تلگرام ایردن، پایگاه دندانپزشکی irden.ir
در کانال تلگرام ایردن عضو شوید و خبرهای دندان‌پزشکی را از نگاهی دیگر بنگرید!
جستجو  کاربرها  قانون ها 
بستن
نام کاربری::
رمز عبور::
رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
ثبت نام
نام کاربری
 
صفحه: 1
پاسخ دهی
پیام ماه ایردن، پایگاه دندان پزشکی, ماه‌نامه دندان پزشکی ایردن منتشر شد
 
پیام آذر۱۳۹٢ ایردن- پایگاه دندان پزشکی
ماهنامه شماره ۵۵

ماهنامه ایردن شماره ۵۵ ، آذر ۱۳۹٢ . December 2013

سخن پویا:
«ایردن، آذر، توافق هسته ای، چند پرسش و یک راز»

- مجلس منویات رهبری پیرامون دانشگاه‌ ها را دنبال می‌کند
- پایان نامه‌ها در دانشگاه‌ها خاک می‌خورند
- عملکرد وزارت بهداشت در حوزه بهداشت دهان بسیار محدود است
- برخی پزشکان وقت ندارند بيمار را كامل معاينه كنند‎
- تعیین تعرفه خدمات پیش شرط بیمه دندان پزشکی است
- زمینه ارتباط‌ بین‌المللی نظام پزشکی با سایر کشورها تسهیل شود
- دو استاد دانشکده دندان پزشکی شیراز اخراج شدند
- در دندان پزشکی ایران ما یک قدم بر می داریم و دنیا ده قدم
- دانشکده دندان پزشکی جزو مراکز آموزش است نه درمانی
- دکتر سعید عسگری آمد، دکتر اکبر فاضل رفت

*****

پیام آبان۱۳۹٢ ایردن- پایگاه دندان پزشکی
ماهنامه شماره ۵۴

ماهنامه ایردن شماره ۵۴ ، آبان ۱۳۹٢ . November 2013
[FONT=Tahoma][COLOR=#007236]
سخن پویا:
«درباره آن سوی زندگی»-امیر رهگذر

- اخبار دندان پزشکی ایران از ایردن

- گزارش تحلیلی مجمع عمومی مهر 92 انجمن دندان پزشکی ایران
- تهیه پرینت سه بعدیِ چهره برای بازسازی آسیب صورت
- سه نوع مسوولیت پزشکان و مرور چند پرونده حقوقی
-پوسیدگی های دندانی زودرس در کودکان
-آموزش آنلاین، ره آورد نوین فناوری برای بهبود کیفیت آموزش
-ترومبو آمبولیسم وریدی در بیماران جراحی فک و صورت
- اعتبار سنجی؛ ابزار کنترل کیفیت آموزش


*****

پیام مهر۱۳۹٢ ایردن- پایگاه دندان پزشکی
ماهنامه شماره ۵۳


ماهنامه ایردن شماره ۵۳ ، مهر ۱۳۹٢ . October 2013

بهداشت حرفه ای در دندان پزشکی


سخن پویا:
«مهر دلدارها»


- مصاحبه ایردن با دکتر رضا عزتیان، رییس اداره خدمات بهداشت حرفه ای و مشاغل خاص وزارت بهداشت
- چرایی آموزش بهداشت حرفه ای به دندان پزشکان
- مروری بر بهداشت حرفه ای در دندان پزشکی
- ایمنی و بهداشت حرفه ای در دندان پزشکی
- تاریخچه بهداشت حرفه ای


*****

پیام شهریور۱۳۹٢ ایردن- پایگاه دندان پزشکی
ماهنامه شماره ۵٢


ماهنامه ایردن شماره ۵٢ ، شهریور ۱۳۹٢ . September 2013

آموزش دندان پزشکی کشور


بخشی از سخن پویا:
«حکومت مطلوب»، «کشور آرمانی»


در فرهنگ ایران باستان، ماه ششم سال، در اصل "خشتره ویریه" KHASHTARA VAIRYA بوده که در زبان پهلوی «خشتور» و در پارسی به «شهریور» تبدیل شده است. «خشتره ویریه»، به معنی «حکومت مطلوب» یا «کشورآرزو شده» است...

... با ورود وزیر جدید بهداشت، گویی روح تازه ای به کالبد رو به زوال وزارت بهداشت و درمان دمیده شده است. خبرهای روز، موجب دلشادی و امیدواری دلسوزان کارشناس را فراهم کرده است. همه نه بی صبرانه، که با صبر و امید، چشم دل و گوش هوش به قول و وعده ها داده و به تحولاتی ولو اندک دل بسته اند...

... به نظر می رسد، در وزارت بهداشت، -در زمینه آموزش دندان پزشکی- باید چالش های دیگری نیز مورد توجه جدی کارشناسان قرار گیرد، مانند: «فضای مطلوب آموزش» و «مدیران آموزش»

آن گاه پرسش ها و زیربحث های زیر مطرح خواهد شد:
- «تکثر و تعدد دانشکده های دندان پزشکی یا تعمیق روش ها، کدام چاره ساز است؟»،
- «ضرورت تناسب فضای آموزشی با شرایط بومی شهر و منطقه»،
- «بیمار، استاد یا... کدام در برنامه ریزی آموزش دندان پزشکی تعیین کننده تر است؟»،
- «ایجاد دانشکده دندان پزشکی با تشخیص مردم مناطق یا مطالعات کشوری؟»،
- «عوامل و روش های دخیل در تعیین سرفصل های درسی دندان پزشکی»،
- «نیازهای پایه در آموزش دندان پزشکی»،
....


* * * * *

پیام مرداد ۱۳۹٢ ایردن- پایگاه دندان پزشکی
ماهنامه شماره ۵۱


ماهنامه ایردن شماره ۵۱ ، مرداد ۱۳۹٢ . August 2013

ویژه نامه تولد دکتر عزت الله خامسی

سخن پویا:
مرداد داغ و شاد


ابوالمشاغل دندان پزشکی
تبعیض علیه نخبگان
اخبار دندانی
دندانپزشکی اجتماعی
افزایش دانشجو
تربیون آزاد
مجمع عمومی
بهداشت دهان


* * * * *

پیام تیر۱۳۹٢ایردن- پایگاه دندان پزشکی
ماهنامه شماره ۵۰


ماهنامه ایردن شماره ۵۰ ، تیر ۱۳۹٢ . July 2013

ویژه نامه مالیات

سخن پویا:
مالیات گریزی، یک عادت نامطلوب!


فرهنگ مالیاتی

مالیات دندان پزشکان
مالیات پزشکان
جایگاه مالیات
اخبار ایردن
تریبون آزاد


* * * * *


ماهنامه ایردن شماره ۴۹ ، خرداد ۱۳۹٢ . June 2013

ویژه نامه کنگره های دندان پزشکی

سخن پویا:
در این خرداد، بهار دیگری هم رفت!


آغاز کنگره در ایران

چالش های نو
مجمع عمومی
اخبار دندانی
بودجه سلامت
بتاتالاسمی
تربیون آزاد
درمانگر میگرن
درمانگر بی پروانه
شکست بازرسین
قتل فجیع دکتر
 
سلام
چطور میشود به تصاویر متحرک ماهنامه ها دسترسی داشت مثل ماهنامه اردیبهشت که هزار پیچ گرگان را دارد یا ماهنامه تیر ماه ضمنا متن ماهنامه ها بسیار زیباست ممنونم از نگارنده که جناب دکتر سندوزی باشند و همچنین ایردن
 
سلام

به خاطرمقالات جالب این ماهنامه مخصوصا مقاله آقای دکتر سندوزی سپاسگزارم
و همچنین برای همه همکاران ومدیران محترم ایردن آرزوی موفقیت و سر فرازی دارم
 
آنچه انسانها را در زمین از هم متمایز می کند تنها دانش نیست، چه بسا انسان های دانشمند و توانمندی که نتوانستند جایگاه بلندی در این کره خاکی داشته باشند. منش، اخلاق، انسانیت، شخصیت اجتماعی، روابط انسانی نیکو است که در کنار بخشش بی‌انتهای دانش و تجربه علمی به سایرین، زینت بخش دنیای انسانهاست و انرژی حیات بخشی را به وجود همگان می‌پراکند.
استاد ارجمند جناب آقای دکتر خامسی از شما دانش و منش بسیاری آموختیم و آرزومندیم انرژی هستی بخش وجودتان سالهای سال پایدار و گسترده بماند. تولدتان مبارک.


ارادتمند
دکتر سپیده بانوا
امرداد ماه 1392
 
[RIGHT]
سلام

جناب آقای دکتر خامسی، با صمیمانه و خالصانه ترین احساس، تولد شما استاد بزرگوار را تبریک عرض می کنم!

---------
یک خاطره از دکتر خامسی که هیچ وقت از ذهنم پاک نمیشه و همیشه الگوی من بوده و هست:

اوایل آشنایی حضوری ایردن با آقای دکتر خامسی بود و من به عنوان مدیر فنی با ایردن همکاری می کردم. ایشون مثل یک استاد بزرگوار و پدر فرهیخته، در کنار ما در دفتر ایردن حضور می یافتند. قرار شد بنده چند نکته کاربردی از کامپیوتر به آقای دکتر خامسی بگم. بعد که صحبت های من تموم شد، برنامه ی مصاحبه ای خارج از دفتر داشتیم و خواستیم راهی بشیم. اون زمان من هر کاری کردم و هرچه صبر کردم، این استاد بزرگوار و فروتن، زودتر از من از در دفتر خارج نشدند. دلیلشون هم این بود که هرکس کلمه ای به من یاد بده، حق معلمی بر گردنم داره، الان شما معلم من هستی و هرگز زودتر از معلمم عبور نمی کنم!

من اون لحظه واقعا تحت تاثیر رفتار و منش ایشون قرار گرفتم و بیش از قبل، برخورد خاضعانه شان، در خاطرم ثبت شد.


آقای دکتر خامسی!
امیدوارم همواره صحت و سلامتی در لحظه های زندگی زیبایتان جاری باشد

[/RIGHT]
Dr-Khamesi.jpg (28.83 کیلوبایت)
 
،با تشکر فراوان
.بسیار خواندنی و آموزنده
،آشنایی با راه و روش انسان های بزرگ آب و خاکمان
.ما را در زندگی هدایت می کند
گیتی شهیدی
 
پیام تشکر

ازلطف و بزرگواری و محبت سروران عزیزجناب آقای دکتر امیراسماعیل سندوزی، جناب آقای دکتر علی شکفته راد و مدیران محترم و دست اندرکاران فعال ایردن همچنین اظهار محبت سرکارخانم دکتر سپیده بانوا استاد دانشمند و مدیرگروه دانشگاه، سرکارخانم شنی بهزادی، سرکارخانم ازاده طالب زاده، سرکارخانم مهندس نگار نبوی استادبزرگوارم، سرکارخانم افسانه نعمتی، جناب آقای حسین شفیعی، سرکارخانم دکتر عزتدخت خامسی، اقای دکتر شهرام خامسی، سرکارخانم دکتر ریحانک شفیعیها، سرکارخانم پرستو ارسلانی، آقای سعید طالب زاده، سرکار خانم گیتی شهیدی و جناب آقای دکتر محمدی عراقی دانشیار بخش جراحی فک و صورت دانشگاه لومالیندا امریکا برای لطفی که فرمودند و همه دوستان که ابراز محبت نموده اند عرض تشکر و احترام دارم. امیدوارم سلامت و بهروز باشید.

عزت اله خامسی
 
قدر زر زرگر شناسد،
قدر گوهر گوهرى

باسپاس از پیام هاى پر بار پیام مهر دلدارها،
به امید پیشرفت و پیشتازى زیر سایه خرد ورزى و اندیشه محورى.
براى همه شما مدیران و نویسندگان محترم، آرزوى سلامتى و سرفرازى دارم.
 
از سخن پویای ماهنامه مهر شما خیلی سپاس دارم. کاش گشایش شود و آنهایی که مسئول وضعیت مردم هستند کار را به کاردان بسپارند و کنار بنشینند. :( این پیام را به نقل از فیس بوک آقای وزیر امور خارجه بخوانید لطفا:



منتی که یک دختر ناشناس برای آخرین پست دکتر ظریف جمعه 26 مهر ماه نوشته، جالب است و در زیر می آید. جالب آن که ظریف هم به وی پاسخ داده است:


سلام آقای ظریف
وقتتون بخیر
امیدوارم حالتون بهتر شده باشه
من یه دختر 26 ساله ایرانی ساکن ایرانم (ببخشید که نمیتونم خودم رو کامل معرفی کنم)
امیدوارم کامنت منو کامل بخونید


من متاهلم ، سه ساله که عقد کردم اما به خاطر مشکلات مالی نمیتونیم عروسی کنیم، شوهرم دانشجوی دکتراست و کار پیدا نمیکنه ...بی پولی و بی کاری دمار از روزگار ما در آورده، پدرم یه بازنشسته ست و از پس خرید جهیزیه بر نمیاد.


من اخیرا کارشناسی ارشد نوبت روزانه قبول شدم، یکی از دانشگاه های عالی تهران، یکی از بهترین رشته ها، هفته ای 3 روز میام تهران. شاید باورتون نشه اما من از پس کرایه اتوبوسم به تهران بر نمیام ...من نمیتونم هفته ای 40 هزارتومن برای غذا و کرایه و ... هزینه کنم... شوهرم توان حمایت منو نداره و از پدرم هم نمیتونم پول بگیرم، وام دانشجویی هم که به جایی نمیرسه و هنوز ندادن ...بارها به انصراف از تحصیل فکر کردم اما بغض گلومو میگیره، چون من برای قبولی خیلی زحمت کشیدم... نمیدونم شما بچه دارین یا نه ، نمیدونم خودتون و بچه هاتون چطور درس خوندین اما همه امکانات خودتونو بذارید کنار و درس خوندن تو بدترین شرایطو تصور کنید. مدام فکر میکنم اینایی که میرن دانشگاه بین الملل چقدر پول دارن؟؟؟ چطوری من نمیتونم هفته ای 40 هزارتومن پول بدم برای درس و اونا .... دیگه دارم افسرده میشم

همین برنامه رو برای جهزیه هم دارم...همیشه عقد کردن برای دخترا یعنی مهمونی، گردش، خوشی، خرج کردن، مسافرت... منم نوعروسم، اما از این زندگی فقط یه چیز بهم رسیده ، اونم حسرته


من نمیخوام بهم بگین " متاسفم". من خودمو معرفی نکردم چون ترحم کسی رو نمیخوام. من فقط حقمو میخوام...


من ایرانی ام، چرا تو مملکت خودم، جایی که کل طایفه ام بخاطرش شهید و جانباز دادن رفاه ندارم؟؟؟ چرا بی کارم؟؟؟ چرا تغذیه خوب ندارم؟؟؟ چرا بی پولم؟؟؟ چرا با این معدل و این رزومه باهام مثل یه تفاله برخورد میشه؟؟؟ این انرژی هسته ای کو؟ کجاست؟ منو تو انرژی اتمی استخدام میکنن؟؟؟ یا شوهر استعداد درخشانمو؟؟؟ قبضامون که مدام گرونتر و زیادتر میشه، تابستونا که برق قطعه، پس کو تامین انرژی؟؟؟؟ ..چرا مملکت من راحت از دزدی 3 هزار میلیارد تومنی میگذره ولی 24 ساعت بنده به دو ریال یارانه ی مردم؟؟؟ یارانه ای که بودنش برای آدمایی مثل من معنی حفظ آبرو رو داره. تو این وضع گرونی...
من فقط یه بار زندگی میکنم... میخوام شاد باشم... دیگه بسمه غصه خوردن...
... در عوض کار میخوام و پول و یه خونه نقلی با یه جهزیه ساده یه دفترچه بیمه
نمیدونید این آخری شده رویای من... من نمیدونم مشکل کمر شما چیه ولی درد شمارو خوب میفهمم. درد از کمر شروع میشه تا مچ پا میاد... انگار یه رشته داغ تو پای آدمه که کشیده میشه. من نمیتونستم برم دکتر اما علائم و دردامو تو اینترنت سرچ کردم و فهمیدم چه بیماری دارم. نه میشه ایستاد، نه میشه نشست، نه میشه خوابید... من اینجا به درد تسلیم میشم ... من میمیرم از درد اما نمیتونم برم دکتر ،نمیتونم ام آر آی بگیرم. چون بیمه ندارم، چون پول ندارم، هزینه های درمان سرسام آوره، سلامتی شده به قیمت خون آدم... خوش بحال شما که برای دردتون طبیب دارید (البته هرچی که دارید حلال و خوشتون. خدا به روزیتون برکت بده. انشاءالله که حالتونم خوب بشه.)، من از ترس اینکه شوهر و پدرم شرمنده م نشن به کسی نمیگم چقدر درد میکشم...

میبینید ... فرق من و شما همینه... زندگی من به یه تاره مو بنده ولی شما مسئولین زندگی آروم و قشنگتونو بی استرس ادامه میدین. واسه همینه که شما با خیال راحت خبر از مذاکرات بعدی میدید و من اشک تو چشام حلقه میزنه که ای خدااااااااا پس کی تموم میشه؟؟؟
همه اینارو گفتم که بدونید کسایی مثل من هستند که فقط زنده اند اما بارها و بارها آرزوی مرگ میکنند.
کاری کنید که تحریما تموم بشه، یه کاری کنید ارزونی بشه ، کرایه خونه کم بشه ، مواد غذایی ارزون بشه، بازار کار رونق پیدا کنه، دارو و درمان به قیمت خون آدم نباشه، امنیت و رفاه داشته باشیم. کاری کنید که منه بچه درس خون، منی که تو زندگیم فقط تلاش کردم، صبر کردم و پامو کج نذاشتم، بخاطر فشار اقتصادی تو این سن وسال این همه مریضی عصبی نداشته باشم و فکرم مدام پی انصراف از تحصیل نباشه، یه کاری کنید جوونا راحت ازدواج کنن اینطوری فسادم کم میشه. فقط یکم سریع تر ... میترسم آخرش به عمر ما قد نده.

تو رو خدا... دیگه بسه تحریم...
یکی میگفت باید قبر دهه شصتیا رو گودتر بکنند چون آرزوهای زیادی دارن که باید با خودشون به گور ببرن...
خواهش میکنم جواب کامنتمو بدید. یا حق


پاسخ ظریف:

سلام دخترم. می دانم که مسئولیت سنگینی بر دوش من و همکاران من است و گرچه در ایجاد شرایط کنونی نقشی نداشته ایم ولی به هرحال با پذیرش مسئولیت باید در جهت حل آن حرکت کنیم. امیدوارم با تدبیر ریاست محترم جمهوری و با حمایت همه مردم مشکلات انباشته اقتصادی به تدریج رفع شوند و زندگی برای شما و بقیه مردم راحت تر شود.

باور کنید که در هر لحظه از کار اداری و مذاکرات، خودم را وام دار و مدیون تک تک شما می دانم و امیدوارم که بتوانم باری از دوش شما بردارم. به یاری خدا و به پشتیبانی شما، این کار را با صبر و با حفظ حقوق کشور انجام خواهیم داد.

اما اطمینان داشته باشید که برای مذاکره جدی و رفع فشارها، بهترین روش تلاش برای رسیدن به تفاهم از طریق تعامل سازنده و عزت مند است. اندکی صبر، سحر نزدیک است.
 

با درود واحترام
نمی دانم چقدر به همزمانی دو اتفاق اعتقاد دارید! ولی من اعتقاد دارم و هیچ چیزی و حرکتی دراین جهان بی حکمت نیست!وقتی مطلب زیبا و دلنشین "درباره آن سوی زندگی" سخن پویا توسط امیر رهگذر گرامی را در پیام ایردن آبان ماه خواندم، غم وماتم بزرگی که بر قلب و دلم نشسته بود را کاملا شست ومرهمی بر دل غمدیده ام نهاد ومرا به تفکر و اندیشه ژرف واداشت!.... امشب بیشتر از هر شب دیگر دوست دارم که سوار بر قایقی از برگ سبز زندگی ام بنشینم و درون آبی به زلالی احساس وجوشش عشق، به خدا و آفرینش انسان بیندیشم، به خودم بیندیشم! ... همانطور که میدانید، پاییزهمیشه سرشار از زیبایی های شگرف، پندها و رازهای نهفته برای انسانها است! برایم آبان ماه امسال ماه تغییر وتحول است، به باران بهاری علاقه وافری دارم و روحم را همیشه زنده و لطیف می کند، اما الان که باران می بارد احساس می کنم، باران پاییزی چیز دیگریست، بیش از آنکه روح و روانم را تحت تاثیر قرار دهد، ذهنم را درگیر تفکرات پیچیده و واقعیت های زندگی می کند! براستی که هر ذره از طبیعت و آفرینش الهی که انسان درک می کند، گویی که به آفرینش خود معنا می بخشد! به نظرم جاودانگی و جاودانه بودن وماندن، حتی تصورش هم رنج آور است!
شعری از حافظ تقدیم شما سروران گرامی
"خوشتر از عشق و صحبت و باغ و بهار چیست
ساقی کجاست گو سبب انتظار چیست
هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار
کس را وقوف نیست که انجام کار چیست
پیوند عمر بسته به موئیست هوش دار
غمخوار خویش باش غم روزگار چیست"
با سپاس فراوان
فریبا کرامت
Rain.jpg (18.51 کیلوبایت)
 
سرکار خانم دکترفریبا کرامت

با ادب، مهر و سپاس فراوان از توجه شما

برحلاف فرموده حضرتش شیخ اجل که فرموده اند:« کس را وقوف نیست که انجام کار چیست»
مژده بدهم:
همه ی اهل اندیشه را وقوف هست که انجام کار چیست،»
رازی نیست و رمزی هم نمی تواند باشد،
که در ازل هم هستی رمز و راز ساز نبوده است، هستی بر سادگی، صداقت و عدالت استوار است.
اگر رمز رازی هست، برگردن کم اندیشی و نا ورزیدگی ذهن انسانی ما است، که این روزها به کوشندگی داریم تقویتش می کنیم.
آن "انجام کار" حضرت حافظ هم «گذر از روزن زمان» است که با مرگ و فنا و فِلّه شدن فرق دارد.
نوعی از استحاله و از حالی به حالی دگر شدنی است که خوش بختانه بی زمان و خبر و دور از دسترس حدس و گمان ما و بی رمز و راز که علم پزشکی از دیر باز دلیلش را و راه های محدود چاره اش را یافته
است ولی هنوز هم برای بشر تشری است ناگهانی و غیر قابل پذیرش:
«پرتوی عمر چراغی است که در بزم وجود
به نسیم مژه برهم زندنی خاموش است».
دوست شاعر 32 ساله ام، ماشینش را مقابل چلو کبابی یاس درجاده پهلوی آن زمان پارک کرد من 60 ساله پیاده شدم او نشد صدایش که کردم جواب نداد «استحاله» شده بود! به همین سادگی و زیبایی.
خواهرم یک ماه پیش دگرگون شد و از روزن زمان گذشت. از دید من خوشی به حالش.
شما می دانید که:
دو سرِ رشته زیبای زندگی هر انسانی را دو فرشته تولد و گذر از از روزن زمان گرفته اند.
بعصی ها به این رشته دو دستی چسبده اند و دارند رشته برشته و کباب می شوند و خود شان ودیگران را جزغاله می کنند گمان دارند که ماندنی ابدی اند.
برخی مثل یک بند باز دایم در حال تلاش اند که تعادل شان را خفظ کنند که بیشتر ببرند و بدوند و فرو نیفتند.
برخی خودشان را ابدی و ازلی می دانند و گذر را از آن همسایه دیوار به دیوار شان می دانند.
هستند کسانی که زیبا بین و خوش نشین اند. قربان صدقه باران بهار و پاییز می روند و زورق شان از برگ سبز درختان است. دارند به این رشته "فرشته نگهبان" تاب می خورند و از زندگی شان لذت می برند و دیگران را هم با خودشان تاب می دهند و دستی به پشت شان می نهند و دامنه تاب خوردن شان را وسعت می دهند.
به جرآت می نویسم که:
کسی از این دنیا – نه به معنای جهان خاکی منظومه شمسی- به معنای هستی نمی رود!
تا هستند، هستنده همین هسنی اند. وقتی از روزن و گذرگاه زمان می گذرند باز هم در همین هستی هستند به حال و گونه دیگری. برفرض چنین قصدی هم به عمد داشته باشد کجا بروند؟
هر کجا برود در باز هم در همین دنیا و کاینات با طول و عرض میلیون میلیون سال نوری اند.
می بینید که رفتنی اگر باشد جا ومکانش فراهم نیست.
مرگ هم مرگ نیست نوعی دگرگونی و تابع همان قانون لاواریه معروف است «هیچ چیز در هستی به خودی خو د به وجود نمی اید و از بین تمی رود" نوعی استحاله و از حال و صورتی به حال و صورت دیگری در آمدن است.
می ماند داستان روان و روح که بخشی از انرژی هستی است و درهستی هست.نه به گونه هستنده بلکه به گونه دیگری که کس نمی داند. و زیبایی کار هم همین کس ندانستن است.
اگر باورم کنید، من مشتاق رفتن و دیدن و دانستن همین دگرگونیم. ولی عجله ای برای رفتنش ندارم. می دانم که خواهم رقت و هول نباید زد. مهر زیادی به دوستان بدهکارم کاش بتوانم سپاس بگزارم سپس بگذرم.
این فشرده باورم است که هیچ سماجتی در قبول و درستی اش ندارم.
بنابر این گذز از روزن زمان پدر بزرگوارنان را تبریک می گویم. روانِ شان شاد باد.

امیر رهگذر

سخنی خودمانی:

چالب است که این نوشته را یکی و دو ماه پیش در جواب آقای دکتر شکفته راد که شِکوِه ازهمکار خوش نویسی کرده بودند نوشتم، ولی نفرستادم. تا همین چند روز پیش ها که فکر می کردم آب از آسیاب فرو افتاده و می توان به مهر وادب حرفی زد تا همکاری جوان به مهر بپذیرند که «نا مرتبط نوشتن» بهتر از هرگز ننوشتن است.

 
استاد گرامی، جناب آقای دکتر سندوزی
با درود وعرض ادب
فرمایشات و سخنان شما مثل همیشه متین ومنطقی است و دیدگاهی زیبا ، واقع گرا و واقع بین به زندگی دارید!
.....اما زمانی و لحظاتی در زندگی وجود دارد که وقتی اتفاقی می افتد تمام ذهنیت ها وواقعیت های انسان را درهم میریزد و انسان احساس تهی بودن و پوچی می کند، مطمئنا این احساسات گذرا است ولی این لحظات به کندی وسختی می گذرد!
دو روز قبل از پرواز ملکوتی یا به قول شما گذر از روزن زمان پدرگرامیم، برنامه تلویزیونی را تماشا می کردم که بیننده ایی از یک روانپزشک پرسید : من از مرگ می ترسم چون نمی دانم بعد از مرگ چه اتفاقی می افتد و من به کجا می روم ! به نظرم روانپزشک بسیارساده و زیبا پاسخ داده بود، او گفت: وقتی شما بهترین و قشنگ ترین لباس خودتون را می پوشید وبه مهمانی می روید ومدتی بعد به خانه بر می گردید و به دلایلی متوجه می شوید دیگر نمی توانید این لباس را بپوشید وبا اینکه این لباس را خیلی دوست دارید، در می آورید و در کمدی و یا جایی می گذارید و می دانید که هیچوقت نباید آن را بپوشید! در این حالت خودتان کجا می روید؟ بیننده گفت خب خودم هنوز هستم! این ساده ترین دیدگاه برای این تحول ودگرگونی یعنی" مرگ" است! جسم ما لباسی زیبا برای وجود و هستی واقعی ماست زمانی که به قول شما" کذر از روزن زمان" اتفاق می افتد باید این لباس را در آورد و برای همیشه کنار گذاشت!....
من هم گذر از روزن زمان خواهر بزرگوارتان را تبریک می گویم، روحش شاد ویادش گرامی باد

سپاس فراوان
فریبا کرامت
 
تولد مجددت رو تبریک می گم ایردن عزیز
صفحه: 1
پاسخ
کاربرهایی که این سخن را مرور می کنند (1 مهمان ها)
فرم پاسخ
 
مطلب خود را وارد کنید*
Upload files and imagesDrag files here to upload
Drag files here
هیچ نوشته ای یافت نشده است.
آپلود تصویر
Send Cancel