دکتر محمود عنایت، دندان پزشکِ روزنامه‌نگار و مترجم درگذشت ۲۹ دی ۱۳۹۱

دکتر محمود عنایت، دندان پزشکِ روزنامه‌نگار و مترجم درگذشت

دکتر محمود عنایت و برادر دوقلوی او، حمید عنایت در سال ۱۳۱۱ در تهران به دنیا آمدند. حمید عنایت، استاد نامی فلسفه و علوم سیاسی در سال ۱۳۶۱ با ایست قلبی درگذشت. دو برادر تحصیلات ابتدائی را در مدرسه خاقانی شروع کردند و سپس از سال سوم ابتدائی به مدرسه سپهر رفتند. هر دو مدرسه از دبستان‌های معتبر تهران قدیم بودند. آنها بیشتر تحصیلات متوسطه را در "دبیرستان فیروز بهرام" ادامه دادند. محمود عنایت در دانشگاه تهران شروع به تحصیل پزشکی کرد و سرانجام در رشته دندانپزشکی فارغ التحصیل شد، اما به دلیل علاقه به فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی هرگز به کار طبابت نپرداخت. محمود عنایت زمانی که تازه دیپلم گرفته بود، اولین مقاله خود را در سال ۱۳۳۰ منتشر کرد. در این زمان التهابات جنبش ملی شدن صنعت نفت، کشور را فرا گرفته بود و مقالات عنایت خواه ناخواه رنگ سیاسی با گرایش ملی‌خواهانه داشت. محمود عنایت در اواخر دهه ۱۳۶۰ برای معالجه بیماری قلبی از ایران خارج شد، نخست به اروپا رفت و سپس به امریکا مهاجرت کرد و در لس انجلس اقامت گزید. محمود عنایت در سال های گذشته با بیماری و ناتوانی روبرو بود. او بامداد پنج‌شنبه هفدهم ژانویه، برابر ۲۸ دی ماه، در کالیفرنیا درگذشت.

ناصر نیاکی‌
دکتر محمود عنایت در سال 1311 شمسی در تهران و در خانواده‌ای متوسط به دنیا آمد.پس از پایان تحصیلات ابتدایی به دبیرستان«فیروز بهرام» رفت و پس از گرفتن دیپلم متوسطه وارد دانشگاه‌ تهران شد و سرانجام در سال 1336 به عنوان‌ دندانپزشک از دانشکده دندانپزشکی فارغ التحصیل‌ شد. عنایت فعالیت مطبوعاتی را به گفته خودش از 18 سالگی آغاز می‌کند و در همان زمان با توجه‌ به شرایط و اوضاع سال های واپسین دههء 20 و تحت‌ تأثیر نهضت ملی کردن نفت، به فعالیت های سیاسی‌ رو می‌آورد و جذب جبههء ملی ایران می‌شود و در صف هواداران دکتر مصدق به تکاپو و تلاش های‌ اجتماعی می‌پردازد. این ایام در زندگی او آنچنان‌ تأثیری می‌گذارد که همواره از یادآوری آن،دچار نوستالژی و روان پریشی خاصی می‌شود؛ که آثار آن‌ در نوشته‌های مربوط به آن ایام وی دیده می‌شود. او بیشتر از آنکه به مسائل علمی و رشته‌ تخصصی‌اش -دندان پزشکی- علاقه‌مند باشد، مجذوب فعالیت های اجتماعی بود. به همین سبب‌ هرگز تلاش های مطبوعاتی را رها نکرد و در تمام‌ دوران دانشجویی، همکاری خود را با جراید ادامه‌ داد و پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه هم ترجیح‌ داد روزنامه نویس باقی بماند. عنایت در ایام پس از کودتای 28 مرداد و در جریان همکاری با جراید، از سوی رئیس «اداره‌ کل انتشارات و رادیو» به عرصه فعالیت جدی تر در هدایت افکار عمومی‌ دعوت شد. دکتر محمود عنایت از نخستین کسانی بود که این‌ دعوت را پذیرفت و به صف برنامه‌سازان رادیو درآمد و نقشی فعال بر عهده گرفت. در آن سال ها برنامه‌ای به نام پنج و سه دقیقه یکی‌ از پرطرفدارترین برنامه‌های رادیویی بود. این برنامه‌ که هر روز به مدت یک ساعت روی آنتن می‌رفت، توسط دو تن از معروف‌ترین گویندگان رادیویی اجرا می‌شد و توانسته بود شنوندگان فراوانی را به خود جذب‌ نماید.
فعالیت عنایت در رادیو بیش از حد تصور مورد توجه مسؤولین هدایت افکار عمومی قرار گرفت و همین امر موجب شد از توانایی های عنایت‌ بهره‌برداری بیشتری صورت گیرد. مدتی بعد از عنایت برای سردبیری مجله‌ای به نام«ایران آباد» دعوت به عمل آمد و او با عنوان سردبیر دست به‌ کار انتشار مجله شد. مدتی بعد، عنایت‌ به عضویت اداره کل خدمات مطبوعاتی درآمد. عنایت از اسفند 1334 سردبیری مجله«فردوسی» را نیز عهده‌دار شد. اودر سال 1344 امتیاز مجلهء جدید«نگین»را کسب کرد.

گفتگو با دکتر محمود عنایت - خرداد  ۱۳۷۳
بیژن اسدی پور: دکتر عنایت عزیز در ابتدا قدری از«شرح احوال»خودتان بفرمائید.
محمود عنایت:در سال ١٣١١ در تهران متولد شدم (البته می‌دانید که من و حمید برادر توأمان‌ بودیم،در یک روز متولد شدیم.از نظر شما و خیلی‌ها او هنوز زنده است.من هم وجودش را حس‌ می‌کنم و همواره الهام بخش من در کارهایم هست.اگرچه کار من از نظر ارزش هیچ وقت به پای آثار او نمی‌رسد و اصولا در مقولهء دیگری است). به هر حال، در یک روز متولد شدیم و در تهران هم بزرگ‌ شدیم.در خانوادهء فرهنگی-مذهبی رشد کردیم.پدر و عموهای ما اغلب یا مدیر مدرسه بودند،یا فرهنگی بودند.من و حمید بودیم و برادر بزرگمان جلال که فوق العلاده از او حساب می‌بردیم و خواهرمان ناهید که از همه کوچک‌تر بود و هنوز است بار رنج ما را می‌کشد.در چنین‌ خانواده‌ای که کتاب و روزنامه جزئی از اثاث منزل را تشکیل می‌داد،من و حمید-او بیشتر از من-با ادب فارسی الفت پیدا کردیم.زندگی ما با ادب فارسی ممزوج شد.مادر بزرگی داشتیم که به حافظ علاقه داشت و به ما آموخت که با دیوان حافظ زندگی را شروع کنیم.چون چشم خودش خوب‌ نمی‌دید دیوان حافظ را می‌داد که برایش بخوانیم.درست خواندن حافظ را به ما یاد می‌داد و ما با این‌ زبان آسمانی از همان ایام کودکی آشنا شدیم.تحصیلات ابتدائی را در مدرسه خاقانی شروع کردیم. در سال سوم ابتدائی به مدرسه سپهر منتقل شدیم(این مدرسه در خیابان قوام السلطنه بود که جزو خیابان‌های شمال شهر تهران به حساب می‌آمد و بیشتر ارامنه در آن قسمت شهر سکونت داشتند) بعد از یکی دو سال این مدرسه تعطیل شد...
www.noormags.com/view/fa/articlepage/297942


Tags: روزنامه نگاری, دکتر محمود عنایت, دانشکده دندان پزشکی تهران
خبر از:  Irden | ایردن، پایگاه دندان پزشکی

بازگشت به فهرست


 
متن پیام*
Upload files and imagesDrag files here to upload
Drag files here
هیچ نوشته ای یافت نشده است.
Send Cancel
محافظت در مقابل ربات اسپم (کپچا)
بارگذاری تصویر