من کاندیدای انتخابات نظام پزشکی هستم!!

من کاندیدای انتخابات نظام پزشکی هستم!!

كانديداي شمارة يك: پنجاه سالمه. چل ساله دندونپزشكي مي كنم. تعجب نكنين. از ده سالگي وردست ابويِ گرامم بودم. ترميمي زيبائي، پروتز، ايمپلنت، درمان ريشه و ... كار مي كنم. ( قسطي با چك كارمنديَم كار مي كنم). لطفن آدرسو يادداش بفرمايين. به خونوادة دندونپزشكاي عزيز تخفيف ويژه مي دم. فكر دندونپزشكاي جوونم هستم. آخه يه روزي منم جوون بودم. ( هي... جووني كجائي كه يادت به خير!) جوونارو دوس دارم. كاشكي منم جوون بودم. هي... آه...
خوونم نزديك نظام پزشكيه و رفتن و اومدنم به اونجا راحته. عضو هيئت رئيسة ساختمونمونم هستم. تجربة مديريتي دارم. قدر دونم هستم. هركي بهم راي بده، يه جرمگيري و بروساژ واسش انجام مي دم. دندوناشو سفيدة سفيد مي كنم تا همش لبخند بزنه. وعدة ما سر صندوق راي.
كانديداي شمارة دو : شيرين صد سالمه ولي احساس جوون بيست ساله رو دارم. پس جوونا به من راي بدين!!. متخصصم ولي فعلن مطب ندارم. عوضش شركت دارم و با كار واردات و صادرات به جامة دندونپزشكي خدمت مي كنم. كارم خيلي سخته. شيش ماه ايروونم و شيش ماه ديار غربت ( ديار فرنگ، امريكاي لاتين، چين ، استراليا. چي بگم چه دربدري ها كه بخاطر شما تحمل نمي كنم.). به كار اقتصادي خوب واردم. من مخالف خارج از مركزم. بذاريم همة جوونا بيان پهلوي خودمون كار كنن. چون دكترا رو دوس دارم دكتر شدم. والا من متخصص كاراي اقتصاديم. دوس دارم برم نظام پزشكي اونجارو به يه مركز تجاري آبرومند تبديل كنم. ماهي يه بار جمع مي شيم و شامي مي خوريم و بقية اهدافو براتون مي گم.
معتقدم همة دندونپزشكا بايستي تو تِرون و مراكز شراي بزرگ جمع بشن و اين مردمن كه بايد با طياره و هلي كوپتر و هوركرافت و ماشين خودشونو به مراكز درموني برسونن. واسة دندونپزشكائي كه بيكارن تو شركتم كار نون و آب دار دارم. اصلن 2000 تا يونيت مي ذارم جووناي بيكار بيان مريض ببينن، بعدن يه جوري كنار ميام( از همين الان بگم بيست درصدش حتميه!). حاضرم ساختموناي نظام پزشكي رو يه جا بخرم و خودمم بشم رئيس هيئت مديره كه مستاجر غريبه ها نشيم.
كانديداي شمارة سه: من يه دندونپزشك خانوم هستم. از بانوان عزيز توقع دارم منو قبول داشته باشن و بهم راي بدن. من قول ميدم كه طرح تفكيك بيماراي زن و مرد و خواجه رو پيگيري كنم.( مريضاتون زياد ميشه). براتون كلاس كاراته و دفاع از خود مي ذارم. يادتون ميدم كه چجوري مردارو رام كنين. حاضرم نهضت زناي مرد كش رو راه بندازم. كلاس آموزش خياطي، گلدووزي، شيرني پزي، احضار ارواح، هيپنوتيزم، فال قهوه و جراحي مخ هم داير كنم. لطفن آقايون بهم راي ندن. بد نوم مي شم. طلا رو خيلي دوس دارم ولي جواهرات چيز ديگه س. هر خانومي كه بهم راي بده يه نگين و يه روكش طلا واسة دندوناي جلوش مجاني مي ذارم.
كانديداي شمارة چهار: من يه دندونپزشك جوونم. با كلي آرزو اين رشته رو انتخاب كردم. ما سه نفريم كه تو يه درمونگاه كار مي كنيم ولي يه يونيت بيشتر نداريم. نوبتي مريض مي بينيم. من هيچ علاقه اي به كانديدا شدن ندارم ولي تقاضا مي كنم به اين دو همكارم راي بدين. آخه يكيشون زن بچه داره و اجاره خونه مي ده. اون يكيم خرج خونه داره. بهشون راي بدين دل منم شاد كنين. وقت تموم شد باقي باشه واسة بعد از انتخابات!!
كانديداي شمارة پنج: ...!

از دکتر ناصر آخوندان



کاربر مرتبط:  ناصر آخوندان | Akhondan

بازگشت به فهرست


 
متن پیام*
Upload files and imagesDrag files here to upload
Drag files here
هیچ نوشته ای یافت نشده است.
Send Cancel
محافظت در مقابل ربات های اسپم (کپچا)
بارگذاری تصویر
 

برای امکان اظهارنظر، باید به ایردن وارد شده باشید


The Singularity Is Near

Ray Kurzweil