برای ایستاده ای خستگی ناپذیر؛ دکتر افتخاری | دکتر سندوزی

برای ایستاده ای خستگی ناپذیر؛ دکتر افتخاری | دکتر سندوزی

برای ایستاده ای خستگی ناپذیر به پاایستاده ایم

این آقای دکتر افتخاری که با یک دست چند هندوانه ایوان کیفی* را نه تنها بلند کرده بلکه راه 88 ساله ای را هم با دست پُر و زیر بغل پرتر پیموده تا به این جا رسیده و رسانده اند. تصور می کنم و امید وافر دارم که این طور که ایشان دارند استوار می روند ومی پیمایند، این هزار و سیصد را به هزار و چهارصدی، که درراه است، به سلامتی وهم چنان هندوانه های متعددی بر دست وصل فرمایند. بهر حال ایشان که قانونمداری سخت گیرند یک دوره پنج ساله راغیر قانونی و بی شناسنامه گذرانده اند. برای کسان دیگر شاید ایجاد مشکل نکند ولی برای اولین دندان پرشک حقوقدان ایران این یک جرم سنگینی است!
وقتی ایشان داشتند " آب بابا نان، بابا آب داد ومامان جارو به دست از راه رسید که بابا باید نان بدهد فکرنان کن که خربزه آب است" را می نوشتند. درهمسایگی ایشان یکی ناگهان به دنیا آمد که دو برادرش بیماران همان افتخارالحکمایی بودند که امروز دکتر افتخاری به ایشان افتخار می کنند. هردو برادرانش مرخصی استعلاجی گرفتند و دنیا را ترک کردند! پسر این افتخار الحکما دایی دکترمحمد علی افتخاری موجود خودِخودمان، تازه از فرنگ آمده بود و دکتر منوچهر اقبال هم مطبی داشتند در مشهد دایر می کردند که من به دنیا آمدم. بنابراین وقتی اولین دندان پزشک حقوقدان ایران مدرسه می رفتند، بنده داشتم چهار دست وپا -مودبانه فرنگی مآبانه اش- "باسن خیزی" می کردم وهنوز نمی دانستم که خط و ربط چیست و قلم نی ای و دوات ریقه ای مرکب چه دردسری است که وقتی چپ (واژگون) می شود برخی ازقسمت های بدن انسان که برای نشستن است، ازضربات لنگه کفش خادم خانه کبود می شود! ایشان، اولین دندان پزشگ حقوق دان، تا من به دنیا نیامدم شناسنامه وبرگ شناسایی نداشتند. من که به دنیا آمدم 1307، شناسنامه مُد شد ولی هنوز مشهدی ها نمی دانستند که " مد" خوراکی است یا پوشاکی! با آمدن من اولین حقوقدان دندانپزشک ایران صاحب اسم و رسم وتاریخ تولد وغیرو شدند. این تنها برتری من بر ایشان است. دربقیه مسایل من چند فرسخی از ایشان عقب بوده و هنوز هم هستم.
خیلی سعی کردم یک مزیت دیگر هر طور شده برای خودم نسبت به ایشان دست وپا کنم که نشد تا مصاحبه ایشان را در"ایردن"گوش کردم ودانستم که حضرتشان در پاییز برگ ریزان قدم به هستی گذاشته اند آن هم درچهارم آبان! دیدم می شود گفت که منِ متولد فروردین، اول بهارکل خیزان، "مزیتکی" بر پاییز زادگان داشته باشم. مخصوصا ایشان انسانی والا و وارسته هستند که هیچ با دندان پزشک ورزشکاری که مشتی درچهارم آبان ماه قبل از مرداد ۱۳۳۲ بر فرق سر جوانی که برعلیه شاه وقت در امجدیه شعار داده بود زد و جوان خون ریزی مغزی کرد و شهید شد قابل قیاس نیستند!** مانند دکترافتخاری، ما دندان پزشکان، "افتخاری" کم داریم. انسانی؛ متین، آرام، منظم، مُنَزه، پاک دامنی دامن همت همیشه برکمرزده وقدم های بسیار از همه به پیش برداشته، عاشق تدبیر ومدیریت و متخصص پیوند و تشکیلات دادنی یکتاست. درسراسر نواحی مختلف تهران بزرگ بروید بگردید ببینید کدام محل انجمن اطبا ساکن محل دارند جزفرمانیه؟ جالب این که این تشکیلات دهنده، نویسنده ای که غالب اساسنامه های موجود تشکیلات دندان پزشکی را نوشته، یادش می رود اسم خودش را در جایی بنویسد. نامش جاودان باد تولدش براو ودوستان بی شمار داخل و بیرون ازایران مان مبارک باد. یک متولد بهار برزاده پاییز به احترام ایستاده است رخصت نشستن اش را نمی طلبد دوست دارد هم چنان ایستاده بماند.

 امیر اسماعیل سندوزی
مهر ۱۳۹۰ | سان دیاگو، کالیفرنیای جنوبی

*- هندوانه های بزرگ پر آب وسنگین وزن و معروفی بود درتهران. خود "هند" به معنای آب فراوان داشتن است. این هندوانه ها خیلی هندی وسنگین بودند.
**- این حرف را باید روزی می گفتم.


کاربر مرتبط:  امیر اسماعیل سندوزی | Sondouzi

بازگشت به فهرست


 
متن پیام*
Upload files and imagesDrag files here to upload
Drag files here
هیچ نوشته ای یافت نشده است.
Send Cancel
محافظت در مقابل ربات های اسپم (کپچا)
بارگذاری تصویر
 

برای امکان اظهارنظر، باید به ایردن وارد شده باشید


The Singularity Is Near

Ray Kurzweil