تلگرام ایردن، پایگاه دندانپزشکی irden.ir
در کانال تلگرام ایردن عضو شوید و خبرهای دندان‌پزشکی را از نگاهی دیگر بنگرید!
جستجو  کاربرها  قانون ها 
بستن
نام کاربری::
رمز عبور::
رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
ثبت نام
نام کاربری
 
صفحه: 1
پاسخ دهی
کشیدن بخیه از زخم بیمار به دلیل بی پولی, ریشه خدشه در روابط درمانگر-درمانخواه چیست؟
 

بخیه چانه را کشیده اند یا کامل نکرده اند؟

پسربچه چهارساله ای را با جراحتی در زیر چانه به بخش اورژانس بیمارستان اشرفی اصفهانی می برند. دکتر کشیک دستور بخیه می دهد و کار شروع می شود ولی ناقص می ماند... بعضی می گویند چون هزینه پرداخت نشده، دکتر و پرستار بخیه ها را کشیده اند و برخی نیز می گویند که جراحت کوچکی بوده که بخیه برای آن مهم نبوده و چون خانواده نخواسته هزینه را بپردازد، توافق می شود که در حد همان بخیه اول پرونده بسته شود.
... وزیر بهداشت گفت رئیس دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در این مورد از مردم عذرخواهی کرده و قول داده که مسوول شیفت و افراد متخلف را به دستگاه قضایی معرفی کند.
 
امروز رفتم بیمارستان بخیه های پامو بکشم . .
اسم بخیه که آوردم...
پنج نفر ریختن دورم.
یکی جورابامو دوخت
یکی درز شلوارمو...
یکی دکمه لباسم،

بدبختی شلوارم از این مدل جدیدا بود که خودش پاره هست ...اونم بردن رفو کردن...
یه پرستار ناشی هم سر جیب هامو دوخت... اصلا یه وضیییییییی!
 
یوسف کریمی معاون دادستانی خمینی‌ شهر به خبرگزاری مهر گفته است، تخلف پزشک و پرستاری که بخیه صدرای پنج ساله را شکافتند اثبات شده و طبق قانون، آنها به دلیل امتناع از انجام وظیفه و درمان بیمار، به حبس بین شش ماه تا سه سال زندان محکوم می‌شوند.
به گفته این مقام قضایی این دو نفر در حال حاضر با قرار وثیقه آزاد هستند.
این موضوع با واکنش گسترده‌ای در میان رسانه ها و شبکه های مجازی و همچنین گروهی از چهره های سیاسی، هنری و ورزشی ایران روبرو شده است.
به گزارش رسانه ها، برخی از مسئولان وزارت بهداشت ایران نیز به خمینی شهر اصفهان اعزام شده اند تا علاوه بر دلجویی از این کودک خردسال و خانواده او، در مورد این پرونده نیز تحقیقات بیشتری انجام دهند.
وزیر بهداشت ایران این حادثه را "حادثه‌ای نادر در تاریخ" و "تأسف بار" خوانده بود.
 
پانسمان بر زخم
دکتر آیرج کی پور

در یکی از شبکه‌های مجازی این عکس را دیدم. نوشته بود این کودک 4 ساله صدرا زاهدپور نام دارد و در روز 6 آذر 1364 مادرش او را برای مداوای زخم زیر چانه به بیمارستان شهید اشرفی خمینی شهر می‌برد و در آن جا پزشک اورژانس مشغول بخیه زدن چانه می‌شود و دستیار پزشک، پرونده را پر می‌کند و از مادر کودک می‌خواهد رسید پرداخت هزینه را برایش بیاورد تا برابر روال عادی بیمارستان به پرونده پیوست شود. مادر پس از اندکی برمی‌گردد و اطلاع می‌دهد که توان پرداخت هزینه 150 هزار تومانی بیمارستان را ندارد.
تا این جای ماجرا، همه گزارش‌ها یک‌سانند ولی پس از این، دو گزارش در فضای مجازی و تلویزیون و رسانه‌های نوشتاری آمده است که دو تصویر متفاوت ارائه می‌دهند:
در برخی روزنامه‌ها و اخبار صدا و سیما آمده بود و بی‌بی‌سی لندن نیز همان را گزارش کرد که پزشک و پرستار پس از این که می‌شنوند خانواده بیمار توان پرداخت هزینه درمان را ندارد، بخیه را کشیده و کودک 4 ساله را با زخم زیر چانه و اثر بخیه‌ کنده شده از بیمارستان بیرون می‌کنند. مادر نجیب بیمار در ابتدا شکایت نمی‌کند ولی پس از یک هفته موضوع رسانه ای می‌شود. پزشک و پرستار از کار معلق و به‌دادگاه فراخوانده می‌شوند و حتی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به نوشته روزنامه‌ها جای زخم را جراحی پلاستیک می‌کند. کاریکاتور زیر و چندین کاریکاتور، همراه با اهانت به جامعه پزشکی، در شبکه‌ها منتشر می‌شود. یکی از آن‌ها را در زیر می‌بینید.



مادر با چهره ای اندوه‌گین و جیب‌های بخیه زده شده، دست فرزندش را که بخیه‌های زیر چانه اش کشیده شده و گریه می‌کند، گرفته و از بیمارستان بیرون می‌رود. پرستاری با قیافه بدجنسی و روپوشی بخیه زده در کنار پزشک دیده می‌شود. پزشک، با چهره ای پر نخوت، دست به پشت زده و رو درروی تماشاگر ایستاده است. جمجمه پزشک بخیه خورده است. گویا مغزش را برداشته اند.).
من با این درک که حقیقت پنهان مانده است و کاریکاتوریست و رسانه منتشر کننده خبر احساساتی شده و ره افسانه زده اند، نام کاریکاتوریست و خبرگزاری را حذف کردم.
گزارش دوم می‌گوید که پزشک کشیک پس از این که مادر بیمار می‌گوید توان پرداخت هزینه بیمارستان را ندارد و نمی‌خواهد پزشک به‌درمانش ادامه دهد، محل زخم را پانسمان می‌کند و با تاکید بر این که محل زخم کوچک است و بدون بخیه هم جوش می‌خورد و ... بیمار را مرخص می‌کند. در این میان یکی از کارکنان بیمارستان که گویا با مسئولان بیمارستان درگیری داشته است، مادر بیمار را تحریک می‌کند و پس از یک هفته مسئله را به صورتی که آوردم رسانه ای می‌کند و ناگهان جامعه دچار هیجان می‌شود.
ماجرا هر چه باشد (چه خطائی از سوی یک پزشک و پرستار سرزده باشد، چه آنان قربانی یک توطئه زشت علیه جامعه پزشکی شده باشند)، یک واقعیت را فراموش نکنیم. در روز چندین نفر در تصادف جاده ای به علت خطای انسانی و خرابی خودرو و ناایمن بودن جاده و ...کشته می‌شوند ولی اگر پزشکی در آن ناحیه حضور داشته باشد، جامعه انتظار دارد این پزشک، همه تلاشش را در حدود امکاناتش برای نجات جان صدمه دیدگان به کار ببرد و مانند شهروندان دیگر ناظر یا یاری رسان عادی نباشد. چرا؟ چون پزشک برایشان جایگاه ویژه ای دارد. هزاران نمونه می‌توان از جایگاه بلند پزشکان در پیشگاه مردم آورد. هیجانی که با پخش ماجرای خمینی‌شهر پیش آمد، خود نشانه دیگری از توجه مردم است و پاس‌داری آنان از پاک دستی و درست رفتاری پزشکانشان.
می‌گویند لیلی در کاسه خواهندگان با مهربانی خوراک می‌ریخت. وقتی مجنون کاسه اش را برای گرفتن خوراک پیش می‌برد، لیلی با خشونت کاسه را پرتاب می‌کند و کاسه شکسته می‌شود. مجنون غم زده و دل‌گیر از بی‌توجهی لیلی، به گوشه ای می‌نشیند. دوستی به دل جوئی می آید و به او می گوید: این برانگیختگی نشانه میل لیلی به سوی توست وگرنه چرا تنها کاسه ترا شکست؟
گاه باید این برانگیختگی اجتماعی را نسبت به پزشکان به ویژه هنگامی‌که خطائی به آنان نسبت داده می‌شود از علاقه و احترام آنان به پزشکان ایرانی دانست تا از کینه و بدخواهی.
داستان هر چه باشد، برای جامعه پزشکی تکرار و تکرار این ضرورت است که پزشکان می‌بایست برای تامین نیاز‌های صنفی خود و پاسخ گوئی به موقع از عمل‌کرد اعضای حرفه به جامعه، انجمن صنفی خود را داشته باشند و اگر مانند انجمن صنفی دندان‌پزشکان، هیئت مدیره‌های آنان فعالیت این انجمن‌ها را متوقف کرده اند، باید این انجمن‌های صنفی بازسازی و نوسازی شوند، به گونه ای که در هر شهرستان، انجمن صنفی ویژه پزشکان همان شهرستان چنان فعال باشد که بتواند در کوتاه‌ترین زمان، نسبت به خواسته‌های پزشکان و جامعه، موضع گیری درست و مناسبی داشته باشد.
اگر پزشکان و دندان‌پزشکان خمینی‌شهر استان اصفهان، انجمن صنفی شهرستان و استان داشتند، هیئت مدیره این انجمن‌ها می‌توانست بلافاصله پس از شنیدن ماجرا، گزارش دقیقی تهیه و به پیشگاه شهروندان جامعه تقدیم کند. گزارش شفاف و خردمندانه انجمن، هم مانع بروز و گسترش هیجان جامعه می‌شود و هم از آزرده شدن خاطر پزشکان زحمت‌کش پیش‌گیری می‌کند.
انجمن صنفی پزشکان هر شهرستان، کارش رسیدگی به چالش‌های کاری مانند مالیات و عوارض و تجهیزات و مسکن و مانند این‌ها است ولی در چنین زمان‌هائی می‌تواند بهترین سرچشمه اطلاع رسانی درست جامعه پزشکی به مردم و پیش‌گیری از هیجان‌های آسیب رسان باشد.
اگر انجمن‌های صنفی به روز شده در هر شهرستان تشکیل شود، آن وقت پزشکان ناچار نخواهند بود در فضای مجازی با سپر گلایه و اندوه خواری از شرافت حرفه ای خود دفاع کنند. صدا در شبکه های مجازی متاسفانه در بین گروه‌های کوچک فضای مجازی باقی می‌ماند و کم‌تر به گوش دیگر شهروندان کشور می‌رسد.
22 آذر 1394[

 
از ایردن تشکر می کنم که همیشه در مسایل دندان پزشکی کشور پیشتاز بوده و اگر موضوع مهمی پیش بیاید، با روش های موثری وارد می شود. آنطور که من در دانشگاه محل تدریس خود، در مطب و در همه بخش های جامعه که سروکار دارم شاهد هستم، خدشه ای که به روابط بین درمانگرها و درمانخواه ها وارد شده هم دندان پزشکان را آزار می دهد، هم بیماران را شاکی کرده است که این موضوع باید دقیق ریشه یابی و بعد درمان شود. از نظر من بیشترین علت بروز چنین مشکلاتی اول خود دکترها و دوم فرهنگ جامعه ماست. امیدوارم با انجام چنین نظرسنجی هایی دلایل اصلی موضوع مورد بحث و جستجو قرار گیرد که مراجع معتبر مثل وزارت بهداشت، سازمان نظام پزشکی و صدالبته انجمن دندان پزشکی به صورت کارشناسانه -و نه احساسی- اقدام به کاهش یا رفع ریشه ها کنند.

دکتر عزت الله خامسی
 

«هنوز فیلم تکان‌دهنده ناله‌های دکتر صادقی جراح عروق کرمانشاه از خاطرمان نرفته که بر روی آسفالت خیابان تقاضای کمک می‌کرد و مردم (همان‌ها که برایشان باید از جان گذشت) به جای کمک سرگرم فیلم‌برداری بودند.
فیلم خبری که در هر جای دنیا چون برق در دقیقه‌ای می‌توانست پایه‌های سست اخلاقی جامعه را به چالش بکشد، به لطف چشمان بستۀ اصحاب خبر هیچ بازتابی نداشت.
این روزها مهمترین خبر از نظر سایت‌های مختلف، حادثه بخیه یک کودک در خمینی‌شهر است. سایت‌ها را جستجو می‌کنم؛ همه کپی‌شده از یکدیگر هستند. انگار هیچ خبرنگاری حوصله رسیدن به مرکز واقعه را ندارد. دریغ از مصاحبه‌ای با پزشک و پرستار بخت‌برگشته.
آنچه وجود دارد، فقط فریاد وامصیبتای مرگ اخلاق پزشکی است که به سردمداری سایت‌های مختلف انجام می‌شود.
راحت‌ترین کار این روزها، محکوم کردن یک فرد برای یک تخلف است؛ سخت‌ترین کار اما جلوگیری از انحطاط اخلاقی جامعه است.
به نظر می‌رسد اصحاب قلم، که در هر جامعه‌ای می‌توانند روشنگر باشند، مشغول خبرپراکنی برای بیننده بیشتری هستند.
پرداختن به ریشه‌های انحطاط اخلاقی جامعه، سخت‌تر از زدن گردن یک متخلف (پزشکِ بخیه نَزن) است.
مهم نیست که جراح عروق بر آسفالت سرد خیابان منتظر کمک است، مهم هورا کشیدن مردم دوربین به دست پشت سر خبرنگاری است که آسانترین خبرها را دوست دارد.»
 
خواستم نظرم را مشروح تر درباره نظرسنجی خوبی که ایردن گذاشته بیان کنم:

​درباره سوال اول:
"در بروز مشکلات حوزه «روابط درمانگر - درمان‌خواه»، چه کسی بیشتر مسوول است؟"
از نظر من همه پاسخ ها (جز آخری!!) می تواند مطرح شود: پزشکان، مردم، مسوولان و استادان و سخت است که نقش یکی را پررنگ تر دانست.

برای سوال دوم:
"برای وجود روابط مطلوب «درمانگر-درمان‌خواه»، چه بخشی تاثیر بیشتری دارد؟"
فکر می کنم 45% پزشکان
این را تجربه شخصی ام نشان داده که بسیاری از پزشکان از خود خدا ساخته و خودشان را برترین مخلوقات عالم می دانند.
10% مردم
چون مردم با دیدگاه و رفتار نامناسب، از پزشکان ابَر-انسان یا بت ساخته اند. این باعث افزایش اعتماد به نفس پزشکان در رفتار با مردم شده است. (هرچند که پزشکان شریف و قابل احترام هم کم نیست ولی در اقلیت هستند)
20% مسئولین
شخصا برخورد جدی مسوولین با متخلفان پزشکی را ندیده ام.
20% استادان
در برخوردی که با دانشجو های پزشکی داشته ام، این فرایند اعتماد به نفس کاذب، از بدو ورود به دانشگاه شروع شده و رفته رفته پرورش می یابد و جدی تر می شود! پس اساتید هم به نوعی مقصر هستند.
5%
حتمن عوامل دیگری هستند که من شناختی ندارم.
 
کودک و بخیه

در خبرها امده بود که در یکی از شهرهای کشورمان صورت کودکی در اثر برخردی شکافی بر میدارد که او را به بیمارستان دولتی شهرمیبرند که پزشک کشیک نیاز به بخیه را تشخیص میدهد و مشغول بخیه کردن زخم صورت طفل میشود. همزمان پرستاری نیزبه مادر طفل میگوید که فلان مقداررا به صندق بیمارستان بپردازد و رسید انرا بیاورد، که مادر میگوید خانواده ما پولی برای این کارها ندارد. ما بزحمت یک نان بخور و نمیری داریم. در برابر این اعتراض و گفتگوکار بدینجا میکشد که دکتر دستور میدهد بخیه تازه زده شده را به شوند نداشتن پول بردارند!
فردای ان روزخبردر روزنامه ها و شهرها پخش میشود وهمه از تعجب دهانشان باز میماند! مگر میشود پزشکی این اندازه از اخلاق پزشکی دور باشد؟ مگرمیشود فردی در کسوت پزشکی انسان نباشد و اخلاق انسانی نداشته باشد؟ مگر او از نداری و وضع اقتصاد عمومی بی خبر است؟ مگر خودش اگرتنها در این بیمارستان کار میکند بیش از یک حقوق ناکافی پزشکی در اخر ماه چیز دیگری دریافت میکند؟ و ایا این حقوق کفاف هزینه های خودش را میدهد؟ همه بدین معنی است که خود نیز گرفتارهمین بی پولی ونداری در خرید های دیگر است و باید بداند که میشود این مادرنیز بی پول باشد. تازه کار او پزشکی است و در اینجا بخیه زدن با اوست نه داشتن ونداشتن پول بیمار وهمراهانش. دریافت پول سهم امورحسابداری بیمارستان است که دنبال ان باشد. تازه مگرچیزی از این پول به حساب دکترمیرود؟
اخلاق پزشکی اولین لباسی است که یک پزشک پیش ازپوشیدن روپوش سفید باید داشته باشد تا وارد کلنیک شخصی یا جمعی شود. در گذشته این کشور، جایگاه قاضی، معلم و پزشک روحانی بود و مورد احترام جامعه. اما امروز این عنوان جمعا از انها رخت بر بسته است . نه به شوند بدی و خلافکاری همه افراد بلکه با این برهان که درصدی از آنها در میان کل مجموعه هر یک از این سه گروه خلافکارند. تردیدی نباید داشت ، که برآیند آن نیز نگاهی است منفی ازسوی جامعه به همه این گروه ها، حتی زحمتکشان درستکار وخدمتگذاران آنها که متاسفانه ضرب العمل یکی شدن دوغ و دوشاب را بخاطر میاورد.
من به هیچ برهانی کار این پزشک را زیرنام هیچ شرطی تایید نمیکنم وانرا خلاف صد درصد و کاری غیر انسانی میدانم.اما ازسوی دیگر ماه گذشته باز در خبر ها آمد که دربیمارستان ماسال گیلان، پزشکی مورد حمله قرار گرفت. چند روزپیش نیزدر کمتراز 24 ساعت دو بارچند پزشک و پرستار در بیمارستان چمران سوسنگرد مورد حمله قرار گرفتند. پس موضوع فراتر از "بخیه نیمه کاره"
یا " ریختن و کتک زن کادر پزشکی دربیمارستان" باید باشد. با یک دید بازتر وپژهشگرانه تر باید به بررسی مسایل پیرامونی این موضوع بپردازیم!

ریشه یابی، سبب شناسی یا به عبارت پزشکی: "اتیولژی" این داستان و مانندهای آن نشان میدهد که ممکن است این پزشک خود از رفتار صاحبان شغلهای دیگرخشمگین بوده و به همین علت ناخواسته دست به چنین عملی زده که نباید استدلال درستی باشد. زیرا نمیتوان انسانیت و اخلاق پزشکی را زیرهر موقعیتی فراموش کرد و تلافی ناراحتی مورد یا موارد دیگررا در جایی تازه و برسر بیمار دیگری خالی کرد. یا ممکن است ناپسند بودن شرایط کاری چون زیاد بودن ساعات کار، زیادی شمار بیماران، حقوق ناکافی، کوچکی یا چیدمان نامناسب جایگاه درمانگاه، کم یا زیاد بودن درجه حرارت محیط کار، ناکافی و بی تناسب بودن وسایل کار و مانندهای دیگر سبب این حرکت نامعقول شده باشد. بهر صورت برهان هر چه باشد چنین عملی نباید انجام میگرفت اما مدیران نیز باید و باید بدین نکات کناری توجه کنند.

پزشک نسبت به سایر رشته های دانشگاهی، هم دوران تحصیلی سخت تری را میگذراند و هم چندین سال بیش ازدانش اموختگان دیگرمشغول است. بدین سبب اوچندین سال پیرتر ودیرتر از دیگردانشگاه دیدگان، وارد چرخه زندگی شده وبه کار مشغول میشود. از سوی دیگر مانند همه، همسرو فرزندی دارد و خانه وزندگی میخواهد. نوع کار مشکل است. همیشه باید مطالعه داشته باشد وبا تازه های این دانش آشنا باشد. دریافتی پایان ماه نیز که برای چرخاندن زندکی کافی نیست. مخصوصا با افزایش بهای روزبروزهمه چیز و تورم. اکثرپزشکان نیز درآمد حد اقلی دارند. اتوموبیل های کهنه یادگاران گذشته و سایر نشانه ها برهان خوبی است که بخوبی سطح زندگی انها را نشان دهد. میوه فروش، سوپری و نانوای سر کوچه که ممکن است حتی دبیرستان را نیز تمام نکرده باشد مخصوصا از دوران هشت ساله گذشته نزدیک، تا این زمان زندگی بسیار مرفه تر و درآمد بسیار بالایی دارند و قیمتهایشان را نیز روزانه به میل خودشان افزایش میدهند ورفتارشان نیز نه تنها مودبانه نیست که برخورنده نیز هست. حالا راستی های جمع این نوشته را روی هم بریزید و ببینید برآیند آن درمغز چنین افرادی، پس از گذراندن آن دوران سخت و پرکار و کوششِ دوران فراگیری دانشگاه وخدمتگزاری امروز جامعه چه میگذرد؟ کمینه هرنوع اشتباهی میتواند - والبته نباید - ازاو سر بزند. ازسوی دیگر پزشک هزینه های اساسی زیادی چون کرایه سرسام آور مطب، دکوراسیون، همکاران و پرسنل، برق، گاز، تلفن، آب و مواد مصرفی را دارد که در سالهای اولیه، بیش از دریافتی از بیماران است. اما از همین سال اول مامور مالیات به هر برهان که باشد با چشم بسته و بی توجه به هزینه و درآمد واقعی پزشک، مالیاتی مینویسد که باید پرداخت کند و به وام ها افزوده شود. نوشتن راستین دفتر مالیاتی نیز مورد پذیرش نیست زیرا مامور مالیات وقت صرف آن نمیکند تا نگاهی بدان بیندازد وبا قضاوتی هرچه نا درست یا درست به ضرر یا به نفع پزشک، رقمی را به نام مالیات تعیین نماید. آیا اگر براستی هزینه های او بیشتراز دریافتیهای او بود مامور مالیات چه میکرد؟ او را از مالیات معاف میداشت؟ من چنین چیزی نشنیده ام و ندیده ام. مامورمالیات باید مالیاتی برای او معین کند چون بدانگونه که مشهور است مامور است و معذور، پس باید به فکر جیب دولت باشد وآینده خودش، با همین خوش خدمتی ها. تازه این مالیات تعیین شده نه با کل درآمد سالهایی که دریافتی او از هزینه هایش بیشتر شده میخواند و نه در مقایسه با مشاغل دیگر همخوانی دارد! با این راستی ها برای او بسیار مشکل است که بتواند تنها درشان یک ادم فرهیخته اجتماعی صورت زن و بچه خود را سرخ نگهدارد. در کشورهایی که به بزرگی مشهورند، هزینه دانش اموختن فرزندان، نهاری که با همکاری برای گفتگوی مطب و در خواست معرفی بیمار به اوخورده میشود، هرگونه تبلیغات، شرکت درکنگره ها، بنزین مصرفی و بیش از اینها به گونه جدی از مالیات کسر میگردد. همه اینها و انچه در اینجا فرصت نوشتنش نیست، باید از سوی یک دولت مردمی به دیدگاه گرفته شده و در قانون بیاید؛ به گونه ای که پزشک بتواند کمینه یک زندگی بی دردسر و راحت داشته باشد.

حرف های زشت و زیبای زیادی گفته شده که همه شنیدنی است و هرکدام جایگاه محکم خود را در یک برنامه ریزی بزرگ باید حتما داشته باشد و برای آن، راهکار درست پیدا کرد. از جمله گفته میشود که نظام پزشکی یا پزشکی قانونی در یایان بررسی این گونه حوادث، بیشینه او را ازشغل پزشکی برکنار میدارد، که کافی نیست. میگویند که چنین پزشکی باید برای همیشه و در همه کشور حق دست زدن بکار پزشکی رانداشته باشد! میگویند که برخی پزشکان آزمایش های لابراتواری ورادیولژی و MRI غیر لازمی را دستورمیدهند یا به مطب هایی میفرستند که پورسانتاژ میگیرند! میگویند زدوبند های این چنینی دارند وباز میگویند که برخی رادیولژی ها نیز، هم از بیمه پول میگیرند و هم از بیمار! میگویند مگر بیمارستان دولتی نیز باید پول بگیرد؟ البته گفته میشود که زندگی طبیب نیز باید تامین باشد و نمیتوان سرسری و با تکیه بر "حتما درست میشود" و"هرچه روی پیشانی نوشته، خواهد شد"، به امید آینده بود!
شانسی پیش آمد که در یک کشورغربی از یک پلی کلینیک بسیار منظم، که تمام رشته های پزشکی را داشت، دیداری داشته باشم. این درمانگاه، دولتی است، بدون آنکه بیمار حتی یک شاهی بپردازند. قدم اول اینست که بیمار باید با تلفن وقت بگیرد و سر وقت تعیین شده حضورخود را به سکرتر همان قسمتی که مشکل دارد معرفی نماید و در انتظار بنشیند. در همین زمان انتظار، پرستاری میاید وبا سوالات نام و فامیل و کار و غیره و مشکلات پرشکی که بدان سبب به دیدار دکتر آمده را به صورت پرونده این بیمارتهیه و روی لپ تاپ دکتر که متعلق به درمانگاه است و تنها در اختیار این دکتر میباشد مینویسد. هر دکتری یک لپ تاپ درمانگاهی ولی خاص خود دارد. همه پرسش های خود از بیماررا همراه با پاسخ های او و ساین و سمپتوم های بیمار (علایم و نشانه ها) در این لپ تاپ یادداشت میکند. پس از نوشتن آنچه دیده و فهمیده، در پایان، نظریه و تشخیص نهایی خود را نیز درپرونده لپ تاپی او مینویسد. اگر بخواهد بیمار را مثلا به لابراتوار یا رادیولژی معرفی کند یا نسخه ای بدهد، توضیحات کافی را دراین موارد به بیمار میدهد بدون آنکه برگه ای به او بدهد. کافی است بیمار، خود را به هر یک از سه محل معرفی کند تا کارمندان، از روی کامپیوتر، دستور دکتر را خوانده و اجرا کنند. دارورا نیز داروخانه بنا بردستور دکتر درمانگاه که برروی کمپیوتر به ایشان داده یا درصورت خواست بیمار به داروخانه نزدیک منزل او ایمیل میکند که به او بدهند. این پرونده کامپیوتری، همیشه باز و محفوظ است. اگر این دکتر نیزعوض شود، لاپتاپ و یادداشت های روی آن برای ادامه کار دکتر جدید در اختیار اوقرار میگیرد تا کار پزشکی همچنان ادامه داشته باشد. معاینه، راهکار و تشخیص – احیانا درست یا نادرست – و پی آمد درمانی انجام یافته، همه بر روی این کامپیوتر برای همیشه باقی میماند و بنا به گفته یکی از پزشکان، خود بخود طرز کار پزشک، دانش او، نیاز و اندازه داروهایی که دستور داده، همه و همه ثبت شده و برای دیگران آشکار است . البته همه این کارها، حتی اعمال جراحی که در بیمارستان وابسته ای انجام میشود، همه مجانی است. دقیقا انسان میبیند وحس میکند نظم و دقت کار سکرتر، نرس و دکترها و کارمندان را بر پایه یک برنامه علمی بدون عیب و به آسانی میتوان کنترل هر چیزی را برای بهتر ساختن، از برآیند مطالب آن لپ تاپ ها گرفت. در کشورثروتمند ما، پول هست و فراوان هم هست، بدون آنکه برای بهداشت یا آموزش وپرورش مردم، به اندازه کافی بودجه ای گذاشته شده باشد. درمقابل در همین بودجه دیگر ارقامی را خواهیم یافت که به مواردی کاملا بیمورد و بیهوده وناکارآمد، آنهم بیش ازاندازه ای که لازم باشد تخصیص یافته است.
واقعا چرا بیمارستان های دولتی باید ازبیماران پول بگیرند؟ چرا نباید یک برنامه کامپیوتری پیشرفته و کلان – مانند آنچه برای پلیس و اداره دارایی تهیه شده - برای بیمارستانها وجود داشته باشد تا بتوان کلیه اعمال هر بیمارستانی را برای خود بیمارستان زیر نظر داشت و با درمان بخشی مفید، کوشش پرسنل، کنترل هزینه ها ومصرف دارو، مخصوصا در نظر داشتن کیفیت درمان، از دیدگاه علم پزشکی بتوان سطح درمان را با کمترین هزینه ممکن و مجانی برای همه هموطنان بکار گرفت. جالب اینجاست که در میان بودجه ناکافی دولت ها، آنچه برای بهداشت و درمان خانواده در نظر گرفته شده، نسبت به ردیف های دیگر بودجه، قابل قیاس نبوده و کمترین است.
 
امام جمعه خمینی‌شهر اصفهان، آقای عباس رحیمی، خواستار برخورد با عوامل انتشار خبر تخلف کادر درمانی بیمارستان اشرفی اصفهانی در شکافتن بخیه‌های چانه یک کودک شده و گفته "دیگر کسی حق ندارد اخبار منفی این شهرستان را منتشر کند." آقای رحیمی در خطبه‌های نماز جمعه ۲۲ آذرماه گفته این اتفاق را «می‌شد به راحتی درون شهرستان جمعش کرد» و باید به «حساب» افرادی که این ماجرا را «سیاسی» کردند رسیدگی شود.
امام جمعه خمینی‌شهر ادامه داده "تا زمانی که این خبر منتشر نشده بود، تخلفی کوچک بود ولی حال که با هزار و یک دروغ و نقشه منتشر شد کار سیاسی و ضد نظام شد و باید برخورد جدی‌تر انجام گیرد". رحیمی از اینکه صدا و سیما نیز به پخش این خبر پرداخته انتقاد کرده و افزوده "من هنگامی که شنیدم تمام شبکه‌های صدا و سیمای خودمان خبر را پخش می‌کنند، آتش می‌گرفتم… چرا منفی‌ها را مطرح می‌کنید ولی مثبت‌ها را نه؟" آقای رحیمی در سخنرانی خود به صراحت هشدار داده "دیگر حق ندارد کسی خبر منفی را از شهرستان منتشر سازد، چون دست بیگانه در کارست. اگر منتشر کند باید به مردم معرفی شود."

خبرگزاری ایسنا از برکناری کادر مدیریتی و رئیس بیمارستان اشرفی اصفهانی خمینی‌شهر اصفهان به علت تخلف و معرفی سرپرست برای این بیمارستان خبر داده است.

وزیر بهداشت در یک برنامه تلویزیونی با اشاره به گزارش‌های هیئت‌های اعزام شده برای بررسی این اتفاق گفت: «پزشک می‌گوید... به شوخی گفته و پرستار هم جدی گرفته‌است.» به گزارش خبرگزاری فارس، حسن قاضی‌زاده هاشمی گفته است: "۳ تا بخیه بوده و ۲ تا از بخیه‌ها را باز کرده و یکی باقی‌مانده است. البته کل برش ۲ سانت بیشتر نیست که یک بخیه کفایت می‌کرده‌است."

پزشک متهم پرونده گفته بود که به شوخی از پرستار خواسته‌ که بخیه چانه کودک چهار ساله شکافته شود. پرستار مسئول رسیدگی به این بیمار هم گفته بود «بخیه‌ها» در جای دیگری باز شده‌است.

رسول بنی‌هاشمی، رئیس سازمان نظام پزشکی خمینی‌شهر، پیش از این پیش‌بینی کرده بود که متهمان این پرونده به یک تا دو سال حبس و تعلیق از کار محکوم شوند.

رئیس دادگستری استان اصفهان از صدور حکم برای سه متهم پرونده شکافتن بخیه صدرا زاهدپور، کودک چهارساله، در بیمارستان «اشرفی اصفهانی» خمینی‌شهر خبر داد و درعین حال گفت که به دلیل «غیر قطعی» بودن حکم، مجاز به ذکر جزئیات آن نیست.

در قانون، مجازات خودداری از کمک به مصدومین و رفع مخاطرات جانی، برای متهمان از ۶ ماه تا ۳ سال زندان پیش‌بینی شده‌است.




 
پرستار بیمارستان خمینی شهر را عفو کنید

رئیس کل سازمان نظام پرستاری کشور در نامه ای به آیت الله آملی لاریجانی، به نمایندگی از جامعه پرستاری از رئیس دستگاه قضا درخواست کرد پرستار بیمارستان خمینی شهر را مورد عفو قرار دهد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سازمان نظام پرستاری کشور، متن کامل نامه دکتر علی محمد آدابی رئیس کل سازمان نظام پرستاری کشور به شرح زیر است:

« باسمه تعالی »

حضرت آیت الله لاریجانی

ریاست محترم قوه قضائیه

باسلام و اهداء تحیات

احترامأ به استحضار می رساند پرستاری از زمره مشاغل حساسی است که با عنوان تکمیل کننده حلقه درمان و عضو لایتجزای نظام سلامت جامعه است. برای انجام این مسئولیت خطیر، پرستاران بدون در نظر گرفتن ایام تعطیل، مناسبت ها، سختی کار و رویارویی با انواع بیماری ها نظیر( ایدز، هپاتیت، آنفلوانزای خوکی و...) به طور شبانه روزی به ارائه خدمات به بیماران می پردازند و به رغم خدمات طاقت فرسا نه تنها حق الزحمه مناسب با این کار سخت و زیان آور را دریافت نمی کنند بلکه گاهأ مورد اهانت و بی مهری از سوی بیماران و همراهان آنان واقع می شوند.

علیهذا اخیرا شاهد گزارش کشیده شدن بخیه کودکی به دستور پزشک در بیمارستان خمینی شهر اصفهان به علت عدم توان پرداخت هزینه بودیم و به رغم انکار موضوع توسط پرستار، منجر به صدور حکم سنگین حبس و دیه برای پرستار مزبور گردیده است.

معلوم نیست این همه ادعای مسئولین وزارت بهداشت در خصوص کاهش پرداخت هزینه های درمان مردم در پی اجرای طرح تحول نظام سلامت را چگونه می توان توجیه کرد؟

در واقع گناه این قضیه بیشتر متوجه کسانی است که پرداخت از جیب مردم را افزایش داده اند و جالب اینکه در صورت عدم پرداخت هزینه توسط مردم، هزینه مزبور از حقوق پرستار کشیک کسر می گردد.

لذا اینجانب به نمایندگی از خیل پرستاران کشور و رأفتی که از حضرتعالی در اذهان جامعه پرستاری متصور است از حضور جنابعالی خواهشمندم ضمن عنایت به تلاش های صادقانه و بی وقفه پرستاران و با نظر به اینکه آسیبی متوجه قضیه مزبور نبوده است، در صورت عنایت دستور فرمایید همکار پرستارمان مشمول عفو و گذشت اسلامی قرار گیرد و در آستانه سالروز ولادت اسوه صبر و ایثار حضرت زینب (س) و روز پرستار، روحیه گذشت و شفقت را به پرستاران میهن که امانتداران مهربانی و عطوفت هستند، تفقد فرمایید.

پیشاپیش از نظر عنایت حضرتعالی سپاسگزارم و صحت وجود و توفیق روز افزون جنابعالی را از درگاه ایزد منان خواستارم.
 
بهمن فرمان‌آرا در باره سهل‌انگاری در پرونده پزشکی کیارستمی می‌گوید:
بی‌اخلاقی٬ مرگ بزرگ‌تری است
دوشنبه, ۲۸ام تیر, ۱۳۹۵

یکی از بزرگ‌ترین فیلم‌سازان معاصر ما، علت مرگش چندان مشخص نیست. عده‌ای از سینماگران و البته خانواده‌اش سؤال ساده و البته حیاتی‌ای مطرح کرده‌اند و درخواست شفاف‌شدن ماجرا از سوی متولیان امر را دارند. کجای این نکته مشکل دارد که هنوز پاسخ قانع‌کننده‌ای از سوی پزشکان مسئول دریافت نشده است؟! صنف پزشکان مثل هر صنفی مأموریت دارد در عین حمایت از اعضایش، خطاها و کاستی‌های پزشکان محترم را پیگیری کند تا خدای‌نکرده کل پیکره تشکل مهمی همچون پزشکی در ایران زیر سؤال نرود. عمل به وظیفه، اصلی‌ترین هدف هر صنفی است و البته خطای هر انسان به پای کل انسان‌ها نوشته نمی‌شود. با این رویکرد در این مسیر آیا ناگفته‌هایی وجود دارد که قابل‌بیان نیستند؟ اگر نیستند، چرا و به چه علت نیستند؟ و اگر شدنی‌اند، چرا تا امروز بیان نشده‌اند؟ در هر صورت رسانه‌ها و مردم حامی و خواستار بیان حقیقت و درستی‌ها هستند. در صورت کاستی‌ها، باید همه در رفع آن کمک کنیم. پس آقایان! جای نگرانی نیست. بااین‌حال واقعیتِ تلخ فقدان عباس کیارستمی، انکارناپذیر است. به‌همین‌دلیل با بهمن فرمان‌آرا به‌عنوان یکی از همراهان عباس کیارستمی و خانواده‌اش در روزهای سخت بیماری گفت‌وگو کردیم.

‌ آقای فرمان‌آرا شما از معدود افرادی هستید که از همان ابتدا در جریان بیماری آقای کیارستمی قرار گرفته بودید. با توجه به حواشی‌ای که برای چگونگی مرگ خالق فیلم «طعم گیلاس» به وجود آمده، به‌طورکلی تحلیلتان از این فضا چیست؟
آنچه که صددرصد و با قاطعیت می‌توانم بگویم این است که در این مسیر سهل‌انگاری اتفاق افتاده است و طبیعتا باید به این مسئله به طور کامل و شفاف رسیدگی شود. چون هر کاری هم بکنیم عباس دیگر به این دنیا برنمی‌گردد. اما پیگیری این پرونده می‌تواند فرصتی باشد تا خطاهای پزشکی از این دست درباره مردم تکرار نشود؛ مردمی که چندان وضعیت مالی خوبی ندارند و با بروز هر مشکل و خطایی توسط پزشکان نمی‌توانند حقانیت خود را ثابت کنند؛ چون تریبونی ندارند و نمی‌توانند حرفشان را به کرسی بنشانند یا امکان ارتباط با رسانه‌ها را ندارند تا در سطح رسانه‌ها مشکلاتشان پیگیری شود. البته باید به این نکته مهم هم اشاره کنم که قصد توهین‌کردن به کسی را ندارم بلکه به این معتقدم که در عین حفظ خونسردی و رعایت انصاف، به اصل حقیقت برسیم تا دیگر چنین خطاهایی تکرار نشود. همان‌طور که گفتید، من از روز اول در جریان بودم که عباس با قد افراشته با پای خودش به بیمارستان مراجعه کرد و می‌خواست بدون زحمت‌دادن به کسی بعد از سه روز معالجه، در کمال سلامتی به خانه برگردد و به آفرینش‌های هنری‌اش ادامه دهد. ناگفته نماند این درست است که هر انسانی حق حیات دارد و از این نظر همه یکسان‌اند و شکی هم در آن نیست. اما انگار یادمان رفته که او سعدی سینمای ایران بود. مگر در تاریخ چند حافظ، سعدی، ابن‌سینا و … فرصت ظهور و بروز پیدا می‌کنند؟ اما در کمال ناباوری متأسفانه ما عباس کیارستمی را از دست دادیم.
‌ به طور مشخص از نظر شما بزرگ‌ترین خطایی که متوجه تیم پزشکی می‌شود، چیست؟
اینکه پزشک معالج بعد از عمل جراحی به دلیل ایام نوروز بیمار را رها می‌کند، به خارج کشور می‌رود و در تعطیلات به سر می‌برد!
‌ خب، پزشکان هم پاسخ داده‌اند ما هم جزء مردم هستیم و باید از روزهای تعطیلی‌مان استفاده کنیم.
من هم منکر این قضیه نیستم اما نکته مهم این است که در نبود پزشکان، چه کسی باید از بیمار اورژانسی یا تحت‌نظر مراقبت کند؟! این حق پزشکان است که از مزایای تعطیلات و تفریحات بهره ببرند، اما انگار فراموش کرده‌ایم که حرفه مقدس پزشکی با جان بیماران بازی می‌کند. در همان روزها بعد از عمل جراحی عباس، در بیمارستان متوجه شدند که بدن عباس عفونت کرده، من و بهمن دو روز دنبال پزشک متخصص عفونی می‌گشتیم تا به داد عباس برسد!! به نظر شما در این مقطع جز پزشک معالج چه کسی می‌تواند به کمک بیمار بیاید؟ مگر می‌شود ١۵، ٢٠ روز کشور از وجود پزشکان متخصص خالی شود؟ آیا اشکالی داشت که این عزیزان به‌جای فروردین‌ماه، مثلا اردیبهشت‌ماه به سفر می‌رفتند یا دست‌کم کادر پزشکی بیمارستان با هماهنگی، نوبتی مسافرت می‌کردند تا بیمارستان از حضور پزشکان متخصص خالی نمی‌شد؟
‌ البته همان زمان بهمن کیارستمی مطلبی در روزنامه ما منتشر کرد با این محتوا که «در تعطیلات تاریخی به‌سر می‌بریم» و اعتراض خود را به این شکل علنی کرد. اما متأسفانه ترتیب‌اثر داده نشد!
بله. چون ما از نزدیک می‌دیدیم که بیمارمان زجر می‌کشد و متأسفانه از دست هیچ‌کسی کمکی هم ساخته نیست! طبعا بهمن و احمد بیشتر از هرکسی سختی کشیده‌اند. چون با چشم خود می‌دیدند که پدرشان چه حال‌وروزی پیدا کرده بود!
‌ آیا این گفته درست است که پزشک معالج در بدو امر از هویت آقای کیارستمی خبر نداشته؟
دکتر معالج از روز اول می‌دانست اما یکی از پزشکان از این موضوع خبر نداشت. ایشان روزی وارد اتاق بیمارستان شد و از عباس پرسید اسم شما چیه. کیارستمی هم گفت من عباسم، اسم شما چیه؟! خب شاهد چنین وضعیتی بودیم! شما ببینید که در جامعه ما چه انعکاسی از رفتارهای غیرانسانی برخی از پزشکان دیده یا شنیده می‌شود. به‌این‌ترتیب طبعا ما در جامعه شاهد مرگ بزرگ‌تری هستیم که همانا بی‌اخلاقی است. کادر بیمارستان، کودکی را در یکی از بیمارستان‌های اصفهان بخیه می‌زند و وقتی متوجه بضاعت کم مالی خانواده‌اش می‌شود، به خاطر ١۵٠‌هزار تومان دوباره بخیه‌ها را می‌کشد… .
‌ اخیرا هم در رسانه‌ها درج شد که پزشکی با چاقوی جراحی، اشتباهی پلک نوزادی را بریده!
خب واقعا تأسف‌آور است. ناگفته نماند که ما در کشورمان پزشکان متعهد و کاربلد هم زیاد داریم. در همین بیمارستان جم پزشکان خوبی هنوز مشغول به کارند اما نمی‌توان واقعیات را درباره عباس انکار کرد. حالا دلیل نمی‌شود که به دلیل سهل‌انگاری در درمان و بی‌توجهی به خون‌ریزی و عفونت در زمان زنده‌بودن عباس کیارستمی، پزشکش را موأخذه نکنیم! این دکتر عزیز نمی‌توانست در آن مقطع به ویتنام نرود و ماه بعد این سفر را به سرانجام برساند؟!
‌ نظر شما درباره اعتراضات اخیر برخی از پزشکان به درخواست سینماگران و رسانه‌ها برای پیگیری دقیق علت مرگ خالق «زیر درختان زیتون» چیست؟
آیا پزشکان معترض، تحمل انتشار فقط یک نامه بهمن کیارستمی درباره مرگ پدرش را ندارند؟ به‌هرجهت همیشه نقد، تلخ است. آیا دوستان تحمل این نقدِ تلخ همچون داروی شفابخش را هم ندارند؟ خب اگر ندارند چگونه به خود اجازه می‌دهند با لباس پزشکی، پلاکاردبه‌دست دیگران را متهم کنند، درحالی‌که پرونده پزشکی مرحوم کیارستمی همچنان باید جزء اسرار باقی بماند و در این مدت دریغ و درد فقط یک جمله از اطلاعات بیماری عباس کیارستمی در اختیار خانواده‌اش قرار بگیرد! … در این مورد قضاوت با مردم است.
‌ البته مهرجویی هم با ساخت فیلم «دایره مینا» مورد هجمه سازمان انتقال خون قرار گرفت یا اخیرا سریال «درحاشیه» مهران مدیری اعتراضات گسترده پزشکان را برانگیخت. مجموع اتفاقات حاکی از این است که به‌طورکلی جامعه پزشکان در هاله‌ای از مصونیت قرار دارند که اعتراض به آنها تبعات سنگینی برای فرد یا افراد معترض دارد. نظرتان چیست؟
به یاد می‌آورم پیش از انقلاب از مرحوم محمدعلی فردین پرسیده شد که چرا اغلب فیلم‌ها درباره روسپی‌ها و جاهلان است که پاسخ جالبی داد. آقای فردین گفت برای اینکه این دو تا، صنف ندارند!
‌ آقای فرمان‌آرا وقتی صحبت از «صنف» می‌کنیم یعنی از حقوق شهروندی و جامعه مدرن سخن می‌گوییم که نقد و نقادی جزء لاینفک آن است. تنها زمانی اجازه نقد نداریم که به‌جای «صنف»، در مقابل «گَنگ» قرار بگیریم که در آن صورت ورود به منطقه‌ای ممنوعه تلقی می‌شود و برخورد با آن مشکل خواهد بود؟
به‌هرجهت واکنش من این‌گونه است که با حرف‌زدن به حقیقت برسیم و حقیقت را فدای مصلحت نکنیم.

شرق، فرانک آرتا
صفحه: 1
پاسخ
کاربرهایی که این سخن را مرور می کنند (1 مهمان ها)
فرم پاسخ
 
مطلب خود را وارد کنید*
Upload files and imagesDrag files here to upload
Drag files here
هیچ نوشته ای یافت نشده است.
آپلود تصویر
Send Cancel