داستان | بیمار و دندان‌پزشک (نمایشنامه) | احمدی

داستان | بیمار و دندان‌پزشک (نمایشنامه) | احمدی

نویسنده:  ویلیام سا رویان
مترجم: رضا احمدی
اشخاص
- دندان پزشک
- بیمار


دندان پزشک- خواهش می کنم یه کمی بیشتر باز کنین. من دندان پزشک این مطب کوچک قوطی شکل هستم، شما هم بیمار بنده اید.
بیمار- ببخشین، می شه به پرسم شما چرا دندان پزشک شدین؟
دندان پزشک- خب معلومه، هر کسی باید به کاری مشغول باشه. من از دندون ها همیشه خوشم می اومده.
بیمار- خیلی عجیبه، چطور ممکنه یه نفر از دندون ها خوشش بیاد؟
دندان پزشک- لطفا کمی بیشتر باز کنین.مردم دندانهای متفاوتی دارن و هیچ کدوم هم شبیه یکدیگر نیستن. یه مشتری تازه وارد می آد اینجا و به محض اینکه دهان شو باز کرد. باعث تعجبم میشه. این تنوع به فکرم می اندازه.
بیمار- چرا به فکرتون می اندازه؟
دندان پزشک- این وسیله عصب رو از کار می اندازه. زیاد ناراحت نمی شین، فقط یکی دو ثانیه طول می کشه. تا به حال چند نوع دهان خارق العاده دیده ام.
بیمار- چه چیز می تونه در مورد دهان خارق العاده باشه، مگه دهان، با دهان فرقی هم داره؟
دندان پزشک- البته که فرق داره.دهان های زیاد وجود دارن. و هر یک مشخصات مربوط به خودش را داراست. ردیف دندان ها، اندازه حفره، رنگ لثه ها، دیواره گونه ها، اندازه زبان و لوزه ها، همگی تحسین برانگیزند.
بیمار- اگه همه پولای دندان ها رو بهم می دادن هیچوقت دندان پزشک نمی شدم.
دندان پزشک- فکر کردم منظورم و فهمیدین، بنده به خاطر پول دندان پزشک نشدم، این حرف چیزیه بالاتر از پول و حتی هنر و فلسفه. شما چکاره اید؟
دندان پزشک- با توجه به شکل دهانتون، فکر می کنم شاغل اید  شاید یه وکیل؟
بیمار- اشتباه دوباره حدس بزنید.
دندان پزشک- دکترین؟
بیمار- از نو سعی کنین.
دندان پزشک- حفره دهان تون نشون می ده که آدم خیلی باهوشی هستین، و احتمالا در کار تجارت باشین،درسته؟ شاید تاجر غلات؟
بیمار- بازم اشتباه کردین. دوباره.
دندان پزشک- از تراش دندون تون فقط یه کمی باقیه، آن وقت این قسمت آزار دهنده تموم میشه. البته، واسه شما آزار دهند است نه واسه من.
برای من اینطور نیست همیشه جذاب و جالبه. شما خیاط نیستین؟
یبمار نه خیر، بهتره بیشتر از این حدس نزنین.
دندان پزشک- بدون شک دهان شما نشون می ده که از خوردن غذا لذت می برین، چون سائیدگی دندون های آسیاب تون نشون دهنده جویدن بیش از حد غذاست. صاحب رستوران نیستین؟
بیمار- نه خیر، حتی نزدیک هم نشدین، کارتون تموم شد؟
دندان پزشک- شاید بهتره که ...
بیمار- من یه میلیونرم. میلیونری باز نشسته.
دندان پزشک به دهان تون نمیاد.
بیمار- ممکنه حق با شما باشه، اما خیلی مشکل میشه باور کرد که دهان چیزی رو به غیر از خود دهان نشون بده.
 دندان پزشک-  طلا یا نقره؟
بیمار- پولام؟ طلا، نقره، اوراق، موادخام. اسناد و به هر شکلی می تونه باشه.
دندان پزشک- با طلا دندون تون پر کنم یا نقره؟
بیمار- البته با طلا. چون میلیونرم.
دندان پزشک- شنیدم میلیونرا آدمای صرفه جویی هستن. هزینه پر کردن دندون تون ده دلار خرج بر می داره. قیمت طلا گرون شده.
بیمار- طلای نابه؟
دندان پزشک- از بهترین نوعه. شما چطور میلیونر شدین؟
بیمار- کلاه برداری.
دندان پزشک- غیر ممکنه. دهان شما به دهان کلابردارها اصلاً شباهتی نداره. یه کلابردار دهانش کوچیک و تنگه و هیچ وقتم میل نداره زیاد بازش کنه. لطفاً کمی بیشتر باز کنین. حالا می تونم طلا را بزارم سر جاش. آهان... دهان شما جادار و راحته و شباهتی به دهان یه کلاه بردار نداره.
بیمار- اغلب میلیونرها یی رو که من می شناسم، کلاه بردارند. اکثرشون از کلاه بردارای بزرگ هستن حتی بزرگتر از بنده. من با کلاه گذاشتن سر میلیونرهای دیگه کلاه برداری می کنم. در حالی که بعضی از آن ها سر بیوه ها، یتیمان، پدر و مادران عیال وار و همین طور آدمای فقیر و بدبخت کلاه می گذارن.
دندان پزشک- چرا پس دیگه سر آدمای فقیر و بیچاره؟
بیمار- تصور می کنم خودشون هم متوجه کارشون نباش. حتی علت کلاه برداری رونمی دونن. فکر می کنن دارند معامله می کنند. فقط همین.
دندان پزشک- این گول زدن خودشون نیست؟
بیمار- به نظر نمی رسه تفاوت بین تفاوت بین کلاه برداری کردن و نکردن رو بدونن. پس دلیلی نداره خودشون رو گول بزنن. اونا با کلاه برداری روز به روز، پولا شون را بیشتر و بیشتر می کنن.
دندان پزشک- چرا؟
بیمار- که داشته باشن.
دندان پزشک- موقع پیری وقت مرگ، خرشون رو گرفت چیکار می کنن؟
بیمار- در آن موقع اونا به اندازه کافی به بچه هاشون آموخته اند که چگونه کلاه برداری بکنن. بنابراین هرچه ثروت داغرن میزارن واسه بچه هاشون.
دنداناتون را روی هم بگذارین.
بیمار- تموم شد؟
دندان پزشک- تقریبا. عالی شد.
بیمار- بنده انتظار عالی ترین رو دارم.
دندان پزشک- لطفاً آب دهان تون رو خالی کنین.
بیمار- این خمیر قرمز رنگ چقده خوش طعمه، از چیه؟
دندان پزشک- لاووریس. تقریباً پنجاه سالی است که دنمدان پزشکان مصرفش می کنن.
بیمار- فکر کردم قبلاً طعم شو چشیده ام.
دندان پزشک- حالا می تونین بیاین پایین.
بیمار- متشکرم.
دندان پزشک- چطور شد... از طرز سؤالم دلخور نشین چطور شد که به این مطب آمدین؟
بیمار- بهم گفتن که در اینجا با ده دلار می تونم دندونم را با طلا پر کنم. بقیه دندان پزشکان بیست دلار می گیرن. بعضی ها هم سی دلار و دندان پزشکای میلیونر تا پنجاه دلار می گیرن.
دندان پزشک- دندان پزشکای میلیونر؟ امکان چنین چیزی هست؟
بیمار- تا به خوای دندان پزشکای میلیونر وجود دارن.
دندان پزشک- چطور میلیونر شدن؟
بیمار- با دریافت مبالغ گزاف از مردم. قیمت آزاد و نه پرداختن مالیات.
دندان پزشک- حیرت آورده.
بیمار- بفرمایین اینم دستمزد شما. ازتون خیلی متشکرم. روز بخیر(می رود)
دندان پزشک- روز بخیر تشریف بیارین. چه آدمای رذل و بی شرفی پیدا می شن. پنجاه دلار برای پر کردن یه دندون با طلا. دستمزد همیشگی من ده دلاره. اون میلیونرم اولین ده دلار امروز رو به من داد. یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه. آه پولای نو همیشه بهم می چسبن. یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه، بهم چسبیده اند-، برای هر کسی اتفاق می افته. یک، دو، سه،چهار...نور محو می شه.

بازگشت به فهرست


 
متن پیام*
Upload files and imagesDrag files here to upload
Drag files here
هیچ نوشته ای یافت نشده است.
Send Cancel
محافظت در مقابل ربات های اسپم (کپچا)
بارگذاری تصویر
 

برای امکان اظهارنظر، باید به ایردن وارد شده باشید


The Singularity Is Near

Ray Kurzweil