باز کنگره دیگر در راه است | دکتر یاوریان

باز کنگره دیگر در راه است | دکتر یاوریان

باز کنگره دیگر در راه است و ما هم بار و بندیل و بستیم و بلیط آماده در دست  منتظر فرا رسیدن روز موعود؟!
راستش من یه جورایی  عادت کرده این کنگره ها هستم و به نوعی معتاد …. حال چرا ؟ عرض میکنم . بیش از ۲۵ سال است که غیر از یکی دو کنگره سالانه بدون استثنا در همه کنگره ها شرکت کرده ام و هنوز هم علاقه ام کم نشده که هیچ هر روز بیشتر از دیروز علاقه ام بیشتر میشه. سنگینی کار دندان پزشکی بر کسی پوشیده نیست و بدترین قسمت کار سر و کله زدن با بیمارا هستش، ولی وقتی پای کنگره میاد وسط یادآور تجدید خاطرات…. دیدن دوستان قدیمی… آشنایی با تازه های علمی و بالاخره تازه های لوازم و تجهیزات دندانپزشکی است و باور بفرمایید تنها چیزی که فکرش را نمی کنم امتیاز باز آموزی آن است و گواهش اضافه امتیازی است که هر دوره ۵ ساله معمولا سی چهل امتیاز همیشه زیاد داشته ام …..کنگره و محیط آن آنقدر برایم جذاب است که شاید باور نکنید از دو سه هفته قبلش معمولا آنقدر انرژی پیدا میکنم که تخت گاز تو مطب کار کنم به امید آنکه چند روزی را در این کنگره کیف خواهم کرد …. همکارایی که تهران تشریف دارند این دید را شاید نداشته باشند و معمولا یا برای امتیازش میاند و یا اگر هم برای چیزایی غیر از امتیاز بخواند کنگره بیاند آنقدر درگیر امامزاده شان ( مطب و عرض میکنم) هستند که مجالی پیدا نمی کنند که لذتی که من و امثال من شهرستانی از کنگره می بریم را درک کنند. ما به طور کل از مطب می بریم و شش دونگ در خدمت کنگره هستیم؟!

برج میلاد و هوای بهاری تهران و بی دغدغه مطب …. پیاده می رم اون بالا و اولین جا ، سالن اصلی می رم و همینطور که به حرف های سخنران جسته و گریخته گوش می کنم برنامه های اون روز رو مرور کرده و از کتابچه برنامه کنگره ، مورد علاقه هایم  را انتخاب میکنم و…. مقداری حس میگیرم و خوش میگذرونم …. چه جوری حس میگیرم ؟…. باور کنید سخنران چرت و پرت هم بگه من حال و هوای مرور خاطرات و تجربیاتم تداعی میشه ، کارهایم را در مطب ارزیابی میکنم.  کلی الهام برام میشه در مورد ابتکاراتم در مطب  ، و همچنین اشتباهاتی که داشته ام کلی فکر میکنم و  چه خلاقیت هایی که شکوفا میشه …… باور بفرمایید اونقدر مغزم در مورد رشته ام و فعالیتم در مطب به کار میافته انگار هیپنوتیزم شده ام ….. سخنرانان شیک پوش خوش تیپ و با کلاس که بعض هایشان هم آشنا هستند یا استادم بوده اند یا هم دانشکده ( ماشاالله از شهید بهشتی هم که کم استاد و سخنران نداریم؟!) را وقتی میبینم یک احساس خوبی به من دست میده و خودمو در جمعی احساس میکنم که دوستشان دارم و بهش افتخار میکنم …….

چقدر دوست دارم وقتی ساعت ده ونیم میرم بالا تا  کیکی و نسکافه ای نوش جان کنم…..دوستی قدیمی و هم دانشکده ای که بیست ساله ندیدمش…. اوه ه ه ه حسین آقا …. تو هستی؟ …. وای موهات چقدر سفید شده!؟ ….. هنوز هم تو بندری؟ ….. با یادآوری تبعید گاهم (بندر عباس ) و یادآوری پیر شدنم شاید بگید که کیک و نسکافه کوفتم بشه ….ولی نه مگه غیر از ذکر واقعیت ها چیز دیگری هست … پا گذاشتن به پنجاه سالگی و زندگی بیست ساله در بندر کجاش عیب داره که ناراحت بشم با خنده جواب میدم که….. دکتر! شما هم چقدر خوش تیپ شدی ….بیست سال چقدر زود گذشت؟ …. و …. با یادآوری اینکه من قبرم رو هم تو بندر خریده ام موضوعو عوض میکنم و از زن و بچه اش میپرسم و خاطرات هست که به سوی هم پرتاب میکنیم …..

 تو راهرو محل کنگره قدم میزنم…. به شرکت ها سر میزنم و…. و از اینکه همکارایی را میبینم که با دو دست پر پلاستیک مثل وزنه بردارا بار سنگینی را حمل میکنند دل چرکین میشوم …. چقدر بدم میاد از اینکه میبینم همکارا جلو آدامس اوربیت صف بسته اند و نام مینویسند و …. وقت ارزشمند شان را صرف میکنند تا آدامسی … خمیردندان و مسواک مفتی که کلی بروشور و تبلیغ بهش وصله رو میگیرند حالم به هم میخوره …. ولی خوب دنیا همینه زشت و زیبا …. همه جا همینطوره زیبایی مطلق وجود نداره …. همین صحنه ها رو هم به عنوان یک جوک و صحنه با مزه میبینم و میخندم…..من اکثرا خرید هایم را به صورت عمده در همین کنگره ها انجام میدم و بماند که همین کنگره ها فرصتی برای شرکت ها هست که جنسهای بنجلشان را آب کنند ولی خوب اونقدر کلاه سرم رفته که بتونم گلیم خودمو از آب بکشم بیرون…..

 بعد وقت نهار میرسه….. یادمه یه روز دخترمو برده بودم با خودم چه کیفی میکرد وقتی میدید همکارا غذا گرفته اند و رو زمین پهن کرده و سه چهار تایی میگند و میخندد و غذا میل میکنند. معمولا جا به اندازه برای نشستن نیست و چه راحت سکویی …چمنی…. پیدا میکنند و میشینند و غذا میخورند …. دخترم میگفت بابا باورم نمیشه اینا همه شان دکترند؟!….

اگه بگم از سخنرانی ها استفاده میبرم فراوان،  دروغ گفته ام ولی خداییش همینکه مطالبی جسته و گریخته به گوشمون میخوره و یادآور این موضوع هست که دانشمونو بایستی به روز کنیم خودش غنیمتی است . من احساس میکنم که برای هر همکاری از اهم واجبات است که در این کنگره ها حداقل این تذکرات گوشزد بشه که :  آییییی دکتر از دانش روز عقب نمونی آآآآ …..    و خوب خدا وکیلی از بعضی از سخنرانی ها هم می آموزم و استفاده میبرم و انگیزه ای میشه که برم و مطالعه بکنم  ….   قرار گرفتن در جو کنگره واقعا عرض میکنم،  بخصوص برای همکاران تازه کار از واجبات یک مطب داری نرمال است ….. ما جایی را نیاز داریم که هر سال حداقل سه چهار روزی را از کار و تفریح دست بکشیم و دوره یک ساله مطب داری را بررسی کرده و شکست ها و موفقیت هارا ارزیابی کرده و در جوی که تماما حرفه مان را یادآوری میکند بتوانیم برای سال بعد خودمون برنامه ریزی کنیم و خلاقیت هایمان را برای بهتر شدن شغلمان شکوفا کنیم و این برای حرفه مان به قول آخوندا از اهم واجبات است …. ما در مسافرت ها هم از شغلمان میبریم و چند روزی از جو کار و مطب راحت میشیم ولی معمولا این مسافرت ها برای جمع بندی و ارزیابی روند کلی زندگیمان خوب است … ولی کنگره ها محلی است که در جو دندانپزشکی هستیم ولی در قسمت خوباش تمرکز داریم و از دردسرها فارغ هستیم. به امید دیدار.


کاربر مرتبط:  حسین یاوریان | Yavarian
منبع:  ایران دنتیست

بازگشت به فهرست


 
متن پیام*
Upload files and imagesDrag files here to upload
Drag files here
هیچ نوشته ای یافت نشده است.
Send Cancel
محافظت در مقابل ربات های اسپم (کپچا)
بارگذاری تصویر
 

برای امکان اظهارنظر، باید به ایردن وارد شده باشید


The Singularity Is Near

Ray Kurzweil