تجربیات لج درآر دندان‌پزشکی

تجربیات لج درآر دندان‌پزشکی

نویسنده: دکتر سیامک شایان امین

1- لجم می‌گیرد از کسی که دندان‌هایش سال‌هاست رنگ مسواک را به خود ندیده و جرم ضخیمی همه آنها را پوشانده است بی‌آنکه خیالش ذره‌ای آزرده باشد و من یک ساعت تمام برای جرم گیری دندان‌هایش وقت می‌گذارم؛ وقتی کار تمام شد آینه دست می‌گیرد و به نقطه کوچکی میان دو دندانش اشاره می کند و می‌پرسد: یک نقطه از جرم بین این دو تا دندونم مونده.

2- لجم می گیرد از کسی که وقتی برای پرداخت هزینه پنج هزار تومانی چسباندن یک روکش میان تراول‌های پنجاه و صد تومانی دنبال یکی دو اسکناس ریز می گردد، همزمان عجز و لابه می کند: نمیشه هزار تومن به من تخفیف بدین؟

3- لجم می‌گیرد از کسی که بابت نداری حاضر می شود تقریبا مجانی و تنها با اخذ هزینه لابراتواری، برایش دست‌دندان بسازم اما پس از قالب‌گیری از فک‌ها با اعتماد به نفس از من می خواهد: دکتر جان دندان جنس خوب برای من بگذار.

4- لجم می‌گیرد از پدر و مادری که کودکشان امادگی جسمی و روحی برای انجام یک کار سنگین دندان‌پزشکی مانند پالپکتومی یا کشیدن دندان عفونی را ندارد و زیر دست من عربده می‌کشد و لگد می‌پراند. اما والدینش اصرار می‌کنند تا به هر صورتی که شده برایش کار کنم چون از گریه‌های مداومش عاصی شده‌اند و تمام شب قبل را نخوابیده‌اند.

5- لجم می گیرد از کلاهی که سر رفتار بازاری‌ها سرم می‌رود؛ که جلسات اول و دوم دست در جیب می‌کنند و هزینه ای بیشتر از قیمت خدمات را پرداخت می‌کنند تا اعتماد من را جلب کنند، اما در جلسه اخر من را قال می‌گذارند و با یک بدهی بزرگ غیب می‌شوند.

6- لجم می گیرد وقتی آدم نداری، با درد دندان به سراغ من می‌اید و ما با هم توافق می کنیم بدون اخذ هیچ هزینه‌ای درد را برای او فرو بنشانم، در انتهای کار با آنکه هم من و هم خودش می‌دانیم آهی در بساط ندارد، با اعتماد به نفس دست در جیب می‌برد و اصرار می‌کند تا هزینه درمان را بپردازد.

7- لج‌م می‌گیرد وقتی کلی برای دندان یک بیمار زحمت می‌کشم، آخر کار که پرستار آینه را جلوی صورتش می‌گیرد تا نتیجه کارم را ببیند، لب ور می‌چیند، نفس عمیقی می‌کشد و می‌گوید: ای‌ی‌ي‌ي اما دستت درد نکنه دکتر، زحمت کشیدی؛ یعنی که سگ‌خور، با این دندانی که برایم ساختی می‌سوزم و می‌سازم.

8- لجم می‌گیرد وقتی پدره دندان بچه پنج‌ساله‌اش را نشانم می‌دهد و با تعجب می‌پرسد: پنجاه هزار تومان؟ این دندان اصلا ریشه هم داره که بخوای پرش کنی دکتر؟ و احتمالا در دلش می‌اورد و به زبان نمی‌آورد که: مرتیکه مگه می‌خوای توی دهن بچه‌ام تخم طلا بکاری که پول خون پدرت رو ازم طلب می‌کنی؟ بعد در می‌آید که: حالا نمی‌شه یک دوایی چیزی بنویسی که دردش خوب بشه تا سر فرصت بیام دندون‌هاش رو یک تعمیر اساسی بکنم؟ و اصلا نمی‌فهم معنی پالپکتومی دندان شیری را، که اگرچه چند دقیقه‌ای بیشتر وقت نمی‌گیرد، اما به بند کشیدن و راه آوردن بچه‌اش بیشتر از هر کاری از دندان‌پزشک وقت و نیرو می‌گیرد.

9- لجم می‌گیرد وقتی کسی با التماس و خواهش و واسطه کردن این و آن، برای دندانش وقت اورزانس می‌گیرد، اما روز موعود که فرا می‌رسد نه خودش در مطب حاضر می‌شود و نه تلفن همراهش در دسترس قرار دارد.

10- لجم می‌گیرد وقتی من‌باب احترام و عزت به بیماری بنا را بر این می‌گذارم که هزینه درمان را در انتهای کار پرداخت کند، و او با گشاده دستی هزینه تمام خدمات دندان‌پزشکی را می پذیرد، اما آخر کار سر پایین می‌اندازد و درحالی‌که سعی می‌کند صورتش شرمنده ترین حالت ممکن را به خود بگیرد، می‌گوید تمام هزینه را همراه ندارد و ان‌شاء‌الله فردا یا پس‌فردا برای حسال و کتاب خدمت می‌رسد.

11- لجم می‌گیرد از همکاران دندان‌پزشک دیده یا نادیده‌ام، که حاضرند به قیمت چنگ آوردن بیمار تو، اخلاق و جوان‌مردی را کنار می‌گذارند و وجهه و اعتبارت را جلوی بیمار لگدمال می‌کنند و کوچک‌ترین خطای تو را چنان بزرگ و نابخشودنی جلوه می‌دهند که بیمار تو را تا مدتها مانند یک جنایت کار بی‌وجدان، لعن و نفرین می کند.

12- لجم می گیرد از همکاران دندان‌پزشکی که تنها در فکر روکش کردن دندان خلق‌ا... هستند؛ با یا بی‌آنکه واقعا نیازی به انجام این کار باشد، تنها به این دلیل که درمان روکش، یکی از گران‌ترین و به‌صرفه‌ترین خدمات دندان‌پزشکی است.

تجربیات لج‌درآر دندان‌پزشکی برای بیماران
1- مردم لج‌شان می‌گیرد وقتی دندان‌پزشک برای یک کار چند دقیقه‌ای چند ده هزار تومان از آنها طلب می‌کند.

2- مردم لج‌شان می‌گیرد وقتی مجبورند ساعت‌ها بابت تاخیر دندان‌پزشکان در اتاق انتظار بنشینند و در مقابل بابت چند دقیقه تاخیر، وقت کارشان کنسل می‌شود.

3- مردم لج‌شان می‌گیرد وقتی مجبورند کج‌خلقی و ترش‌رویی دندان‌پزشکان را تحمل کنند و تقاص بدآوردن‌های او را آنها پس بدهند.

4- مردم لج‌شان می‌گیرد وقتی گوشی همراه دکتر در میانه کار زنگ می‌خورد و او دستکش‌به‌دست آن را دست می‌گیرد یا دستش را به انواع و اقسام مواد و لوازم می‌زند و دوباره همان دست را داخل دهان آنها می‌برد.

5- مردم لج‌شان می‌گیرد وقتی حس می‌کنند دندان‌پزشک آنها را تنها به‌صورت کیف پول می‌بیند و احساس و شعورشان را نادیده می‌گیرد و کیف پول‌های خالی را به هزار و یک بهانه می‌پیچانند و از درمان آنها سر باز می‌زنند.

6- مردم لج‌شان می‌گیرد از دندان‌پزشکی که حاصل کارش هنوز چند ماه نگذشته فرو می‌ریزد و آنها را به خرج و مراجعه دوباره وا می‌دارد.

7- مردم لج‌شان می‌گیرد وقتی تزریق دندان‌پزشک نمی‌گیرد و او بهانه عفونی بودن دندان را می‌آورد و لثه آنها را با تزریق‌های پیاپی سوراخ سوراخ می‌کند.

8- مردم لج‌شان می‌گیرد وقتی دندان‌پزشک برای آنها وقت نمی‌گذارد و مجبورند بابت درمان یک دندان چندین و چند جلسه به دندان‌پزشکی مراجعه کنند و محتوای کار دندان‌پزشک تنها عوض کردن پانسمان و شست‌و شوی دندان باشد.

9- مردم لج‌شان می گیرد از دندان‌پزشکی که، به‌هر دلیلی، حاضر نیست چند دقیقه‌ای برای اثر کردن بی‌حسی تامل کند و درحالیکه درد روح آنها را می‌خراشد روی دندانشان کار می‌کند.

10- مردم لج‌شان می‌گیرد از دندان‌پزشکی که چون حس و حال کار کردن ندارند یا وقت کاری‌شان به اتمام رسیده، به بهانه عفونی بودن دندان، برای بیمار دردمندش آنتی‌بیوتیک و مسکن می‌نویسد تا یک هفته تمام مصرف کند و بعدا بیاید.

تجربیات لج‌درآر دندان‌پزشکی برای پرستاران
دستیاران و دستیاران هم جزئی از خانواده دندان‌پزشکی هستند. آنها همیشه در مطب‌ها و کلینیک‌های دندان‌پزشکی حضور دارند و اتفاقاتی را تجربه می کنند که ممکن است ناخوشایند و لج‌درآر باشد. اینها سیاهه‌ای از این رخدادهاست که به ذهن من رسید و ممکن است به حق یا ناحق لج آنها را در بیاورد:

- دستیاران دندان‌پزشکی لجشان می‌گیرد وقتی دندان‌پزشکشان در تنگنا قرار می گیرد و آنها مجبورند به خاطر او به بیماران دروغ بگویند که مثلا کار از لابراتوار نرسیده یا هزینه چنین است و برای دکتر فلان مشکل پیش آمده و شما به تمامی این دلایل مجبوری منتظر بمانی یا هزینه بیشتری را پرداخت کنی.

- دستیاران دندان‌پزشکی لجشان می‌گیرد وقتی کارفرما حاضر به بیمه کردن آنها نیست و هزار و یک طرفند برای فرار از مامور بیمه سوار می‌کنند و آنها مجبور به پیروی از آنها هستند. مثلا چند نفر تحت یک نام به مامور بیمه معرفی می‌شوند یا تنها برای یک نیم روز در ماه بیمه می‌شوند تا صرفا دفترچه خدمات‌درمانی را در دست داشته باشند.

- حتما لجشان می‌گیرد وقتی احساس می‌کنند امنیت شغلی ندارند و کوچکترین فعل و انفعالی از احوال و خلق و خوی کارفرماشان ممکن است شغل آنها را از دستشان در بیاورد.

- دستیاران دندان‌پزشکی لجشان می‌گیرد وقتی مجبورند در رابطه سه ضلعی با بیمار و دندان‌پزشک نقش آدم بد ماجرا را بازی کنند؛ چون بناست نقش آدم خوب به دندان‌پزشک سپرده شود و آنها باید تمام تقصیرات را به‌گردن بگیرند تا در موقع مقتضی دندان‌پزشک در نقش یک منجی ظاهر شود و گره کار را به نفع بیمار باز کند.

- دستیاران دندان‌پزشکی لجشان می‌گیرد وقتی مجبورند ریخت و پاش‌های زیر دست دکترشان را جمع‌و جور کنند. دندان‌پزشکان بی‌ملاحظه هم که انگار نه انگار، مثل قوم مغول محیط کارشان را شخم می زنند و می‌گذرند.

- دستیاران لجشان می‌گیرد وقتی سهمی در تشکر و احترام به‌خاطر موفقیت طرح درمان یک بیمار ندارند؛ درحالی‌که اگر نه به اندازه دکتر، که به اندازه وظیفه خود در این موفقیت سهیم بوده‌اند.

- لجشان می‌گیرد وقتی دندان‌پزشک حتی حین جراحی دست از گوشی همراهش برنمی‌دارد یا وقتی اصرار دارد دو کار را همزمان انجام دهد و با یک دست گوشی تلفن را می‌گیرد و با دست دیگر ابزار دندان‌پزشکی را در دهان بیمار می‌چرخانند.

- لجشان می‌گیرد وقتی دندان‌پزشک کار بیمار را به امروز و فردا می‌اندازد و کش می‌دهد و آنها مجبورند غرولند بیمار را به‌خاطر رفت‌و آمدهای بی‌جا و اضافه تحمل کنند.

- دستیاران دندان‌پزشکی لجشان می‌گیرد وقتی دندان‌پزشکان از آنها انتظاری بیشتر از وظیفه و توانشان دارند و می خواهند کم کاری و تاخیر خود را با فشار آوردن و دواندن آنها جبران کنند.


-:  Shayanamin, Siamak دکتر شایان امین، سیامک

بازگشت به فهرست


 
متن پیام*
Upload files and imagesDrag files here to upload
Drag files here
هیچ نوشته ای یافت نشده است.
Send Cancel
محافظت در مقابل ربات های اسپم (کپچا)
بارگذاری تصویر
 

برای امکان اظهارنظر، باید به ایردن وارد شده باشید


The Singularity Is Near

Ray Kurzweil