دوبیتی‌های دندانی

دوبیتی‌های دندانی

بن بست
يكايك رفت دندانهايم از دست
دهانم شد  شبيه راه بن بست
بگو حالا چه خواهی كرد شاعر
اگر يك شب دلت افتاد و اشكست؟!(1)
 **
چه خواهم كرد؟
غم مردم مرا، شادي جهان را
غزل خواني مرا، نان همرهان را
 دلم خوش بود با فرياد و حالا
چه خواهم كرد خاموش، اين دهان را؟
 **
اين دهان هم...
خدايا خاطري دارم پريشان
دلي دلبسته ياران و خويشان
دهاني دارم از آواز خالي است
بفرما اين دهان هم مال ايشان!
**
اگر يك شب
خدايا از كجا دندان بگيرم
چطور اين غصه را آسان بگيرم
چه بايد كرد اگر يك شب بخواهم
كه يك گاز از ستم كاران  بگيرم؟!
 **
ولي حالا...
اگر غم آمد از دل كرد داغم
به فريادي فروزان شد چراغم
ولي حالا چه مي گويم كه اين بار
غم از راه دهان آمد سراغم!
 **
زندان
نگو دندان بگو چيزي اضافه
براي مردمان خوش  قيافه
نگو دندان بگو زندان كه درآن
براي نان شديم عمري كلافه!!
**
با ياد رودكي
"بسود  و ريخت"(2) دندان ها يكايك
دلم دارد غم آنها يكايك
به ياد رودكي بودم كه ديدم....
چنين رفتند انسانها يكايك ...!
 **
غم ما
غم دندان كجا و درد مردم؟
غم آزادگي و نان گندم؟
به ياد سفره خالي بريز اشك
اگر كردي غم ما را تجسم!
**
دندان مصنوعي
نپنداري كه با تسبيح و دلق ات
رهايي باشد از من پيش خلق ت
هلا اي دين فروش چاق! از اين پس
من و دندان مصنوعي و حلق ات!  
 **
آنان...
خوشا شاعر كه دندان را  عوض كرد
كه سنگ آسيابان را عوض كرد
ولي مردم... ولي ظالم ... ولي جهل...
چه مي شد، مي شد آنان را عوض كرد!
از میان کامنت خوانندگان پای این مطلب نیز این شعرها خواندنی‌ست:
چو دندان باشدم نانی نباشد
چو نانم هست دندانی نباشد
خدایا از همان اول بفرما
که اصلا در تنم جانی نباشد (علی‌رضا فولادی)

سرت خوش باد دندان را رها کن
رها آن را برای بچه ها کن
یکی دندان مصنوعی محکم
برای حلق دزدان دست وپا کن! (محمدهادی حسینی جهان آبادی)

لذت دنیا زن و دندان بود
بی زن و دندان جهان زندان بود


بازگشت به فهرست


 
متن پیام*
Upload files and imagesDrag files here to upload
Drag files here
هیچ نوشته ای یافت نشده است.
Send Cancel
محافظت در مقابل ربات های اسپم (کپچا)
بارگذاری تصویر
 

برای امکان اظهارنظر، باید به ایردن وارد شده باشید


The Singularity Is Near

Ray Kurzweil