فارغ التحصیل سال 1339 از دبیرستان هاتف- اصفهان
فارغ التحصیل 1344 از دانشکده دندان پزشکی دانشگاه تهران
همزمان با تحصیل در دانشکده، مسؤول و سرپرست دبیرخانه جامعه دندان پزشکی ایران
از بدو تٱسیس (1341) تا پایان شهریور 1344
دبیر جامعه دندان پزشکی ایران شعبه اصفهان از سال 1351 تا 1353
مشاور وزیر بهداری و بهزیستی و نیز سرپرست آن وزارت خانه 1358
سرپرست دبیرخانه جامعه دندان پزشکی ایران 1353-1355
رئیس مراکز پزشکی و روابط عمومی بنیاد شهید و بیمارستان مصطفی خمینی 1358 تا 1361
قائم مقام رئیس اولین سمینار بین المللی پزشکی ایران وابسته به دفتر ریاست جمهوری 1363
رئیس مرکز آموزش علوم دندان پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی و بنیانگذار دانشکده دندان پزشکی، تربیت تکنسین و بهداشتکار دهان آن دانشگاه 1365 تا 1375






خاطرات شیرین جوانی
 به قلم دکتر هوشنگ فاضل
خاطراتی از جامعه دندان‏پزشکی ایران در بدو تأسیس و شروع فعالیّت های آن
در دوران تحصیل در دانشکده دندان‏پزشکی تهران و درابتدای سال 1342 بعلت نیاز مالی، سخت به دنبال پیدا کردن کار بودم. جامعه دندان‏پزشکی ایران تازه در 24 دیماه 1341به همت ده نفر از بزرگان دندان پزشکی کشور  تاسیس شده بود. شنیدم که جامعه دندان پزشکی، که بطور اختصار جامعه نامیده می شد، نیاز به یک کارمند برای اداره امور دبیرخانه خود دارد. با آن که کمترین سابقه مدیریتی و اموردفتری نداشتم بعلت علاقه به امور دندان پزشکی و نیاز مالی خود را برای خدمت در آن دفتر معرفی نمودم و با قرار ماهانه 200 تومان در آن دفتر مشغول به کار شدم.  ادامه . . .


تاریخچه تاسیس دانشکده دندان‏پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی
مقدمه: در اوائل انقلاب، دانشگاه آزاد اسلامی تازه تأسیس شده بود و چند دانشکده را هم افتتاح کرده بودند. فلسفه ی تاسیس دانشگاه مزبور این بود که دوره هائی تشکیل شود تا به مردم علوم دانشگاهی را بیاموزد و تعهد داده شده بود که مدرکی به کسی ندهند و فقط سطح علمی دانشجویان خود را بالا ببرند و پس از پایان دوره هم  دانش آموختگان بروند به دنبال کارشان و خوشحال باشند که دوره ای را دیده اند و فهمشان در یک رشته بالا رفته است. بحث و گفتگوی فراوانی هم در سطح مسئولین و مردم وجود داشت که بیشتر به اینگونه برنامه ها اعتراض داشتند و کمترکسانی بودند که امید داشتند روزی این دانشگاه به درستی پا بگیرد و برنامه ای اساسی داشته باشد و بتواند گروهی از این همه جوان پشت کنکوری را  در خود بپذیرد.  ادامه . . .


حمله نیروهای استبداد به کوی دانشگاه
دانشجویان دانشگاه تهران بین سالهای 1339 – 1342 عموما در فعالیت‏های سیاسی شرکت می کردند و مرتبا برنامه هائی برای مبارژه با رژیم استبدادی شاه داشتند. در همان هنگام و در بحبوحه مبارزات دانشجوئی، در ساختمان شمار9 کوی دانشگاه اطاقی مشترک با یکی دیگر از دانشجویان دانشکده مان زندگی می کردم. یک روز صبح قبل از آفتاب که برای نماز صبح بیدار شده بودم هنگامی که از پنجره به بیرون نگاه کردم دیدم ریو های ارتشی خیابان اصلی کوی دانشگاه را پر کرده اند و گروهی سرباز سر تا پا مسلح هم در داخل کوی به رفت و آمد مشغول هستند. تا آن زمان هرگز دژخیمان رژیم به محیط مقدس کوی دانشگاه قدم نگذاشته بودند.  ادامه . . .


دامپزشکی در دندان‏پزشکی
بین سالهای 44-1347 در شاه آباد غرب، کرمانشاه سپاهی بهداشت بودم و بعداز اتمام خدمت سربازی مطب بازکرده بودم. معمولا روز های برفی مراجعه کنند ای نداشتم و چون مطب و منزلم در یک ساختمان بود به استراحت کردن و مطالعه می پرداختم. در یک روز برفی در حالی که روی تخت خوابیده بودم و مطالعه می کردم مستخدم خبرداد که بیماری مراجعه کرده است. بلند شدم و سرو صورتم را صفا داده روپوش پوشیده و عطر و ادوکلن زده وارد حیاط شدم که به کلینیک بروم. دیدم مرد کردی کنار باغجه حیاط ایستاده است. ادامه . . .


نقش دانشجویان دندان‏پزشکی در آتش زدن اتوموبیل دکتر اقبال
در سالهای 40 و1341 دانشگاه های کشور بویژه دانشگاه تهران شاهد فعالیتهای شدید دانشجویان بر علیه رژیم سلطنتی بود و دانشجویان به دنبال بهانه بودند تا با براه انداختن تظاهرات، اعتصاب ها و تحصن در دانشگاه صدای اعتراضات خود را به گوش ملّت ایران و جهانیان برسانند.
فصل امتحانات بود و داشتم در راهروهای دانشکده دندانپزشکی دانشگاه تهران درس می خواندم تا خود را برای امتحان آماده سازم. ادامه . . .


بی سابقه گی!! یا بی مسئولیّتی در ونکوور
نیمه های شب از صداهای مهیب توفانی سهمگین از خواب پریدیم. در اثر توفان برق قطع شده بود و همه جا تاریکی بود و ظلمت و سیاهی. وقتی چشمها نمی بیند بقیه حواس فعال تر می شود. فریاد های گوش خراش درختانی که به هم برخورد کرده و یا صدای جان خراش شکستن شاخه ها و بر باد رفتن اشیا ئ مختلف در اثر توفان، توفانی که تاکنون در ونکوور سابقه نداشته است.



 اظهارنظر ها