، این مهر و عنایت نوشتنی با عنوان «پس "بشیر و نذیر » را می ستاید و می پذیرد. باور دارد دانستن و توانستن توامان، امکان بروز فضایل ادبی جوامع بشری را فراهم می آورد. وکالتن از طرف ایردن و اصالتن از طرف خود، بنا بر وظیفه و گفته «شکر نعمت نعمت ات افزون کند» شکرگزار این خواستن و توانستم.
صفحه: 1
پاسخ
کاربرهایی که این سخن را مرور می کنند (1 مهمان ها)
فرم پاسخ
 
مطلب خود را وارد کنید*
Upload files and imagesDrag files here to upload
Drag files here
هیچ نوشته ای یافت نشده است.
آپلود تصویر
Send Cancel