ققنوس | رحمانیان

ققنوس | رحمانیان

دکتر حوریه رحمانیان

اول مرد آمد. با چند قدم فاصله زن. از مرد پرسیدم: شما معاینه دارید؟ مرد گفت: نه. به زن اشاره کرد که روی یونیت بخوابد تا معاینه‌اش کنم. زن ریز جثه بود. چراغ یونیت که روشن شد برق النگوها با ستاره های فرورفته، ستاره‌های کنده شده چشمهایم را گرفت. مرد دوباره به جای زن حرف زد: موقع غذا خوردن دندان نیشش کمی درد دارد و زن فقط دهانش را باز کرد و به دندانش اشاره کرد. با ته آینه ضربه زدم. آخی کوچک خیلی کوچک. ظاهر دندان سالم بود. پرسیدم: به سرما یا گرما حساس است؟ زن آرام گفت: نه. دوباره مرد با اطمینان گفت: دندانش سالم است. با “پالپ تستر” امتحان کردم. روی درجه یک تنظیم کردم دندان واکنشی نداد. درجه‌ی دو باز هم بی واکنش. درجه‌ی سه بی فایده بود. عصب مرده بود. بی حس. عکس گرفتم. ته ریشه‌ی دندان ضایعه‌ی کوچکی دیده می‌شد. به مرد گفتم: آقا دندان خانم شما عصبش مرده. نیاز به درمان ریشه دارد. مرد گفت: دندانش که سالم است. بوی بی اعتمادی می‌داد. مرد دوباره گفت: شما دارو بدهید ان‌شا‌الله که با دارو خوب می‌شود. زن با چشمهایش حرف نمی‌زد. فقط تسلیم بود؛ هر چند می‌خواست از آن درد کوچک هم رهایی یابد ولی آنرا فرو می‌خورد. زن از روی یونیت بلند شد. نسخه‌ای نوشتم. دست مرد دادم. مرد راضی بود، زن تسلیم. تشکر و خداحافظی.
ده روز بعد
مرد زیر بازوی زن را گرفته بود. معلوم بود به زور او را از پله ها بالا کشانده. او را با احتیاط روی یونیت خواباند. انگار چینی است که هر آن ممکن است بشکند. مرد مضطرب بود. چشم و پلک پایینی زن سرخ سرخ بود و متورم. همان سمت. همانطرف دندان نیش. صورتش از شکل افتاده بود. تب داشت و ضعف، بی‌حال بی‌حال. حالا دیگر مطمئنا یارای زبان چرخاندن نداشت. مرد تشویش داشت. ترس برش داشته بود. نیازی نبود دوباره معاینه شود. تشخیص آسان بود. “آبسه‌ی فونیکس” گفتم اینجا از دست من کاری بر نمیاید. باید بیمارستان بستری شود و آنتی بیوتیک وریدی بگیرد. مرد، مضطرب گفت: شما چرا داروی قویتر ندادید؟ دوباره بوی بی‌اعتمادی می‌داد. گفتم شما چرا درمان اساسی نکردید؟
قبول کرد. دوباره زیر بازوی زن را گرفت. کمکش کرد تا بایستد. صدای النگوها بلند شد. همان ستاره های فرورفته.
رفتند رفتند رفتند، تا به خودم آمدم دیدم دارم به این فکر می‌کنم که چطور ققنوس از زیر خاکستر زاده می‌شود.


کاربر مرتبط:  حوریه رحمانیان | Rahmanian

بازگشت به فهرست


دکتر امیر اسماعیل سندوزی
داستان فشرده خوبیست، فقط مریض هرکه می خواهد باشد روی یونیت نمی خوابد. یونیت به دانسته من مجموعه تمامی دستگاهای دندان پزشگی است. شاید صندلی دندان پزشگی بهتر باشد.
موفقیت ایشان را با نثر روان وتوان بیان زیبایی که دارند آرزومندم.
سندوزی
نام گفتاورد
دکتر بهرامیان
فوق العاده بود . ممنون
نام گفتاورد
فیضی
چرا ققنوس و خاکستر ان ؟؟
نام گفتاورد
مریم
عالی بود 8)
نام گفتاورد
 
متن پیام*
Upload files and imagesDrag files here to upload
Drag files here
هیچ نوشته ای یافت نشده است.
Send Cancel
محافظت در مقابل ربات های اسپم (کپچا)
بارگذاری تصویر
 

برای امکان اظهارنظر، باید به ایردن وارد شده باشید


The Singularity Is Near

Ray Kurzweil