ما متولی سلامت مردمیم؛ نه حافظ منافع دندان‌پزشکان | دکتر فاضل

ما متولی سلامت مردمیم؛ نه حافظ منافع دندان‌پزشکان | دکتر فاضل

دکتر اکبر فاضل
دکتر سیامک شایان‌امین

در خلال برگزاری سومین مگا کنگره ایمپلنتولوژی، که با مشارکت اسمی دانشگاه تهران برگزار شد، با دکتر اکبر فاضل به گفتگو نشستم. بهانه گفتگو طرح تازه وزارت بهداشت برای تربیت و جذب شش هزار کاردان‌ بهداشت دهان بود که انعکاس آن سوالات و حساسیت‌های بسیاری را در میان دندان‌پزشکان برانگیخته است. البته گفتگو با دکتر اکبر فاضل به این موضوع ختم نشد. طی دو ساعت گفتگوی پر چالش بسیاری از مسایل حوزه دندان‌پزشکی و سیاست‌گذاری های وزارت بهداشت در این حوزه، مانند افزایش صد درصدی تعداد دانشکده‌های دندان‌پزشکی، با او به بحث گذاشته شد. دکتر فاضل هرچند اعمال فشارهای سیاسی برای افزایش دانشکده‌های سیاسی بر وزارت بهداشت را صراحتا رد کرد اما در میانه گفتگو اعتراف کرد در سیاست‌گذاری‌های حوزه بهداشت و درمان و آموزش پزشکی حافظ منافع مردم است و نه دندان‌پزشکان و وقتی یک استان محروم با جمعیت چند میلیون نفری از انها دانشکده دندان‌پزشکی می‌خواهد، چرا نباید مجوز تاسیس دانشکده برای آنها را صادر کنیم؟
در طول مصاحبه صدای زنگ تلفن همراه دکتر فاضل بارها گفتگوی ما را قطع کرد. موعد اعلام نتایج ازمون دستیاری دندان‌پزشکی و برگزاری امتحان بورد بود و افرادی از عضو شورای انقلاب فرهنگی و استاد دانشگاه گرفته تا دندان‌پزشک طرحی و پدر نگران دختر، خواسته‌های کوچک و بزرگی را با او مطرح می کردند. اما او با لبخند همه آنها را می‌شنید و خیلی محترمانه همه را رد می‌کرد تا ثابت کند رییس شورای آموزش دندان‌پزشکی وزارت بهداشت منافع مردم را فدای توصیه ها و آشنایی‌ها نمی‌کند.

مصاحبه با دکتر خوشنویسان درباره سیاست های سلامت دهان کشور

اگر موافق باشید از طرح تربیت کاردان بهداشت دندان‌پزشکی شروع کنیم که موضوع روز حوزه دندان‌پزشکی است و اجرای آن نگرانی‌هایی در جامعه دندان‌پزشکی برانگیخته است.
تربیت کاردان بهداشت دهان طرح خوبی است چراکه ما در حوزه دندان‌پزشکی به یک سری نیروی حد واسط نیاز داشتیم که تا به حال وجود نداشتند و یک سری خدمات پیشگیریرانه و سطح اول باید ارائه می‌شده که تا امروز نمی‌شد یا به قول شما توسط دندانپزشک با تعرفه‌ای گران‌تر ارائه می‌شد. اما با توجه به شرایط کشور، بی ثباتی در مدیریت ها،تعدد مراکز تصمیم گیری و ضعف‌های نظارتی، چه تضمینی وجود دارد طرحی که شما امروز به عنوان مدیر مطرح می‌کنید، فردا روزی که شما بر مسند نیستید، پیگیری شود و اصلا آیندگان تمایلی به اجرای آن داشته باشند؟ مخصوصا که همین امروز هم شما مجری اصلی این طرح نیستید و ممکن است طرح در ادامه راه تغییر مسیر دهد و مشمول تبصره‌ها شود؛ همان اتفاقی که در مورد طرح بهداشتکار دهان و دندان افتاد؟


بله این بسیار نکته مهمی است. یکی از کارهایی که باید در اجرای یک طرح رعایت کنیم این است که سیستم قائم به فرد نباشد. نکته دوم پیشبینی تمام مسیر و تمام الزامات پیاده شدن نقشه است. درباره این طرح هم ما تمام ذی‌نفعان و تمام افراد تاثیرگذار را دعوت به همکاری کردیم و کارگروهی با عنوان بهداشت‌کار دهان، را در همین زمینه تشکیل دادیم که اقای دکتر حیدری، رییس توسعه شبکه وزارت و رییس دانشگاه علوم‌پزشکی بوشهر، ریاست آن را عهده‌دار بود.
یکی از اقدامات در این کارگروه آن بود که شرح وظایف کاردان بهداشت دهان را نهادینه و تصویب کنیم، تا از سوء‌استفاده افراد در آینده پیشگیری کنیم. چراکه پیش بینی می کردیم عده‌ای از این دریچه وارد شوند و بعدها خودشان را به آب و آتش بزنند، از مجلس و ریاست جمهوری شروع کنند تا نهاد رهبری و دیوان عدالت اداری تا توضیح بدهند که ما اغفال شدیم، فکر میکردیم قرار است بهداشتکار دهان و دهان شویم، دیدیم کاردان بهداشت دهان شدیم. همه این موارد از ابتدا پیش بینی شده است. ما از روز اول با ایشان تعهد خواهیم کرد که این رشته ختم به دندان‌پزشکی نمی‌شود. از ایشان تعهد محضری خواهیم گرفت و در مدرکشان قید خواهد شد. چون هدف ما از اجرای این طرح مشخص است. می‌خواهیم شاخص‌های سلامت دهان را ارتقاء دهیم، نمی‌خواهیم عده‌ای را تربیت کنیم که بروند دنبال کار درمانی. چون اگر قرار باشد این افراد وارد حوزه درمانی شوند هدف اصلی ما فراموش خواهد شد. گفتیم که کارهای درمانی رو دندان‌پزشکان انجام بدهند.
ممکن است افرادی از داخلی وزارتخانه یا کسانی که حتی دندانپزشک هم نباشند و نداند که چه نیاتی در این طرح وجود دارد، شروع کنند به دلسوزی کردن و به مقامات و مسئولان القاء کنند که مثلا در فلان مرکز درمانی مردم مشکل درد دندان دارند حالا ما بروم برایشان طرز درست مسواک زدن را اموزش دهیم. باید یکی دردش را ساکت کند. بله ما این نکته را با تمام پوست و گوشتمان لمس می‌کنیم و برای ان هم برنامه داریم.
ولی آنها از طرح این موضوع هدف دیگری دارند. می‌خواهند راه دندان‌پزشک شدن را برای خودشان باز کنند. اما دندان‌پزشک شدن مسیر دیگری دارد؛ کنکور سراسری. برای آوردن خدمات دندان‌پزشکی به روستاها و شهرهای کوچک برنامه‌هایی داریم. ما با تعریف بومی‌گزینی در پذیرش رشته دندان‌پزشکی و استفاده از نیروهای دندان‌پزشک طرحی این خلاء را پر خواهیم کرد. تعداد نیروهای طرحی به زودی سه برابر خواهد شد چراکه قانونی تصویب شده که میان فارغ‌التخصیلی دندان‌پزشکان و آغاز دوره دستیاری باید حداقل دو سال فاصله باشد.

  شما چند سال قبل برای تامین دندان‌پزشک در مناطق محروم سهمیه ای جداگانه در کنکور تعریف کردید و خارج از ظرفیت برای این مناطق نیرو گرفتید. اما گذشت زمان شکست این سیاست را نشان داد و دیدیم بسیاری از این افراد در جای دیگری غیر از استان‌های محروم مشغول طبابت‌اند. چه تضمینی وجود دارد با بومی گزینی، بتوانید نیروها را در این مناطق نگه دارید؟

وقتی قانون سهیمه مناطق محروم تصویب شد دو اشکال بزرگ داشت که به آنها توجه نشده بود. کسی به این فکر نبود که از پذیرفته‌شدگان این کد-رشته تعهد بگیرد. گمان این بود همین که توی دفترچه نوشته شده مناطق محروم، فارغ‌التحصیلان اخلاقا و شرعا متعهدند که به استان مربوطه بروند.
تا سال 84 که من در دبیرخانه شورای تخصصی آموزش دندان‌پزشکی مشغول شدم، کسی به فکر گرفتن تعهد معتبر از داوطلبان نبود. وزارتخانه فکر می کرد که این افراد به صورت اتوماتیک به استانهای مربوطه می روند. در صورتی که دیدیم دندان‌پزشکی که باید به استان کردستان می‌رفته، الان در خیابان پاسداران تهران مشغول به کار است. استدلال من این است که این افراد به دو گروه ظلم می‌کنند؛ یکی به گروه همکلاسی‌های خودشان که با وجود نمره کمتر با آنها سر یک کلاس نشستند و این بی‌عدالتی است. دوم به مردم استانی که این فرد متعهد بوده در آنجا خدمت کند. از این رو به خیلی از نمایندگان مجلس و کسانی که تماس می‌گیرند که فلانی شوهر داره اون یکی زن داره و ... موافقت کنید که نره به فلان استان، می‌گویم من به خودم اجازه‌ نمی‌دهم که چنین ظلم بزرگ و فاحشی را به یک استان بکنم که بگویم شما بیا برو در شهر خودت و کارت رو انجام بده. باید چشمش همان اول باز می‌بود و می‌دانست که می‌خواهد چه‌کار کند.
اشکال دوم طرح این بود که این سهمیه استانی را بومی گزینی نکرده بودند؛ یعنی بچه تهران آمده بود اردبیل یا کردستان را انتخاب کرده بود و بعد از اتمام تحصیل، مخصوصا اگر هم دختر بود، می‌گفت من چطور راه به این دوری را بروم. ما سیستم گزینش بومی را جایگزین سهمیه استان‌های محروم کردیم و از داوطلبان برای خدمت در استان مربوطه تعهد گرفتیم. وقتی داوطلب بومی خود استان باشد و در خود استان هم آموزش ببیند، خیلی بهتر از این است که کسی بخواهد در تهران درس بخواند؛ چراکه اگر آب و هوای تهران را لمس کند دیگر حاضر نیست به استان خودش برگردد و در یک شهر کوچک کار کند.
کار دیگری که پیش‌بینی کردیم این است که با تایید مجلس، مدرک فارغ التحصیلی این افراد بعد از انجام تعهد 12 ساله به آنها ارایه شود تا نتوانند در استان دیگری کار کنند. حالت دیگری که به مجلس پیشنهاد داده‌ایم این است که پروانه طبابت این افراد صرفا برای همان استان و همان محلی که دانشگاه علوم پزشکی مربوطه تعیین کرده معتبر باشد.

  وضعیت افرادی را که در سال‌های گذشته با سهمیه مناطق محروم وارد دانشگاه شده‌اند و به تعهدشان عمل نکرده‌اند، چگونه پی‌گیری می کنید؟ آیا این پیگیری وظیفه‌ی خود دانشگاه‌هاست؟
کاری که ما در این خصوص انجام دادیم این بود که لیست این افراد را به دانشگاه‌های علوم پزشکی مربوطه ارسال کردیم و وضعیت تعهد این افراد ره به سازمان نظام پزشکی کل کشور نیز اعلام کردیم.اما وظیفه جلب و پی‌گیری وضعیت این افراد با دانشگاه علوم پزشکی مربوطه است.

اصلا چرا باید پیشگیری و آموزش بهداشت را از روستاها آغاز کرد؟ به‌نظر می رسد که شهرنشینان علیرغم دسترسی بیشتر به خدمات دندانپزشکی، به‌دلیل سبک زندگی و فرهنگ شهرنشینی مبتنی بر مصرف بیشتر غذاهای ناسالم، بیشتر از روستاییان در معرض بیماری های دهان و دندان قرار دارند.
تسلط ما روی جمعیت در مراکز بهداشتی روستایی بیشتر از شهرهاست . در این مراکز کاردان بهداشت دهان دقیقا افراد و خانواده‌ها را به اسم و رسم و سابقه می‌شناسد ولی در شهرهای بزرگی مثل تهران اینگونه نیست. ضمن اینکه اگر بتوانیم در مراکز روستایی و شهرهای محروم خدمات دندان‌پزشکی خوبی به مردم ارایه کنیم توانسته‌ایم عدالت محوری را تحقق ببخشیم. در تهران یا شهرهای بزرگ دسترسی مردم به خدمات دندانپزشکی و بهداشتی به مراتب بیشتر از روستاهاست. پس اگر ما خدماتمان را در روستاها اصلاح کنیم و جمعیتی چند میلیونی تحت پوشش مراکز بهداشت را پوشش دهیم می‌توانیم بسیاری از شاخص‌های بهداشتی را اصلاح کنیم.

بهتر نبود با سیل عظیم دانش‌آموختگان دندان‌پزشکی که در راهند، در عوض تعریف یک رشته تازه در حوزه دندان‌پزشکی، سیاست‌گذاری‌های کلان وزارت بر مبنای جمعیت دندان‌پزشکان انجام می‌شد؟
دندان‌پزشکان ما تمایل ندارند در این مراکز مشغول شوند برای اینکه حقوقش کم است. یکی از الزامات این کار این است که ما حداقل حقوقی مثل پزشک خانواده را برای آنها در نظر بگیریم. باید سیستم به شکلی تعریف شود که دندان‌پزشک بتواند در کنار حدود وظایف تعریف شده، در خارج از ساعت کار، با تعرفه‌هایی که تعریف کرده‌ایم به شکل پر کیس کار کند. اگر چنین کاری انجام شود هم خدمات در دسترس مردم قرار می‌گیرد و هم دندانپزشک یک درآمد منطقی پیدا می‌کند و آنجا ماندگاری می‌شود و مشکل تامین نیرو نخواهیم داشت.

الان شاخص تعداد دندانپزشکان برای جمعیت چقدر است؟
سازمان بهداشت جهانی شاخصی را در این زمینه تعریف نکرده یعنی نگفته است شاخص ایده آل چقدر است. ولی در ایران تقریبا به ازاء هر سه‌هزار نفر یک دندانپزشک داریم.

چه شاخصی به نظر شما مناسب است؟
چون سازمان بهداشت جهانی شاخصی تعیین نکرده نمی‌توانم شاخصی رو بگویم. شاخصی که می‌توانم تعریف کنم این است که دهان مردممان عاری از پوسیدگی و پر کردگی و بیماری لثه باشد. اگر ما بتوانیم این خدمات را به مردم بدهیم احتیاجمان به دندانپزشک شروع به کم شدن می‌کند. آن‌وقت مانند کشورهای اسکاندیناوی مثل فنلاند و نروژ روی ارائه خدمات پیشگیری تمرکز می‌کنیم و دانشکده‌های دندان‌پزشکی شروع می‌کنند به بسته شدن.

اما در اواخر فروردین ماه، مشاور سازمان بهداشت جهانی که برای کنگره سلامت دهان و اپیدمیولوژی دعوت شده بود، شاخص دندان‌پزشک را در ایران یک برای هر صد هزار نفر اعلام کرده بود.
نه، این تفسیر نادرستی بود که رسانه‌ها از حرف‌های پروفسور رامون بائر منتشر کردند. ایشان گفته بود در سفر قبلی من به ایران در سال هفتاد و پنج، تعداد دندان‌پزشکان یک به ازاء هر صد هزار نفر بود و DMF تان ۲ بود. اما الان بعد از ۱۵ سال می‌بینیم تعداد دندان‌پزشکان دو برابر شده، ولیDMF تغییر نکرده است. مشکل اینجاست که شما در عوض سرمایه‌گذاری روی بهداشت و پیشگیری، روی درمان سرمایه‌گذاری می‌کنید.

 اگر علی‌رغم دو برابر شدن دندان‌پزشک‌ها، شاخصDMF تغییر نکرده است پس دلیل این که طی 5 سال اخیر تعداد دانشکده های دندانپزشکی از 20 به 40 دانشکده رسیده چیست؟
  دندان‌پزشکی طی این سال‌ها به انتخاب اول داوطلبان کنکور تجربی بدل شده است. حالا به هر دلیلی؛ مثلا اینکه بازارش هنوز اشباع نشده یا هنوز جزو حرفه‌هایی است که مورد اشتیاق است. اگر ما جلوی اشتیاق ورود به این رشته را بگیریم، مردم که بیکار نمی‌نشینند. قانون اساسی هم برای ادامه تحصیل جلوی کسی را نگرفته، پس برای خواندن دندان‌پزشکی به خارج از کشور می‌روند. من نمی‌خواهم بگویم آموزش دندان‌پزشکی دیگر کشورها در چه سطحی است، ولی همه ما می دانیم در چه سطحی است و می‌دانیم کسانی هم که میروند در چه سطحی هستند.  پس ما با مجوز ندادن به دانشکده دندان‌پزشکی نمی‌توانیم جلوی ورود دندان‌پزشکان به مملکتمان را بگیریم. تنها کاری که می‌توانیم بکنیم این است که در عوض اینکه اجازه دهیم کسانی به جمع دندانپزشکان ما افزوده شوند که از نظر ما قابل قبول نیستند و حق کسانی را بخورند که استعداد بهتری دارند ولی امکانات کافی را ندارند، زمینه تحصیل دندان‌پزشکی را در داخل کشور برای افراد با استعداد تر فراهم کنیم.

 حالا چرا قسم خورده‌اید که دندان‌پزشکی این مملکت را چند ساله اشباع کنید؟
مجوز بدهیم یا نه دندان‌پزشکی مملکت در هر صورت از دندان‌پزشک اشباع می‌شود. ما فقط می‌توانیم این اتفاق را هدایت بکنیم و آگاهانه و هدایت‌شده اشباع کنیم. به این شکل که مجوز تاسیس دانشکده بدهیم؛ با چند هدف. اول اینکه گزینش این دانشکده‌ها بر اساس کنکور سراسری انجام می‌شود؛ پس بهترین‌ها انتخاب می‌شوند. دوم اینکه کسی را که می‌خواهد در دانشگاه‌ داخلی و با بودجه بیت‌المال درس بخواند، بومی گزینی کنیم تا تعهدش را در جایی که می‌خواهیم بگذراند. اما اگر ما مجوز دانشکده ندهیم و فرد برود در خارج درس بخواند و برگردد، نه تعهدی به جایی دارد و نه حتی می‌توانیم به او بگوییم برو توی فلان استان و فلان مرکز کار کن. پس ما با دادن یک مجوز دانشکده با ۲۰نفر ظرفیت، می‌توانیم به خیلی از اهدافمون برسیم؛ تا اینکه مجوز ندهیم.
الان در هر یک از کمیته‌های ارزشیابی مدارک تحصیلی دانشگاه‌های خارجی‌ و نقل و انتقال دانشجویان خارجی سالیانه حدود ۲۵۰۰پرونده دندان‌پزشکی طرح می‌شود. هر کدام اینها می‌شود ظرفیت ۱۲ دانشکده که من باید مجوز بدهم. دانشجویان و فارغ‌التحصیلانی که از ۷۰-۸۰ کشور دنیا، که بعضی‌ها را باید روی نقشه دنبالشان بگردیم، دارند از خارج، به ایران می‌آیند. حالا اینها بلند شوند بروند آنجا بهتر است یا اینکه به این 12 تا مجوز بدهیم؟ من دارم این فاجعه را می‌بینم. به نظر من یک زمانی دندان‌پزشکی یک بزرگراه روشن و منور بود که فقط یک راه ورودی داشت به نام کنکور سراسری. یعنی ذبده‌ترین و بهترین دانشجویان این مملکت وارد این دانشگاه می‌شدند. ولی الان کج راه‌هایی به این بزرگراه اضافه شده از کشورهای ارمنستان، ازبکستان و این‌ور و اونور. یعنی بزرگ‌راه خوب ما که از نیروهای خوب و باسواد مملت پر بود، تبدیل شد به یک بازار به‌هم‌ریخته‌ای که هر کس هر کاری که دوست دارد انجام میدهد.

در عوض اینکه بخواهید با افزایش تعداد دانشکده‌های دندان‌پزشکی، بازار دندان‌پزشکی را با افراد لایق‌تر اشباع کنید، بهتر نبود با وضع آزمون‌های علمی مشکل‌تر جلوی ورود افراد بی‌سواد از دانشگاه‌های خارجی را بگیرید؟ همان روشی که در دیگر کشورها برای تایید مدرک دندان‌پزشکان معمول است؟
اتفاقا این کارو کرده‌ایم اما نه اینکه قصد داشته باشیم کار را برای دندان‌پزشکان سخت‌تر کنیم، باید منطقی باشد. یعنی ما موظفیم به عنوان کسانی که مردم به‌آنها اعتماد دارند، به کسی پروانه و مجوز بدیم که حداقل‌های ما را داشته باشد. تا وقتی کسی در شهر تابلو زد، مردم بدانند که این فرد با تایید معلوماتش از طرف وزارت بهداشت توانسته اجازه کار بگیرد. سخت‌گیری ما در این جهت است، نه اینکه بخواهیم جلوی بازار کار را بگیریم.

من فکر می‌کنم که افزایش تعداد دانشکده‌ها نتیجه‌ی لابی‌های پشت پرده و فشارهای سیاسی به وزارت بهداشت است. آیا این را قبول دارید؟ اصلا چرا اصرار دارید که بازار دندانپزشکی را اشباع کنید؟
 نخیر، من گفتم اگر ما اشباع نکنیم باز هم اشباع می‌شود اما با غیر اهلش.

و به نظرتان راهکاری که انتخاب کردید درست بود؟
با نیروهای خوب و انتخاب درست و توزیع مناسب؛ چرا این کار را نکنیم؟ اگر تعداد دانشجوی داخلی را محدود کنیم آن‌وقت پاسخگوی نیاز شبکه ما کیست؟ آیا ما می‌توانیم به اینهایی که رفتند خارج درس خواندند و برگشتند بگوییم شما بروید فلان مرکز بهداشت درمانی؟ شما خودتون حاضرید بروید؟

آخر نمی‌شود که شما به زور دندان‌پزشک را به مرکز روستایی بفرستید. باید چنان شرایط ایجاد کنید که من دندانپزشک حاضر شوم تهران را رها کنم و بروم شهرستان.
شما حرف محالی می‌زنید یعنی من تمام مراکز روستایی را مثل تهران کنم، تمام امکاناتی که در تهران وجود دارد را در مراکز روستایی بگذارم تا شخص شما راضی شوید تهران و اقوامتان را رها کنید و بروید توی فلان مرکز دور افتاده خدمت کنید؟

چرا مهندسان برای کار عسلویه می‌روند؟ چون شرایط کاری در آنجا بهتر است. پس اگر شرایط کار دندان‌پزشک در مناطق محروم مناسب باشد
برای اینکه بازار مهندسی کشور اشباع شده یعنی آنقدر مهندس تربیت شده که حالا مهندس در تهران بی‌کار است، می‌رود عسلویه. من به شما عرض کردم سالی ۲۵۰ دانشجوی تکمیلی به ایران می‌آید که بازار را اشباع می‌کند، سالی ۲۵۰ تا انتقالی می‌آید؛ می‌شود ۵۰۰تا. ۵۰۰ نفر، ظرفیت ۲۵ دانشکده دندان‌پزشکی داخلی است که من باید مجوز بدهم. تازه من دانشکده‌ای را که مجوز دادم در سقف مجوز دادم، یعنی ظرفیت دندان‌پزشکی را زیاد نکردیم، بلکه دانشجویی که قرار است در تهران درس بخواند و به کردستان برود را از تهران گرفتیم و گفتیم دانشکده دندانپزشکی کردستان! خودت برای خودت تربیت کن.

برویم سراغ بحث دانشکده‌های بین‌المللی. چهار سال پیش که با شما مصاحبه داشتم توجیه‌های جالبی برای افتتاج شعب بین‌المللی دانشکده‌های دندان‌پزشکی داشتید. یکی از توجیحات که منطقی هم می‌آمد این بود که در عوض آنکه جوانان ما برای تحصیل به کشورهای خارجی بروند، شرایطی را برای آنها فراهم کنیم که در کشور خودمان درس بخوانند و به این ترتیب جلوی خروج ارز هنگفتی که خرج تحصیل آنها می‌شود را بگیریم و در کنار ان با جذب دانشجوی خارجی درآمد زایی هم داشته باشیم. ولی یکی از پیش‌‌شرط‌ها برای تاسیس واحد بین‌المللی این بود این دانشکده‌ها در مناطق آزاد اقتصادی باشد،‌ نصف به‌علاوه یک نفر از دانشجویان خارجی باشند و تمام درس‌ها به زبان انگلیسی تدریس شود. ولی حالا می‌بینیم در افتتاح واحد بین‌المللی دانشکده دندان‌پزشکی تهران در محله خانی‌آباد، در همین تابستان، رییس دانشکده با افتخار اعلام می‌کند که در طی این چند سال موفق به جذب هفت نفر دانشجوی خارجی شدیم که تازه معلوم نیست از کجا آمده‌اند و ملیتشان چیست؟ عربند یا افعان! آیا هدف شما از تاسیس واجد بین‌المللی این بود؟ آیا در طی این چند سال به اهدافتان رسیدید؟
اول بگویم که من پاسخگوی تمام کائنات نیستم که بخواهم در مورد همه چیز صحبت کنم ...

اما شما بالاترین مقام وزارت بهداشت در حوزه دندان‌پزشکی هستید و باید پاسخ‌گوی سیاست‌های وزارت بهداشت باشید.
… نکته دیگر اینکه زمانی که مجوز دانشکده‌های بین‌المللی دندان‌پزشکی را صادر کردند بنده کاره‌ای نبودم و در تصمیم‌گیری، نظری هم از بنده خواسته نشد. اما وقتی می‌دیدیم که تعدادی از جوانان ما در دانشگاه‌های خارج از کشور به تحصیل مشغولند و چه مسائل فرهنگی و آفت‌هایی وجود دارد و سطح علمی دانشگاه‌ها کجاست، طبیعی بود که مقامات کشور ما اعم از مجلس و وزارتخانه‌ها بگویند چرا ما خودمان این دانشجویان را تربیت نکنیم که نه پولی از کشور بیرون رود و نه فرهنگ فکری جوانان ما تحت تاثیر قرار بگیرد. در مورد دندان‌پزشکی هم این مجوز به دانشگاه‌هایی داده شد که توان تربیت نیروها را داشتند. زمانی که ما توانستیم دخالت کنیم، اول گفتیم که به هر دانشگاهی مجوز ندهیم. دوم، دانشگاه‌هایی که مجوز گرفته بودند را ساماندهی کنیم. یکی از کارها این بود که پذیرش دانشجوی انها از طریق کنکور سراسری باشد. به این ترتیب یک رقابت عادی و منطقی میان واجدین شرایط برقرار ‌شد. اما نکته‌ای که جزو برنامه‌های ماست این است که ما به‌جایی برسیم که مانند بسیاری از کشورها بتوانیم با ارایه خدمات آموزشی به دانشجویان دیگر کشورها برای کشور درامدزایی کنیم و در کنار ان بتوانیم ایدئولوژی خودمان را به دیگر کشورها صادر کنیم. باید بتوانیم دانشجویان عراق و افعانستان و دیگر کشورهای منطقه را جذب کنیم. اما برای چنین کاری باید زیرساخت‌های مناسب را فراهم کنیم. اولا اینکه ما باید در سطح بین‌المللی حضورمان را اعلام کنیم. یعنی سایت‌های به‌روزی داشته باشیم که توان علمی و امکاناتمان را نمایش دهند. دوم اینکه باید بتوانیم زمینه را برای حضور و اموزش آنها فراهم کنیم. باید برای آنها خوابگاه تهیه کنیم، رفت و آمدشان را در نظر بگیریم، امکانات تحصیل را در نظر بگیریم. باید در دیگر کشورها، نمایندگی‌های ما حداقل در سفارتخانه‌ها منادی ما باشند. آنجا اطلاع رسانی کنند و اگر قرار شد آزمونی برقرار شود و افرادی انتخاب شوند، این امکان را فراهم کنند. ما در حال انجام این کارها هستیم. اما ممکن است سال اول به پنچ درصد از اهدافمان برسیم، سال دوم ده درصد و مثلا در ده سال آینده بتوانیم هفتاد درصد ظرفیتمان را با دانشجوهای کشورهای خارجی پر کنیم و سی درصد با دانشجوهای داخلی، یا دانشجویان ایرانی که مقیم خارج هستند و علاقه دارند برگردند و اینجا ادامه تحصیل دهند. این می‌شود برنامه استراتژیکی ما. خیلی چیزا باید با ما باید هماهنگ شود. این است که وقتی شما می‌فرمایید چهار سال قبل اهداف شما برای شعبات بین‌المل اینها بود و الان رئیس دانشکده بین‌الملل می‌گوید ما 7 دانشجوی خارجی گرفتیم، می‌گویم اتفاقا خیلی هنر است که توانسته 7 نفر را جذب کند؛ با این مشکلاتی که ما داریم و زیر ساخت‌هایی که هنوز مشکل دارند.

حالا با توجه به حداقل‌هایی که برای دانشکده های بین‌المللی در نظر گرفتید، فعلا کارنامه این چهار سال قابل قبول است؟
اهداف اولیه، بله. یعنی یک گروه از خانواده‌ها که دغدغه تحصیل بچه‌هاشان را داشتند که پشت سد کنکور مانده بودند و مجبور می‌شدند انها را با مخارج سنگین و تبعات فرهنگی به خارج بفرستند، الان این دغدغه برداشته شده است.

راستی! گویا بنا شده امکان شرکت مستقیم فارغ‌التحصیلان دندان‌پزشکی در آزمون تخصص برداشته شود و دندان‌پزشکان دوباره مجبور به گذراندن طرح دو ساله شوند؟
بله اما از سال ۹۲. این مساله را زودتر اعلام کردیم تا دانشجویان بتوانند از حالا برای این شرایط برنامه‌ریزی کنند. دلیل این تصمیم هم این بود که اساتید دانشگاهی ما می‌گفتند وقتی دانشجو بدون تجربه کاری و صفر کیلومتر وارد دوره تخصص می‌شود اصلا نمی‌داند انگیزه‌اش چیست. هنوز تصویر درستی از رشته‌های دندان پزشکی در ذهنش شکل نگرفته. اما اگر پیش از دوره تخصص بازار کار را تجربه کند رشته تخصصی را اگاهانه و بر اساس علاقه انتخاب خواهد کرد.

در گفتگوی چهار سال پیشمان اما حرف‌های دیگری می‌زدید. وقتی از شما پرسیدم چرا شرط گذراندن طرح برداشته‌ شده و امکان شرکت مستقیم در آزمون دستیاری ممکن شده، معتقد بودید با شرکت مستقیم دانشجویان در آزمون دستیاری، میان تحصیل آنها فاصله نمی‌افتد و دانشجویان فِرِش‌تر و با سطح علمی بالاتر در دوره تخصص حضور پیدا می‌کنند و گذراندن دوره طرح باعث افت علمی آنها می‌شود. حتی مرا متهم کردید که چون نتوانسته‌ام از این امتیاز استفاده کنم الان با طرح شما مخالفم. ولی دیدیم که بعد از چهار سال طرح شما با شکست مواجه شد.
  نه با شکست مواجه نشدیم. شرایطی پیش آمد که مجبور شدیم تغییر مسیر دهیم. یکی، همین نکته که اشاره کردم. دلیل دیگر اینکه می‌خواستیم میان ورودی‌های دختر و پسر توازن ایجاد کنیم. پیش‌تر با وزارت دفاع تعامل کرده‌ بودیم که دانشجوهای پسر ما بتوانند پس از گذراندن دوره تخصص، سربازی‌شان را بگذرانند. ولی سال گذشته در جذب برخی قبولی‌ها با وزارت دفاع به مشکل برخوردیم. در نتیجه توازن دوباره به هم خورد. توجیه وزارت دفاع این بود که به این نیروها نیاز داریم. از آن طرف سیستم شبکه ما نیز با کمبود نیرو مواجه بود. مجموعه این عوامل باعث شد برگردیم به موضع سابق.

اگر ده سال دیگر بخواهید کارنامه‌ی مدیریتیتان را مرور کنید، به خودتان چه نمره‌ای می‌دهید؟
ما متعقد به خرد جمعی هستیم. همین‌طور معتقدیم که ما معصوم و عاری از خطا نیستیم. موقعیت و شرایط روز را بررسی می‌کنیم، مشکلات و راه‌حل‌ها را در نظر می‌گیریم و آن چیزی که به عنوان راه‌کار به‌نظرمان می رسد انتخاب می‌کنیم. الان شما دارید اینجا من‌را بازخواست می‌کنید که چرا تعداد دانشکده‌های دندان‌پزشکی را زیاد می‌کنید و چرا دارید تعداد دندان‌پزشکان افزایش می‌دهید و بازار را اشباع می‌کنید. از طرف دیگر هم کمیسیون آموزش عالی مجلس ما را بازخواست می‌کنند که چرا شما ظرفیت دانشکده‌هاتان را افزایش نمی‌دهید و حتی ظرفیت‌ها را کم می کنید. طبق برنامه توسعه ما باید سال به سال چند درصد افزایش ظرفیت داشته باشیم و شما این کار را نکردید.

پس تایید می‌کنید افزایش شمار دانشکده‌ها به دلیل فشارهای سیاسی بوده است؟
خیر. اینها نماینده‌ مردم هستند، خواسته‌های مردم منطقه‌شان را بیان می‌کنند. وقتی می‌بینم که تولید دندانپزشک خوب بوده، ولی توزیع ناعادلانه است و به قول شما، به‌زور سرنیزه نمی‌شود یک نفر را از تهران به فلان جا فرستاد، چه باید بکنم؟ مگر اینکه یک ایده‌آل‌هایی را تعریف کنیم. ایده‌آل‌ ما این است که من امکاناتی را که در تهران برای شما وجود دارد، بردارم ببرم در فلان روستا.

به امکانات نیازی نیست. وقتی من در تهران هشت میلیون درآمد دارم اما بدانم در آن منطقه می‌شود شانزده میلیون حتی بدون امکانات هم حاضرم بروم
  نخیر، اتفاقا وقتی رفتی آنجا و بچه‌دار شدی و بچه‌ات گفت من می‌خوام کلاس زبان بروم، کلاس فلان می‌خواهم، یا حتی خانومت بیاد اونجا بپرسه اینجا کجاست که منو آوردی، بگوید من پول نمی‌خوام می‌خواهم کنار خانواده‌ام باشم، چه کار می‌کنی؟ کما اینکه خود شما هم تهران را ترجیح دادی به مشهد. مگر مشهد امکانات کم دارد؟ چون امکاناتی که توی تهران وجود دارد، صاحب‌نام بودن، مصاحبه کردن و ... تو رو ارضاء می‌کند، این می‌شود که می‌آیی تهران.

خوب، راه‌حلش چیست؟
راه‌حلش گزینش بومی و هدفمند است نه زیاد کردن بی‌هدف. کسی که بومی یک استان است به‌جای اینکه بیاید تهران، در دانشکده دندانپزشکی که در خود سنندج و اردبیل و کردستان می‌سازیم تحصیل کند. مردم شهرهای دیگر هم حق دارند دانشکده داشته باشند. وقتی در تهران چهار دانشکده (تهران، شهید بهشتی، شاهد و آزاد) و دو دانشکده بین‌المللی داریم، چگونه می‌توان استدلال کرد سنندج نباید دانشکده دندان‌پزشکی داشته باشد؟ خوب می‌شود اگر کمی در مورد این مسایل فکر کنیم. مگر یک دانشکده دندان‌پزشکی با۲۰-۳۰ فارغ‌التحصیل در سال، چه صدمه وحشتناکی می‌تواند به مملکت بزند؟

پس چرا مجوز تاسیس دو دانشکده بین‌الملی در تهران را صادر کردید؟
دست من نبود. اما من می‌گویم وقتی تهران دارد و باز هم می‌گیرد، چرا وقتی مردم یک استان تقاضا می‌کنند که ما هم دانشکده دندان‌پزشکی می‌خواهیم و به مراکز دندانپزشکی احتیاج داریم، ما هم می بینیم راست می‌گویند و ندارند، به آنها دانشکده ندهیم؟ اگر پرداختی به دندان‌پزشک هشت یا ده میلیون تومان هم باشد، کسی حاضر نیست در مناطق محروم کار کند. طرف می‌گوید اگر اینجا راننده تاکسی باشم بهتر است تا اینکه بروم جایی که امنیت و امکانات نیست. الان برخی مراکز درمانی با اینکه پنج میلیون تومان پرداختی برای پزشک خانواده تعیین کرده‌اند خالی مانده. چون پزشکی تربیت نکرده‌اند که بومی آن مناطق باشد یا تعهد گرفته باشند که در ان مناطق خدمت کند. اما ما پذیرش‌مان را بومی کردیم تا فرد در همان استان تربیت شود و در همان استان بماند.

بالاخره نگفتید که به کارنامه کاریتان، ده سال دیگر، چه نمره‌ای می‌دهید؟
  نمی‌دانم. اولا شما دعا کن من تا ده سال دیگر زنده باشم. ثانیا همه چیز با هم هماهنگ باشد. اگر من با این ایدئولوژی جلو بروم و یک عده هم در حال مخالفت باشند و نگذارند، به جایی نخواهم رسید. اگر تمام الزامات در اختیار من بود و تمام مصوباتی که فکر می‌کردم باید پشتوانه این طرح‌ها و عملیات باشد، مجلس تصویب می‌کرد و هیچ تغییری در آنها اتفاق نمی‌افتاد، مطمئن ‌بودم که طرح و عملیاتم موفق خواهد بود. ولی اگرهایی هست، پس‌فردا رئیس‌جمهور عوض می‌شود، کابینه عوض می‌شود، نماینده‌های مجلس عوض می‌شوند و ممکن است کسانی که سر کار می‌آیند بگویند این برنامه استراتژیک که فلانی نوشته، بی‌خود نوشته!

در حرف‌هایتان به تصمیم‌گیری بر اساس خرد جمعی اشاره کردید. بسیاری از کارشناسان حوزه دندان‌پزشکی معتقدند تصمیمات شما در وزارتخانه بر مبنای خرد جمعی نیست و تصمیمات، فردی یا در جمع‌های کوچک و اتاق‌های در بسته گرفته می‌شود. دست‌کم اینکه خیلی از افراد حاصب‌نظر در تصمیم‌گیری و سیاست‌گزاری به بازی گرفته نمی‌شوند. نظر شما در این مورد چیست؟
شما بیشتر در ارتباط با گروهی هستید که نظرات مخالف دارند و در جمع آنها بیشتر حضور دارید؛ تا جمعی که نظراتشان به این سمت و سو است. ما متولی ۷۵میلیون جمعیت هستیم، متولی دندان‌پزشکان و منافع آنها نیستیم. اگر بنا بود من متولی منافع دندان‌پزشکان باشم، باید جلوی دانشکده‌های دندان‌پزشکی را بگیرم تا دندانپزشک تولید نشود. هرچه دست کمتر، درآمد افراد بیشتر؛ دندان‌پزشکان افتخار کنند که سه‌ماهه نوبت می‌دهند، افتخار کنند که هر کسی را نمی‌بینند. اما ما نگران نیاز مردم هستیم، نگران پاسخ‌گویی به مردم هستیم، چون خدمات درمانی در دسترسشان نیست. من باید به مردم فکر کنم که اگر مجوز شش دانشکده به تهران دادیم یکی هم به اینها بدهیم.

لطفا اشاره‌ای هم به راه‌اندازی دوره‌های فلوشیپ و فوق تخصص دندان‌پزشکی کنید
یکی از اقدامات افتخار آمیزی که انجام دادیم و در دندانپزشکی ایران نشده بود، راه‌اندازی دوره های فلوشیپ بود. از سال هشتاد و چهار که مسئول شدم، فلوشیب‌های دندان‌پزشکی را در رشته‌های مختلف راه‌اندازی کردم. ما حدود ۱۴فلوشیپ را تعریف کردیم؛ مثل فلوشیب‌های پروتز، ایمپلنت، جراحی، دندان‌پزشکی بیمارستانی کودکان که به دانشگاه‌هایی که توانایی ارایه این فلوشیپ‌ها را داشتند، ابلاغ شد.
دو رشته PHD هم تعریف و راه‌اندازی کردیم؛ دندان‌پزشکی جامعه‌نگر و مواد دندانی. دندان‌پزشکی جامعه‌نگر را با همکاری دانشگاه فنلاند، در شهید بهشتی راه‌اندازی کردیم و بعد با کمک فارغ‌التحصیلان همین دانشگاه این دوره را مستقلا در سه مرکز بهشتی، تهران و کرمان برگزار کردیم.
در حال برنامه‌ریزی با دانشگاه شهید بهشتی برای تعریف فوق‌تخصص دندان‌پزشکی بیمارستانی کودکان و PHD اندودنتولوژی هستیم که مورد دوم قرار است برای کار تحقیقاتی در زمینه اندو راه‌اندازی خواهد شد و وارد حوزه بالینی نخواهد شد. در مورد این رشته‌ها هنوز در حال کار کارشناسی هستیم و طرح به تصویب نهایی در وزارتخانه نرسیده است.


کاربر مرتبط:  اکبر فاضل | Fazel
سیامک شایان امین | Shayanamin

بازگشت به فهرست


دکتر علی صابر


در مورد تربیت کاردان بهداشت دهان و دندان اگر باز هم بی برنامه عمل کنید باعث دریافت نتیجه معکوس خواهد شد.

نام گفتاورد
دکتر علی راد


دکتر اکبر فاضل قریب سه دهه است در مسندهای مختلف ریاست حضور داشته که هیچ یک از آن ها در «معاونت سلامت» و به طور کلی در حوزه سلامت نبوده است! ایشان عضو هیأت علمی دانشگاه بوده، سوابق ایشان هم ریاست دانشکده دندان پزشکی و حوزه «آموزش دندان پزشکی» است. این برادر حتی یک کار اساسی در زمینه سلامت دهان نداشته اند.
این کارنامه ایشان است:

www.irden.ir/site/afazel/


در لیست طولانی افتخارات این عزیز یا ریاست است یا آموزش و یا درمان دندانسازی. تز دکترا را در زمینه جراحی و تز تخصصی را هم در زمینه شیب کندیلی نوشته اند. نگاهی به عملکرد ایشان در تزهایی که راهنمایی کرده اند و کارهای اجرایی نیز دغدغه های او را نشان می دهد. دوره های متعدد گذرانده شده این برادر هم که در زمینه ایمپلنت و آموزش های پول‌ساز بوده است. بگذریم که محل چاپ بسیاری از مقالاتشان نیز در مجله جامعه اسلامی یا دانشکده تحت ریاست خود ایشان بوده است.

چطور ایشان متوجه نیستند حوزه وظائف و اختیاراتشان چیست؟


اتفاقن مسؤول سلامت دهان کشور که متولی اصلی سلامت مردم است (دکتر خوش نویسان) در مصاحبه با ایردن، صریحاً به روش دکتر فاضل معترض است و روش ایشان را در افزایش تعداد دندان پزشکان برای جامعه ایران چیزی شبیه فاجعه می داند! این هم فایل آوانمای مصاحبه دکتر خوش نویسان:

www.irden.ir/site/khoshnevisan/


یک بام و دو هوا که نمی شود!

مدیرکل سلامت دهان سال ها سابقه تحصیل در امریکا و استرالیا در زمینه «دندان پزشکی اجتماعی»* و پی‌.اچ.دی آن را دارد، از سه دهه پیش مسؤول بهداشت دهان و دفتر سلامت دهان بوده و در کارنامه او موارد متعدد پژوهش در این زمینه هست و در حال حاضر هم نه تنها در دانشکده دندان پزشکی شهید بهشتی به تربیت متخصصین دندان پزشکی اجتماعی مشغول است، بلکه کارهای پژوهشی و حتی درمانی ایشان نیز همه در زمینه هایی مرتبط با جامعه می‌باشد. آیا ایشان که هم سطح دکتر فاضل مسؤولیت دارد صلاحیت ورود به این ادعا ها را دارد و یا دکتر فاضل که بلافاصله بعد از رفتن از دفتر آموزش دندان پزشکی و یا ریاست دانشکده، دغدغه دنچر و کراون و بریج بیماران را دارد متولی سلامت مردم است؟!!

صادق باشیم و گمان نکنیم که دندان پزشکان و مردم، اگر سکوت می کنند، متوجه واقعیت ها نیستند.



* Community Dentistry
نام گفتاورد
محمد قلی پور
گفتاورد
دکتر علی راد نوشته است:

دکتر اکبر فاضل قریب سه دهه است در مسندهای مختلف ریاست حضور داشته ... صادق باشیم و گمان نکنیم که دندان پزشکان و مردم، اگر سکوت می کنند، متوجه واقعیت ها نیستند.
افزایش دندانپزشکان واقعا یک فاجعه است و مثل یک بمب خوشه ای هر تکه به تنهایی می تواند منفجر شود. بعضی از دندانپزشکان عاشق کارشان نیستند و به دلایل تجاری و درآمد دوستدار این حرفه بودند که وارد صنعت و حرفه دندانپزشکی شده اند. همه دندانپزشکان هم تهران را هدف قرار داده و خواهان این هستند که در تهران مطب یا کلینیک تاسیس کنند.
به گفته دوستی: " این مطبه که با ماهی 5 تومن و 6 تومن جواب نمیده، بزار کلینیک فلان جا راه بیافته بعدا بهت میگم چطوری پول درمیاد."

به واقع جای یک سری دندانپزشک در عرصه مدیریت خالی است. هرچند مدیریت خود یک تخصص است و نیاز به تجربه در زمینه مدیریت هست و علاوه بر داشتن تجربه و تخصص، باید ذاتی و در خون خود انسان باشد.
نام گفتاورد
نبیل
در دهه 1370 زمانی که دکتر اکبر فاضل بر ریاست دانشکده دندان پزشکی تهران تکیه زده بود، ضمن حفط ارتباطات سیاسی با مراکز قدرت، روزی همراه کاسه لاستیکی و تری و آلژینات به مجلس رفت تا از برخی نمایندگان که با ایشان رفیق بودند قالب گیری کند و برایشان دندان یسازد. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ...
نام گفتاورد
انجمن دندان پزشکی ایران


نگاه کمیت‌گرا اعتماد عمومی به جامعه دندان پزشکی را خدشه‌دار خواهد کرد.

با نگاهی گذرا به وضعیت سیاست گذاری آموزش دندان پزشکی در طی سالیان اخیر می‌توان دریافت که این حوزه باید مورد توجه و تامل جدی قرار گیرد.
افزایش جذب دانشجویان با صدور بی‌رویه مجوز تأسیس دانشکده‌های متعدد و دانشکده های بی مسمّای بین المللی، بدون ظرفیت‌سازی های لازم سخت افزاری و نرم افزاری و گاهاً بر اساس درخواست های آمرانه نشان از عدم سیاستگذاری صحیح و اصولی در حوزه آموزش دندان پزشکی دارد.
متأسفانه باید اذعان کنیم که فقدان فضای فیزیکی مناسب، کمبود تجهیزات لازم، کافی نبودن تعداد هیئت علمی و از همه مهمتر عدم ظرفیت مناسب منطقه‌ای و شرایط داخلی ضرورت تأسیس دانشکده‌های دندان پزشکی نوظهور را از استانداردهای لازم دور کرده است. جذب دانش‌آموزان نخبه، مستعد و باهوش که با داشتن بالاترین نمرات کنکور و به امید پرورش در فضای مناسب آموزشی به این دانشکده‌ها فرستاده می‌شوند نتیجه‌ای جز احساس یأس، افسردگی و بی انگیزگی آنها را به همراه نخواهد داشت و طبیعی است که پیامد این امر کاهش جدی سطح آموزش است که منجر به سرخوردگی و کم‌توانی در ارائه خدمات دندانپزشکی می‌شود و نهایتاً دود این تصمیمات غلط و نتایج آن به چشم مردم شریف و نیازمند کشور خواهد رفت. علاوه بر آنچه گفته شد شاهد فارغ التحصیلانی خواهیم بود که علی‌رغم هوش وافر و ظرفیت بالای علمی آن گونه که باید نتوانسته‌اند بهره کاملی از ظرفیت موجود در دانشگاه برده و مهارت های عملی خود را توانمند سازند و بالاجبار پس از فارغ التحصیلی به منظور پر کردن خلاء‌های علمی و عملی خود جذب دوره‌های آموزشی کوتاه مدتی می‌شوند که عمدتاً استانداردهای لازم را به دلیل عدم نظارت کامل از سوی نهادهای ذیربط ندارند.
در همین راستا اجبار به گسترش دوره‌های تخصصی به دانشکده‌های دندان پزشکی که برخی طبق گـزارش گـروههای کارشناسی اعزامی از طرف دبیرخانه شورای آموزش دندان پـزشکی و تخصصی نیز فاقد حداقل شرایط پذیرش دستیاری بوده‌اند بسیار سؤال برانگیزتر است.
صراحتاً اعلام می‌کنیم که مخالف گسترش دانشکده‌های دندان پـزشکی و پرورش نیروی متخصص برای کشور نیستیم ولی معتقدیم انجام این امر بایستی اولاً بر اساس نیازسنجی علمی و کارشناسی و ثانیاً بر پایه استانداردهای معتبر علمی صورت پذیرد نگاه و نگرش کمیت گرا که صرفاً بالا بردن آمار و ارقام را سرلوحه فعالیت خود ساخته است نه تنها در دراز مدت مشکل بهداشت و درمان مردم را حل نخواهد کرد بلکه با ازدیاد افراد غیر توانمند اعتماد عمومی را به جامعه دندانپزشکی ایران که سالیان سال از اعتبار و توانمندی بالایی در داخل و خارج از کشور برخوردار بوده خدشه دار خواهد کرد.
بارها دغدغه مسئولین مبنی بر ازدیاد تعداد دانشکده ها پیشگیری از اعزام بیشتر جوانان جهت تحصیل در رشته دندان پزشکی به خارج از کشور اعلام شده است. سوال مطرح این است که آیا با وجود افزایش چند برابری دانشکده های دندانپزشکی تعداد فارغ التحصیلان خارج از کشور که به میهن بازگشته اند کاهش یافته است؟ در حالی که همه ساله شاهد افزایش تعداد شرکت کنندگان در امتحانات جایابی فارغ التحصیلان خارج از کشور هستیم .
سوال دیگر در مورد تاثیر ازدیاد دندانپزشک و ارتباط مستقیم آن با سلامت دهان و دندان مطرح می شود این است که آیا افزایش تعداد دندانپزشکان طی سالهای اخیر منجر به بهبودی شاخصهای سلامتی مثل DMFt شده است یا خیر؟ در حالی که شواهد متاسفانه نشانگر افزایش این شاخص بوده است.
این زخمهای عمیق چنانچه به سرعت و دقت مورد درمان صحیح و اصولی قرار نگیرند همچون عارضه‌ای مزمن به درمان پیچیده و پرهزینه‌ای نیاز خواهد داشت که ممکن است از توان مدیران مجرب هم خارج باشد.
مسلم است تا مسئولین امر استراتژی روشن و واضحی در خصوص امر آموزش و خدمات ندارند وضع به همین منوال خواهد بود،وشاید به مراتب عمق فاجعه عمیق و عمیق‌تر گردد. در پایان ضمن باور به اینکه اکثر اعضای محترم شورای آموزش تخصصی دندانپزشکی وزارت متبوع از قصد و نیت خیر برخوردار بوده و اقدامات مفید و دلسوزانه‌ای نیز در کارنامه خود دارند، اعلام می‌کنیم آنچه گفته شد دغدغه ها، نگرانی و نقدهای مشفقانه است که حرف دل بسیاری از اساتید، صاحبنظران و دلسوزان و کارشناسان امر آموزش دندانپزشکی است که از سر خیرخواهی می‌گویند وما نیز به روش های دیگر آن را به مسئولان انتقال داده ایم و امیدواریم موارد ذکر شده با نگاه مثبت و با دقت مورد نظر قرار گیرد و اعلام می کنیم چنانچه تصمیمات مهم و بنیادی مرتبط با آموزش دندانپزشکی با مشورت اهل فن و خصوصاً انجمنهای علمی صورت پذیرد و نظرات کارشناسی آنان به طور جدی مورد توجه قرار گیرد، آنچه در عمل اتفاق می افتد از پشتوانه علمی و استحکام بیشتری برخوردار بوده و قطعاً حمایت قاطبه جامعه دندان پزشکی کشور را به دنبال خواهد داشت.

نام گفتاورد
روژین ارین
به شدت مخالف هستم.در 10 سال اینده وضعیت دندان پزشکا هم مثل پزشکان عمومی میشه.
نام گفتاورد
پگاه علیزاده | Alizadeh
بسمه تعالی

ریاست محترم انجمن دندان پزشکی ایران جناب آقای دکتر اخوان آذری

ضمن عرض سلام، با توجه به مصاحبه ی آقای دکتر فاضل توسط آقای دکتر شایان در خبرنامه انجمن دندان پزشکی ایران، شهریور 1392 نسبت به کلیه ی فارغ التحصیلان خارج از کشور توهین شده است. خواهشمندم دستور فرمایید نسبت به اقدام فوق عذرخواهی صورت گرفته و از تکرار چنین مواردی در آینده جلوگیری شود.

با سپاس فراوان
نام گفتاورد
قائنیان | Qaenian
تا کی باید 20 روز کار کنیم تا بتونیم خرج 30 دقیقه کار شما دندانپزشکا رو بدیم؟! مگر شما چه زحمتی بیشتر از اون فارغ التحصیل کارشناسی ارشد شریف و تهران و ... کشیدید؟! احساس من نسبت به تکبری که قشر دندانپزشک داره اصلن خوب نیست. خیلی باسوادتر و زحمت کشیده تر از شماها هستند، شما هم یکی از اونا؛ چرا بیشتر طلب می کنید؟
نام گفتاورد
دکتر آیرج کی پور | Keipour

شهروند گرامی

اگر همه مردم بیمه ای داشتند که هر گونه درمانی را زیر پوشش می برد، رابطه درمان گر و درمان خواه(بیمار) نمای دیگری داشت. زمانی که شخصی جانش را در اختیار پزشک قرار می دهد (هر چند به ناگزیر)، ارزش این اعتماد را نمی توان با ریال برآورد کرد. به همین گونه، ارزش کار یک پزشک را در درمان و نجات یک انسان از رنج و نیستی، نمی توان با معیار اقتصادی سنجید.

دیدگاه شما در باره دستمزد یک دندان پزشک در جریان واقعی زندگی چندان کارامد نیست. آیا می توان به یک فوتبالیست گفت که چون شما دیپلمه هستید، باید دستمزدی برابر یک کارمند دیپلمه بگیرید؟ یا به یک هنرمند و مخترع و ...

در ایران دستمزد دندان پزشکان با برآورد هزینه های مطب بالا نیست. یا سطح درآمد شخص پائین است و هزینه درمان دندان پزشکی آن طور که نوشته اید برابر 20 روز کارش می شود، یا هزینه سلامتی و پزشکی در سیاهه هزینه ها پیش بینی نمی شود و پرداخت این خدمات گزنده است!!

شما حق دارید از دسترس نبودن خدمات ارزان تر دندان پزشکی گله مند باشید ولی راه چاره همان بیمه کامل همگانی و بالابردن قدرت خرید مردم است نه کاهش سطح کیفیت خدمات دندان پزشکی با کاهش دستمزد درمان گران.

با احترام
آیرج کی پور

نام گفتاورد
دکتر محمدعلی افتخاری | Eftekhari
جای خوشوقتی است که همکار خوبم آقای دکتر کی پور صرف وقت کرده و مطلب مستندی در باره ارزش کار دندان پزشک و لزوم بیمه همگانی در این تریبون آزاد نوشته است.

در گذشته اشتباهات و تعبیرات نا صوابی در مورد دندان پزشکان شده است. برای جبران آن بایستی پست معاونت دندان پزشکی در وزارت بهداشت وهمچنین در تشکیلات نظام پزشکی به وجود آید و اختیارات نظام پزشکی در حد قابل ملاحظه ای افزایش پیدا کند. آن وقت حضور دندان پزشکان مبتکر، فعال و دلسوز در سمت های یاد شده؛ با کمک مجلس شورا، سبب تحول لازم در این رشته ی مهم خواهد شد.

دکتر محمد علی افتخاری
نام گفتاورد
قائنیان | Qaenian
خواهش می کنم نظرات من را حذف ننمایید. این حد از دستمزد، خارج از هزینه تحت پوشش بیمه است. تو کجای دنیا درآمد پزشک با درآمد متوسط جامعه این قدر فرق داره؟ نسبت درآمد کادر پزشکی -روی سخن با دندانپزشکان و متخصصان است- نسبت به متوسط سایر اقشار جامعه چرا این قدر بالا است؟ شما یک جستجو تو اینترنت بکنید ببینید که مملکت ما تو این مورد روی آمریکا رو هم سفید کرده. اروپا که عموما دستمزدها تقریبا برابره (با احتساب تعداد سالهای کاری و زمان لازم برای آموزش). سایت الف نوشته درآمد متخصص 37 برابر درآمد متوسط جامعه است!! هیچ کشور پیشرفته ای تو دنیا این معضل رو نداره.

ایران، بهشت پزشکان متخصص
رضا پارسانسب -اینترن دانشگاه علوم پزشکی تهران
دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۲

وقتی که همه باید امتحان ملی رو برای گرفتن مدرکشون پاس کنند، چرا باید انحصار وجود داشته باشه؟
این توزیع ناعادلانه ی درآمد از طریق افزایش بیکاری، فقر و کاهش موالید و به انحطاط بردن اخلاق در جامعه، به زودی دامنگیر همه میشه.
نام گفتاورد
Atousa M
نکاتی را به عنوان یک فرد مطلع به طور خلاصه، در پاسخ به کاربر محترمی که پیوند صفحه ی «ایران، بهشت پزشکان متخصص» را در این تریبون گذاشته اند، ذکر می کنم:
قبل از بحث، توصیه می کنم ا یشان مجدد سری به همان آدرس بزنند و نظرات کاربران در زیر مطلبی را که توسط یک دانشجوی پزشکی نوشته شده، به دقت ملاحظه کنند:

«ایران، بهشت پزشکان متخصص» - نویسنده: یک دانشجو

۱- تا پیش از سال ۲۰۰۹ ارزش دلار به ریال بسیار متفاوت با امروز بود و می دانیم که الان بهای دلار بیش از سه برابر آن سال هاست. نرخ تورم چطور؟! در اوایل سال ۹۲ در خوش بینانه ترین حالت حدود ۴۰% تورم داشتیم.

۲- مقایسه میانگین درآمد پزشکان متخصص یک بیمارستان غیردولتی تهران با کشورهای دیگر، مقایسه ای از اساس نادرست است! این بیمارستان الگوی مناسبی برای همه بیمارستان های موجود در کشور، خصوصا مراکز درمانی دولتی و همچنین در استان های محروم نمی تواند باشد.

۳- برای مقایسه درآمد، گرفتن «میانگین» درآمد پزشکان متخصص قابل تعمیم به همه اقشار پزشکان نیست؛ بلکه باید «میانه» یا «نما» را محاسبه کرد.

۴- قطعا درآمد رشته های تخصصی پروسیجردار مثل رشته های جراحی و ... با رشته های تخصصی بدون پروسیجر مثل رشته های داخلی و اطفال،متفاوت است. در نظر گرفتن میانگین درآمد تمام رشته های تخصصی با هم -مخصوصا در ایران- اشتباه دیگری است که موجب تورش در نتایج می شود.

۵- نکته بسیار مهم دیگر این که متولی اصلی سلامت و بهداشت مردم، دولت است. دولت باید بستر های لازم برای دسترسی آسانِ همه اقشار جامعه به خدمات پزشکی و دندان پزشکی را فراهم نماید.

۶- در سال های اخیر شاهد چنان شیب فزاینده ی
نرخ تورم بودیم که تعادل عرضه و تقاضا را به هم زده و هزینه های پایه برای ارایه خدمات پزشکی و دندان پزشکی -مثل بسیاری از خدمات مانند مهندسی ساخت وساز، خدمات کشاورزی و...- نیز افزایش یافته است

۷- بعضی اقشار در مشاغل آزاد بدون نیاز به تحصیلات عالیه درآمد های هنگفتی دارند و نظارت درستی بر درآمد و مالیات آنها نیست. نرخ واقعی ارایه خدمات این گروه مشخص نیست، ولی تعرفه ویزیت پزشکان هر ساله زیر نظر نظام پزشکی و دولت تصویب و ابلاغ می شود! به اعتراف خود متولیان، در تعیین تعرفه سالانه، نرخ تورم به طور کامل در نظر گرفته نمی شود. پس درصدی از پزشکان و دندان پزشکان باید نرخ تورم را متحمل شده و از سوی افراد کم اطلاع، مورد اتهام واقع شوند که مسبب افزایش هزینه ها و تورم هستند!!

۸- در نهایت باید عرض کنم که من حدود بیست سال است که طبابت می کنم. در کلینیک های دولتی حق ویزیت پزشک متخصص همین الان با بیمه ۱۸۵۰۰ ریال (هزاروهشتصدوپنجاه تومان) و آزاد ۸۱۰۰۰ ریال (هشت هزاروصدتومان) است! اگر درصد اندکی از پزشکان و دندان پزشکان درآمدهای بالایی دارند، نباید همه پزشکان متخصص وغیر متخصص را با یک چشم نگاه کرد. به نظر من ما متهم اصلی را رها کرده و به دنبال حواشی هستیم! یک علت اصلی این همه نابسامانی، نبود بیمه همگانی و توزیع ناعادلانه ی خدمات بهداشتی در نواحی مختلف کشور است.

۹- حیف است که از مسوولیت آن ها که به تعهدات خود عمل نکرده و نمی کنند غافل شویم و کسانی را که طی سال ها، مدیریت سلامت را دچار این شرایط بی انضباط کرده اند نادیده بگیریم و بعد با حرمت شکنی و بی احترامی به یکدیگر، اجازه ی تداوم خرابی ها و تخریب بیشتر را به اشخاص بی کفایت بدهیم.

بااحترام – دکتر آ.م
بهار ۱۳۹۳
نام گفتاورد
 
متن پیام*
Upload files and imagesDrag files here to upload
Drag files here
هیچ نوشته ای یافت نشده است.
Send Cancel
محافظت در مقابل ربات های اسپم (کپچا)
بارگذاری تصویر
 

برای امکان اظهارنظر، باید به ایردن وارد شده باشید


The Singularity Is Near

Ray Kurzweil