جستجو:
 

داستان | بیمار و دندان‌پزشک (نمایشنامه) | احمدی داستان | بیمار و دندان‌پزشک (نمایشنامه) | احمدی

ویلیام سارویان، سی و یکم آگست1908 در فرزنوی کالیفرنیا آمریکا به دنیا آمد. در هشت سالگی به روزنامه فروشی و در سیزده سالگی به عنوان تلگراف چی مشغول به کار شد، کار نوشتن را از همان اوان جوانی شروع کرد.
در سال1934 وقتی اولین داستان کوتاه خود را در مجله  whit Bumetis story به چاپ رسانید، اعجاب و تحسین بسیاری از نقادان و نویسندگان آمریکا را بر انگیخت. از آن به بعد جای خود را در میان نویسندگان به نام آمریکا با نوشتن بیش از چهل کتاب قصه و نمایشنامه باز نمود.

داستان |بد زخم | ایران شاهی داستان |بد زخم | ایران شاهی

بد زخم روایتی است از کشیدن یک دندان عقل. دندان عقل و سرانجامش قرابت ظریف و زیبایی با زندگی راوی پیدا می کند.
این داستان در شماره 47 ماهنامه همشهری داستان در صفحه 112 به چاپ رسیده است.

درد تروما | دکتر آیرج کی پور  درد تروما | دکتر آیرج کی پور

دختر بچه ای 7 ساله، روی صندلی یونیت، آرام و بی صدا نشسته بود و مات و مبهوت به دندان پزشک نگاه می کرد. از همان ابتدا مشخص شد استخوان فک بالا شکسته است و 4 دندان شیری پیش و پیشین لق شده اند. دندان پزشک به مادر دختر بچه گفت:« چاره ای نیست. باید دندونا رو بکشم و گرنه چرکی می شه!» و ادامه داد: « خوش بختانه دندون شیریه و بعدش در می یاد!» زن با شنیدن نظر دندان پزشک ناله اش بلند تر شد:« آخ. بیچاره شدم. بدبخت شدم.» و رو به دختر بچه، گفت: « الهی بمیری از دستت راحت شم! خودته بدبخت کردی. منه بدبخت کردی!»

سومین ماه درد | دکتر آیرج کی پور سومین ماه درد | دکتر آیرج کی پور

زن می خواست دندان هایش را پر کند اما شوهرش اصرار بر کشیدن آن ها داشت. زن گفت : « چرا بکشم، اینقده تحمل کردم.» و ناگهان دست کرد و از درون کیفش بسته ای اسکناس ریز کهنه بیرون آورد و گفت: « نگاه کن، خودم جمع کردم، می خوام دندونمه درست کنم....» و می خواست ادامه دهد که مرد فریاد کشید: « که خودت جمع کردی ها؟ مال بابات بود؟ من جون کندم، حمالی مردمه کردم، دادم خوردی این جوری خرس شدی» و بعد در حالی که دهانش کف کرده بود گفت: « خودت می دانی. بالاخره خانه ای هم هست.»

دندان عوضی | دکتر آیرج کی پور دندان عوضی | دکتر آیرج کی پور
داستان مردی چارشانه که به همراه دو دوستش به دندانپزشکی می رود و دندان پزشک یکی از دندان های او را می کشد ولی بعد فرد مدعی می شود که دکتر دندان سالم او را کشیده است .

دو دندان پیشین | دکتر آیرج کی پور دو دندان پیشین | دکتر آیرج کی پور

ماجرای دختر جوانی که دو دندان پیشینش خراب می شود و دندان پزشک پیشنهاد می دهد که آن ها را پر کند اما دختر می گوید که پدر شوهرش ملا است و اعتقاد دارد که پر کردن دندان های پیشین مجاز نیست چون موقع وضو گرفتن آب باید به همه جای دندان ها برسد. بنابراین دختر باید دو دندانش را بکشد.

برش عمودی | دکتر آیرج کی پور برش عمودی | دکتر آیرج کی پور

آقاي علوي‌نيا، از پنجرة عقب ماشین مدل بالای خارجي اش، با رضايت به ماشين‌هايي كه جا مي‌ماندند، نگاه مي‌كرد. احساس خوشايندي به او دست مي‌داد. مي‌خواست به راننده‌اش بگويد سرعتش را كم كند. « گذشت در عين بزرگي لذت ديگري دارد...». اين جمله هميشه وِرد زبانش بود

دیدمت | دکتر آیرج کی پور دیدمت | دکتر آیرج کی پور

ديدمت! گام مي‌زدي، مغرور و پرطمأنينه، سري افراشته، لبخندي بر لب، با عليكم‌السلامي غليظ از سر بزرگي به كارمندان. موهاي تنك پريشان، شلواري زانو انداخته، و كفشي كه آخرين واكس را به ياد نداشت.

سوسن و بع بعی | دکتر آیرج کی پور سوسن و بع بعی | دکتر آیرج کی پور
داستانی شیرین از دختربچه ای که در خیال خود با ابر گفتگو می کند ، گفتگویی کودکانه و خیال انگیز ...

این طبیب از دیدن بیمار می ترسد؟ | دکتر آیرج کی پور این طبیب از دیدن بیمار می ترسد؟ | دکتر آیرج کی پور
این چند روزه، مطمئن بودم می توانم اولین ایمپلنتم را بگذارم. کنجکاوی و ماجراجوئی انگیزه ای قوی اند ولی وقتی با انگیزة اقتصادی دست دوستی می دهند شیر غرانند در گاهِ شکار.
حالا وقت عمل بود. ریشه را می بایست بیرون می آوردم و سازة ایمپلنت را در جایش می گذاشتم. نمی دانم چه شد که ناگهان دستم لرزید.

دست گلت درد نكنه | دکتر آیرج کی پور دست گلت درد نكنه | دکتر آیرج کی پور

مرد با اضطراب به صورت ماسك‌‌زده و چشمان تنگي كه از پشت عينك ريزتر به نظر مي‌رسيد نگاه مي‌كرد و گاه‌به‌گاه، از جا مي‌پريد و «آخ» مي‌گفت. جرم، سراسر دندان‌هاي مسواك نخورده را پوشانيده بود. دندان‌پزشك با تحكم از مرد پرسيد: «نمي‌شد به دندونات برسي؟» و با خنده ادامه داد: «خمير دندون واست بخرم؟» مرد نگران و پريشان به دندان‌پزشك نگاه مي‌كرد وحرفي نمي‌زد.

ایزو9001 - 2000 | دکتر آیرج کی پور ایزو9001 - 2000 | دکتر آیرج کی پور

ماجرای دندان پزشکی که افرادی برای دادن ایزو به بیمارستان آمده اند و او این نگرانی را دارد که می تواند ایزو را بگیرد یا نه. در این حین بیمارانی نیز می آیند که باعث عصبانیت و نگرانی دندان پزشک می شوند.

خط ۱، واگن ۲، واگن ۳  | دکتر آیرج کی پور خط ۱، واگن ۲، واگن ۳ | دکتر آیرج کی پور
داستان زنی که به همراه دخترش به مترو می رود اما دخترش در اثر اتفاقاتی گم می شود و زنان دیگر به همدردی با مادر می پردازند.

چگونه دندان پزشک چپ دست شد | دکتر ایرج کی پور چگونه دندان پزشک چپ دست شد | دکتر ایرج کی پور
داستان دندان پزشکی که در یک تصادف دست راستش می شکند و مجبور به کار با دست چپ می شود.

جایزه | دکتر آیرج کی پور جایزه | دکتر آیرج کی پور
ماجرای دختر هشت ساله ای که به همراه مادر خود برای کشیدن دندانش به دندان پزشکی می رود اما از باز کردن دهانش خود داری میی کند برای همین مادر مجبور به راضی کردن او می شود.

چابک سوار | دکتر آیرج کی پور چابک سوار | دکتر آیرج کی پور
ماجرای مسابقه ی اسب دوانی که در آن قهرمان دور قبل مسابقات حال چندان خوبی ندارد اما چون شاه شاهداین مسابقه است در آن شرکت می کند  

لاك‌پشت‌ها را اعدام نكنيم | دکتر آیرج کی پور لاك‌پشت‌ها را اعدام نكنيم | دکتر آیرج کی پور
حکایت دانش آموزانی که به كناره ی رودخانه می روند اما به جای استفاده ی درست از محیط زیست  به آزار و اذیت حیوانات آن جا می پردازند .

يك دست دندان | دکتر آیرج کی پور يك دست دندان | دکتر آیرج کی پور
ماجرای زنی که مادرش فوت می کند و در مراسم ختم او دندان های مصنوعی اش به خاطر بی توجهی زن همسایه گم می شود.

زمان سنجی مطب دندان پزشکی | دکتر آیرج کی پور زمان سنجی مطب دندان پزشکی | دکتر آیرج کی پور
یازده یادداشت کوتاه درباره ی بیماران یک دندان پزشک که هریک مشکلات و عقاید خاص خود را دارند.

خيزاب ‌ها و آرامش | دکتر آیرج کی پور خيزاب ‌ها و آرامش | دکتر آیرج کی پور
داستان دندان پزشکی که با وجود درد قلب به مطب می رود سپس متوجه می شود که در تشخیص بیماری پسر جوانی که دو سال پیش به او مراجعه کرده بود اشتباه کرده و پسر را به یک متخصص در تهران معرفی می کند



برای امکان اظهارنظر، باید به ایردن وارد شده باشید


The Singularity Is Near

Ray Kurzweil