تلگرام ایردن، پایگاه دندانپزشکی irden.ir
در کانال تلگرام ایردن عضو شوید و خبرهای دندان‌پزشکی را از نگاهی دیگر بنگرید!
جستجو  کاربرها  قانون ها 
بستن
نام کاربری::
رمز عبور::
رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
ثبت نام
نام کاربری
 
Select date in calendarSelect date in calendar

صفحه: 1
خاطره هایی درباره دکتر سندوزی, دکتر سندوزی ایران می آیند
 
به نام خداوند جان و خرد
در پاسخ به موضوع «خاطره ای در مورد دکتر سندوزی»، باید بگویم به طور کلی هر روز و هر لحظه از دوران دانشجویی خاطره است و عبور از آن برای بازگویی، فرصت می خواهد. آنچه از سندوزی دانشجو می توان گفت این است که، قرار نداشت، مانند آنها که گمشده ای دارند. بسیار مهربان، کار را انداز و نسبت به همکلاسی های خود مسئولانه عمل می کرد. در همان کسوت دانشجویی، مسئولیت پذیری اش نسبت به جامعه اش پیدا بود. پیدا بودن هنرمندی صاحب اندیشه است. هنرش در اختیار دانش است و دانشش چاشنی راهش است. با بیمارانش رفتاری انسانی و مسئولانه داشت. بعدها نشان داد که مدیری مدبر و موفق است. در مطب داری و اداره ی دانشکده در مقام رئیس، در دانشکده دندان پزشکی مشهد، تحولات نظرگیری به وجود آورد. آنچه می دانست و هرچه بود، متعالی تر می خواست، یعنی کلام نداشت. مطبش در مشهد و بعد تهران، در واقع آتلیه هنر بود، و بیمارانش را نه متاعی برای کسب و کار، بلکه سوژه ای برای تجلی هنرش می دید. سرانجام مطبش را پیش کش هنردوستان شهر، نمایشگاه شد، و این تعجب آور نبود. شخصا سندوزی را برای آنچه از او دیدم و می دانم، نوعی علامه هنر باور دارم، که در زمینه های گوناگون از آن جمله، خط، نقاشی، مجسمه سازی، نثر و نظم فارسی، فن بیان و در رأس همه ی اینها، هنر درمان دردمندان، به ویژه در حوزه دندان پزشکی، صاحب شخصیت و توانی ممتاز می باشد. سندوزی یک نیازمند بی نیاز است... یک عارف واقعی. برایش تندرستی، برکت عمر و همچنان ادامه خلاقیت های هنری اش و همسری توفیقی را در راهش آرزو می کنم.
اسماعیل یزدی
1391.2.14

دیدار دو همکلاسی 63 سال پیش:
صفحه: 1